کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
 


کیانا وحدتی
اگر تو بیایی به کوچه ی خزان زده ی انتظار خسته ی من شکوه کهکشانها بستر گامهای تو خواهد...

جزئیات بیشتر...




مرتضی حنانه
مرتضی حنانه در یازدهم اسفند 1301 شمسی در تهران چشم به جهان گشود. او...

جزئیات بیشتر...



طنز

مهندس و برنامه نویس
یک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند. برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید. برنامه‌نویس دوباره گفت: بازى

زن ذلیل!!


تعرفه های جدید!


فراری!!


میز گرد!


مردها کاین گریه در فقدان همسـر می کنند...
مردها کاین گریه در فقدان همسـر می کنند بعد مرگ همسـر خود، خاک بر سر می کنند! خاک گورش را به کیسه، سوی منزل می برند! دشت داغ سینه ی خود، لاله پرور می کنند چون مجانین! خیره بر دیوار و بر در می شوند خاک زیر پای خود، از گریه، هی! تر می کنند روز و شب با عکس او، پیوسته صحبت

فیلم ترسناک!


گدایی کردن ملانصرالدین
روزی ملا به در خانه ی همسایه رفت و از او درخواست یک دیگ را نمود. همسایه ظرف را داد... . بعد از چند روز بعد ملا دیگ را به همراه یک دیگچه آورد. . همسایه با تعجب پرسید که دیگچه دیگر چیست؟ ملا پاسخ داد که دیگ یک دیگچه زایید و همسایه با خوشحالی پذیرفت. چند روز بعد

ملانصرالدین و دیگ همسایه
روزی ملا به در خانه ی همسایه رفت و از او درخواست یک دیگ را نمود. همسایه ظرف را داد... . بعد از چند روز بعد ملا دیگ را به همراه یک دیگچه آورد. . همسایه با تعجب پرسید که دیگچه دیگر چیست؟ ملا پاسخ داد که دیگ یک دیگچه زایید و همسایه با خوشحالی پذیرفت. چند روز بعد

کمردرد ملانصرالدین
وقتی کمر درد ملا نصرالدین به شدت عود کرد و به حد غیر قابل تحملی رسید با بی میلی تمام نزد پزشک متخصص رفت تا مشکلش را تشخیص دهد ، دکتر رو به او کرد و گفت : بسیار خب ، مشکل شما با کمک عمل جراحی قابل معالجه است . دو هفته بستری در بیمارستان و 6 ماه درازکش . ملا نصرالدین فریاد اعتراضش بلند شد که :

شما میدونید اشکال این راه پله چیه؟


موتور راحتی!


بانکداری الکترونیک


کل کل شعری سیمین بهبهانی و ابراهیم صهبا
این مناظره شعری با شعر ” آزار ” سیمین بهبهانی شروع می شود : و با جوابیه رند تبریزی پایان می گیرد . یا رب مرا یاری بده ، تا سخت آزارش کنم هجرش دهم ، زجرش دهم ، خوارش کنم ، زارش کنم از بوسه های آتشین ، وز خنده های دلنشین صد شعله در جانش زنم ، صد فتنه در کارش کنم در پیش چشمش

راز آفرینش
خدا خر را آفرید و به او گفت: تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود. و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد. خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما

بدون شرح


معنی عشق
عشق ،یعنی که تکان خورده و سرپا بشویم زورکی هم که شده در دل هم جا بشویم دست در دست هم اصلا ندهیم و نرویم مگر آن وقت که دیوانه و تنها بشویم عینک تیره و تیپ و هیجان و بلوتوث همه جا چشم به راه اس ام اس ها بشویم عشق ، یعنی من و تو ، هیچ نگوییم

نامه ی دختر ایرانی به جومونگ
سلام آقای جومونگ .امیدوارم حالتان خوب باشد و ملالی در وجود شریف نباشد. اگر از احوال اینجانب و سایر هموطنان بپرسید بنده که مخلص جناب عالی و تمام اعضای گروه دامون هستم . هموطنان هم همگی دوست دار جناب عالی هستند و هر جمعه و سه شنبه مشتاقانه پای تلویزیون می نشینند تا جمال مبارک جنابعالی ویاران را

سیر تاریخی مهریه و نتایج آن
عصر شکار: 20 کیلو گوشت دایناسور، 40 کیلو گوشت اژدها. نتیجه: دایناسورها منقرض شدند عصر کشاورزی: 24 دست تبر سنگی، 24 دست تیغه و داس جنگی. نتیجه: افزایش قتل به دلیل دم دست بودن داس برای خانوم ها عصر فلز: 70 ورقه مسی، 50 تا خنجر مفرغی و سرگرز آهنی. نتیجه: افزایش شکستگی سر

پیغام گیر تلفن شعرا
پیغام گیر فردوسی: نمیباشم امروز اندر سرای که رسم ادب را بیارم بجای به پیغامت ای دوست گویم جواب چو فردا بر آید بلند آفتاب پیغام گیر سعدی: از آوای دل انگیز تو مستم نباشم خانه و شرمنده هستم به پیغام تو خواهم گفت پاسخ فلک گر فرصتی دادی به دستم

بعدی  11  10  9  8  7  6  5  4  3  2  1  قبلی

املاک A4A: طراحی سئو