کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
 


کیانا وحدتی
حالا که نیستی ؛ بغض همیشه ی هست های نبوده شکسته است فریاد خسته ام ، بر قلب تنهای پردریغ...

جزئیات بیشتر...




نگرش
حقیقتی کوچک برای آنانی که می خواهند زندگی خود را صد در صد بسازند!!!...

جزئیات بیشتر...


نوشته های خواندنی
« 119991 بازدید »

rouholla روح‌اله     شنبه, ‏1387/07/13 ‏20:16:20

با ارسال دانسته ها،معلومات و مطالعات جدید خود در زمینه های مختلف ، دیگران را بهره مند سازیم ...
« نمایش همه نظرات »
« نمایش 10 نظر قبلی »


anvar anvar     سه شنبه, ‏1387/10/17 ‏12:50:03

تفاوت دانشمندان و سیاستمداران :

دانشمندان حرف زیادی برای گفتن ندارند ، آنها معمولا" زیاد پر حرف نیستند و نباید هم باشند ، اگر آزمایشی انجام دهند که به موفقیت بیانجامد ، نتیجه آزمایش را به شما نشان می دهند و نتیجه ، خودش حرف میزند . بنابراین دانشمندان معمولا" افرادی بی سرو صدا و آرامند و اهل سخن رانی نیستند . لزومی هم ندارد که باشند، دلیل تلاش خودبخود آشکار است ، در ضمن اگر آزمایشی انجام دهند که با موفقیت روبرو نشوند ، دیگر چیزی برای گفتن ندارند.

در مورد سیاستمداران این طور نیست ، آنها حتی اگر با شکست مواجه شوند از سخن پراکنی دست بر نمی دارند ، در واقع هر چه بیشتر با شکست مواجه شوند ، بیشتر صحبت می کنند .
anvar anvar     چهارشنبه, ‏1387/10/18 ‏11:46:33

سلام : برگرفته از کتاب  بریدا  اثر پابلوکوئیلو

خداوندا کاری کن تا بفهمم هر رخداد نیکی که در زندگیم روی میدهد ، به خاطر آنست که سزاوار آنم .
کاری کن  تا درک کنم ، چیزی که مرا به جستجو ی تو وامیدارد ، در حقیقت همان نیرویی است که دیگران را به جنبش وا می داشته است و تردیدهایی که دارم ، همان تردیدهایی است که دیگران نیز داشته اند و ضعف هایی که حس میکنم ، همان ضعف هایی است که دیگران احساس می کرده اند ، خدایا کاری کن که آن قدر فروتن باشم تا بپذیرم با دیگران تفاوت ندارم .  آمین
anvar anvar     چهارشنبه, ‏1387/10/18 ‏11:56:30

فرازی دیگر از همان کتاب :

هیچکس نمی تواند مالک غروب خورشید شود ، آن طور که یکروز عصر با هم تماشایش کردیم .
هیچکس نمی تواند مالک بعدازظهری شود که باران به پنجره ها می کوبد و یا مالک آرامشی شود که یک کودک خوابیده  
            در اطرافش پخش می کند و یا صاحب لحظه سحرآمیز کوبش موجها بر صخره ها شود .
هیچکس نمی تواند خود را مالک زیباترین موجود روی زمین بداند .

اما ، ما می توانیم این لحظه ها را بشناسیم و به آنها عشق بورزیم . خدا از این راه این لحظه ها خود را به آدم نشان می دهد .
ما نه فرمانروای خورشیدیم ، نه مالک عصر نه صاحب امواج و نه مالک فرزند خود و نه صاحب نگاره خداوند ، چون نمیتوانیم مالک خود باشیم .
anvar anvar     پنج شنبه, ‏1387/10/19 ‏10:34:35

سلام بر مهدی گرامی

5 تا علامت تعجب  فردوسی طوسی را فراموش کردید.                                     موفق باشید .
anvar anvar     سه شنبه, ‏1387/11/01 ‏07:45:04

سلام بر پانی عزیز

ممنون به خاطر مطالب فوق العاده ای که میفرستی ، درود بر تو .
anvar anvar     شنبه, ‏1387/11/05 ‏02:06:40

درختها و انسانها  با هم ارتباط متقابل دارند .
شما باید همانقدر به نیازهای درختان توجه داشته باشید که به نیاز انسانها .اگر شما نیازهای یک گونه را درنظر نگیرید در واقع زندگی خودتان را به خطر انداخته اید .
درختان دی اکسید کربن را از محیط می گیرند ، بعد از کربن آن ئیدرات کربن می سازند تا رشد کنند ، ضمنا" اکسیژن این گاز توسط درخت متساعد میگردد ، این ماده زائد درخت است .
انسانها از طرف دیگر برای برزیستی به اکسیژن نیاز دارند ، اگر درختان دی اکسید کربن را که مقدار زیاد در هواهست مبدل به اکسیژن نمی ساختند ( که در محیط نیست ) شما به عنوان گونه نمی توانستید به زندگی ادامه دهید .
شما در مقابل از طریق تنفس ، دی اکسید کربن آزاد می سازید که درختان برای بقاء و برزیستی به آن نیاز دارند . این توازن است . پس باید از نابود کردن درختها خودداری کرد .
ظاهرا" در کشورهای پیشرفته ، در مقابل هر درختی که بریده میشود 2 درخت کاشته می شود ، ولی 300 سال طول می کشد تا درختهای کاشته شده به قوت و اندازه ای برسند و همانقدر اکسیژن به محیط بدهند که درختان تنومندی که قطع میشوند .
انسانها هر سال  مشغول قطع هزار هکتار درخت هستند .
میدانید چند درخت باید قطع شود تا فقط روزنامه های یومیه دنیا تهیه گردد؟ گذشته از فنجانها ، کارتونها و حوله های کاغذی .
باید به مواد جایگزین اندیشید ، کنف یا کتان که بسیار ارزانتر و راحتتر به دست می آید .
anvar anvar     چهارشنبه, ‏1387/11/09 ‏13:57:56

زنجیر عشق تا بی نهایت

یکروز بعداز ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمیگشت خانه ، سرراه زن مسنی رادید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود . آن زن برایش دست تکان داد تا متوقف شود . اسمیت پیاده شد و خودش را معرفی کرد و گفت :آمدم کمکتون . زن گفت : صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد ، این واقعا" لطف شماست . وقتی  که او لاستیک را عوض کرد و درب صندوق عقب را می بست ، زن پرسید : من چقدر باید بپردازم ؟ اسمیت گفت : شما هیچ بدهی به من ندارید ، من هم در چنین شرایطی بوده ام و روزی یک نفر به من کمک کرد ، همانطور که من به شما کمک کردم ، فقط  نگذارید زنجیر عشق به شما ختم شود .
چند مایل جلوتر زن کافه ی کوچکی را دید رفت تا چیزی بخورد ، نتوانست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذرد که می بایست 8 ماهه باردار باشد و از خستگی روی پا بند نبود . او داستان زندگی زن پیشخدمت را نمی دانست و احتمالا" هیچ گاه هم نخواهد فهمید . وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلارش را بیاورد زن رفته بود ، در حالی که روی دستمال سفره یادداشتی باقی گذاشته بود ، شما هیچ بدهی به من ندارید ، من هم در چنین شرایطی بوده ام و روزی یک نفر به من کمک کرد ، فقط نگذارید زنجیر عشق به شما ختم شود .
همان شب وقتی زن پیشخدمت از سر کار به خانه رفت ، در حالی که به آن یادداشت و پول فکر می کرد به شوهرش گفت : دوستت دارم اسمیت ، همه چیز داره درست میشه .
بیائید هر کدام از ما زنجیر عشقی بسازیم که تا بی نهایت ادامه داشته باشد .
anvar anvar     پنج شنبه, ‏1387/11/17 ‏02:00:38

عشق بی قید و شرط  ، تقدیم به پانی عزیزم و سایر دوستان گرامی

عدم وابستگی در روابط خانوادگی بدان معناست که شما فضایی را در محیط خانه پدید می آورید که هریک از افراد در انتخاب اندیشه و عمل آزادند و شما از اعمال و رفتاری که با سلیقه و نقطه نظر های شما مغایر است رنجش به دل نمی گیرید ، بعلاوه خواستها ، خوی ها ، اندیشه ها و عواطف خویش را میزان سنجش و مقیاس داوری در باره اعضای خانواده قرار نمی دهید و تنها در صورت تقاضا ، رهنمود و توصیه ارائه می کنید ، افزون بر این هر گونه ارزیابی را از جانب خود فراموش می کنید و در عوض به سخنان آنان گوش می سپارید و به ایشان برای آنچه هستند عشق می ورزید و در صورت تقاضا رهنمودهای خود را تقدیمشان می کنید و از این طریق عشق بی قید و شرط خود را ارزانیشان می دارید .
anvar anvar     شنبه, ‏1387/12/24 ‏12:37:49

دوستان آسمانی   از کتاب " حکمت شادان " اثر نیچه  

تقدیم به دوستانی که از هم به دلیلی بریده اند .

ما دو دوست بودیم و اکنون برای یکدیگر غریبه شده ایم . البته خوب شد که این چنین شد و ما درباره این موضوع نه سکوت می کنیم و نه بدون هیچگونه احساس شرمندگی آن را پنهان می سازیم . ما همانند دو کشتی هستیم که هر کدام مقصد و مسیر خاص خود را دارد . البته شاید ما در مسیرهای خود به یکدیگر برخورد کنیم و همانند گذشته جشنی را بر پا داریم . این قایقهای خوب ما با چنان آرامشی در یک بندر و زیر یک آفتاب پهلو میگیرند که شاید تصور شود مقصد هر دو یکی بوده و هر دو به آن رسیده اند . اما ماموریتی اجتناب ناپذیر باز ما را از یکدیگر جدا کرده و به طرف دریاهای گوناگون و آفتابهای دیگر سوق داد. بدین ترتیب شاید ما هیچگاه یکدیگر را نبینیم یا شاید یکدیگر را ببینیم اما همدیگر را نشناسیم زیرا دریاهای گوناگون و آفتابهای متفاوت ما را تغییر داده اند . ما می بایست نسبت به یکدیگر غریبه می شدیم ، این همان خواست و قانونیست که بالای سر ما حاکم بوده است و دقیقا " به همین خاطر است که ما باید برای یکدیگر احترام قائل شده و اندیشه دوستی قدیم ما مقدس تر شود.
احتمالا" راهی بزرگ ، مسیری نامرئی یا مداری آسمانی وجود دارد که مقاصد و گذرگاههای مختلف ما بر روی آن به صورت منزلگاههای کوچک ثبت شده اند . آری ما باید خود را تاسطح چنین اندیشه والایی ارتقاء دهیم . اما زندگی ما بیش از آن کوتاه و بینش ما بیش از آن ضعیف است که بتوانیم تا چنین حد والایی با یکدیگر دوست باشیم . بدین ترتیب ما که با یکدیگر دشمنان زمینی بودیم باید به دوستی آسمانی خود ایمان بیاوریم .

                                                                                                                        موفق باشید .
anvar anvar     شنبه, ‏1388/01/15 ‏07:27:23

زمان
بر آنان که در انتظارند ، بسیار آهسته می گذرد .
بر آنان که هراسناکند ، با شتاب .
بر آنان که غصه دارند ، بس دراز است .
بر آنان که شاد و خرسند ، بسی کوتاه .
اما بر آنان که عاشقند ، زمان ابدیت است .
anvar anvar     شنبه, ‏1388/01/15 ‏07:33:01

راه تو
آن کس که بهشت را می جوید تا روح خویش را رهایی بخشد
شاید که چند گاهی در راه استوار ماند ، اما به مقصد نخواهد رسید .
اما آن کس که عاشق است شاید که از راه دور افتد
اما همان نیت پاک عشق او را به حلقه قدیسان و پاکان خواهد رساند .

                                                        بر گرفته از کتاب " آن خردمند دیگر " اثر هنری ون دایک  ترجمه دکتر الهی قمشه ای.
anvar anvar     پنج شنبه, ‏1388/01/20 ‏12:02:29

آرامش

با دلی مشتاق و اراده ای چون آتش،به جنگ برخاستم تا قلعه آرزوها را بگشایم .
و با خویش گفتم که " بی گمان آرامش از آن من خواهد بود ".
اما در این نبرد ملالت بار ، زندگی تلخ شد .
زندگی تلخ شد و روحم خسته و غرورم آزرده ، فریاد به آسمان برآوردم که :
" آخر ای خدا ، مرا آرامش بخش و گرنه هلاک خواهم شد " .
اما از ستارگان گنگ و ناشنوا برق پاسخی ندرخشید .
سرانجام ، شکسته و نومید ، سر فرود آوردم ،
خود را فراموش کردم و گفتم : " بگذار هر چه مشیت اوست ، جاری شود " و
همان دم بر چشمه آرامش فرود آمدم .

                                                                                                   از همان منبع .
anvar anvar     دوشنبه, ‏1388/05/19 ‏12:20:39

سلام بر اشکیار گرامی

ضمن تشکر از انتخاب قشنگ شما ، انصافا" می بینیم که چگونه هسته های اصلی تفکر مکاتب و ادیان خوب جهان که دغدغه چگونگی انسان تحقق یافته را دارند علیرغم تمام حذف و اضافاتی که در طی اعصار و قرون توسط پیروانشان صورت گرفته که  گاه پوسته ای بیشتر به جا نگذارده اند ، در این ایده های اساسی " پندار نیک " و " گفتار نیک " و کردار نیک " با زرتشت وحدت دارند ، ایده ایی که روانشناسی روز جهان توسط انسانگراها دنبال میکند و همچنان نیاز اصلی بشر هست و گریزی نیست .

                                                                                                         درود بر شما و موفق باشید .
anvar anvar     چهارشنبه, ‏1388/05/21 ‏09:00:48

آمین
anvar anvar     پنج شنبه, ‏1389/05/14 ‏18:01:47

سلام بر فریاد عزیز

درود بر شما با این متنهای عالی و شگفت انگیز ، دمتان گرم .

وسعت بخشیدن به دایره عشق در وجود خویش و تسری دادن آن به همه ی انسانها و کائنات ، احسنت بر شما و استاد قاعده سوم .

حافظ می فرمایند :

خط عذار یار که بگرفت ماه ازو                     خوش حلقه ایست لیک بدر نیست راه ازو

گویا برای رسیدن به عشق الهی ، ادراک گوهر وجود خویش و دانستن قدر عشق خویش و عاشق شدن بر عظمت وشکوه عشق خویش  علیرغم پاسخ یار ...... راهی جز عبور از حلقه ی عشق زمینی و احتمال قریب به یقین آسیب دیدن و رنج دیدن و پخته شدن و سوختن ....نیست .

توضیح کامل غزل در اتاق حافظ  با مسعود خوب .

                                                                                                                        زنده باشید و پایدار.
anvar anvar     جمعه, ‏1389/05/15 ‏08:12:47

سلام بر فریاد عزیز

صبح را با گشتی در سایت کیانا آغاز میکنم و از برکت وجودش تا شب شارژم و سر حال ، بویژه با دوستان عزیز و گرانقدر جدید چون فریاد خوب و نازنین .

داستان مداد یکی از کاملترین و زیباترین قصه های زندگی است از آنرو که زاویه ی نگاه ما را میزان میکند به کوچک نشمردن و حقیر ندانستن هر چیز زندگی ، حتی یک شئی معمولی که هر روز جلوی چشم ماست و بی تفاوت از کنارش میگذریم .

نکته ی دوم ، معرفی فریدون مشیری خوب که هر چه بیشتر معرفی شود ، کم است و بویژه که زنده و حی و حاضر از او نام میبری ، مثل احساسی که ما در مورد کیانا و حضور پر انرژی اش داریم .

یک نکته ی کوچک در مورد آن بخش ناجور وجود و انتخاب های نامناسب و پیامدهای آن و متوجه شدن دیگران و دوری گزیدن و تنها ماندن و.....    نوید میدهم بواسطه ی قدرت آن قطره گهر الهی در درون وجود انسانها ، هر گاه که نور آگاهی و معرفت بتابد در کسری از ثانیه ، دیدن ، توجه و پذیرش خطا  امکان بازگشت مهیاست و انسانهای متضرر آماده ی بخشیدن و شفقتند .
تردید ندارم .

                                                                                                               موفق باشید و حضور عالی مستدام .
anvar anvar     شنبه, ‏1389/06/13 ‏09:26:23

سلام بر اشکیار خوب

با تشکر از معرفی این انسان نازنین ، کتابهای تاریخچه ی زمان و " جهان در پست گردو " بسیار دلنشین و خواندنیست . و بحث سپید چشمه ها در پس سیاهچاله ها و نظریه ابر ریسمانها علیرغم اینکه از لحاظ تدوریک هنوز برایم قابل درک نیست ولی مثل نوری در تاریکی می درخشد . ممنون ، به قول متن خودتان :

استفن هاوکینگ  اعتقادات مذهبی عمیقی داشت و معتقد بود که در هر فاجعه ای بذراهی امید وجود دارد که با استقامت و قدرت روحی خود می تواند رشد کند. و بارور شود. باید به خداوند توکل داشت و از ناکامیهایی که پیش می آید خیزگاههایی برای کامیابی ساخت.

                                                                                                                                                                                                  موفق باشید .
anvar anvar     شنبه, ‏1389/06/13 ‏09:27:37

منظورم " تئوریک " بود و نیز بذری از امید .
anvar anvar     یکشنبه, ‏1389/06/21 ‏11:28:05

سلام بر اشکیار خوب

درود بر شما ، اما مطلبی را جایی میخواندم ، خیلی به دلم نشست . تقدیم به شما :

اگر وسیله ای میداشتیم که میتوانستیم مکالمات عادی مردم هر دوره را ضبط میکرد متوجه میشدیم ، مردم با سن 25 به قول شما و 40 به قول ایشان در حال حسرت پاکی ها روشنیها و زلال دوران قبل از خویشند . مردم سالهای 1298 در حال صحبت درباره ی مردم قبل از خود ، مردم سال 1700 و 1898 و 2000 و 2010 و...

چند روز پیش کتاب " حافظ ناشنیده پند " را میخواندم ( از آقای ایرج پزشکزاد که خاطراتی از آقای محمد گلندام ، شوهر خواهر حافظ ) حسی از درستی این مطلب القا میکرد ، این به یاد آوردنها اگر با غبطه و حسرت همراه نباشد عالیست ، و چه خوب اگر با دیدن زیبائیهای اخیر و توجه به اکنون عجین شود ......

                                                                                                                                                                           موفق باشید .
anvar anvar     پنج شنبه, ‏1389/07/22 ‏10:17:57

سلام بر فریاد خوب و اشکیار گرامی

با تشکر از مطالب خوبتان ، فریاد عزیز  اگر زحمتتان نیست  گزیده های جملات بالا را  در "دریای خرد" بگذارید تا مکرر جلوی چشم بیایند ، مطالب ارد بزرگ تازه و بی نظیر است در عین سادگی . دوست دارم به نام تهیه کننده ی سند ثبت شود . ( مسئولیت دریای خرد با منست . ) لطفا" .
anvar anvar     دوشنبه, ‏1389/09/22 ‏08:24:33

سلام بر فریاد عزیز

خوب خوب ، پاک پاک ، نغز نغز .

دست شما دردنکنه .
anvar anvar     دوشنبه, ‏1389/09/22 ‏08:32:31

و حقیقتا" کیانا از دسته ی چهارم هست .

کتاب بلوغ کال را هر بار نگاه میکنم به این حقیقت بیشتر واقف می شوم . یادش گرامی و پایدار .
anvar anvar     یکشنبه, ‏1389/10/05 ‏09:27:08

سلام بر فریاد عزیز ، اشکیار گرامی

مرسی از  متنهای زیبایتان و زحمتی که می کشید و سخاوتی که دارید .
anvar anvar     پنج شنبه, ‏1389/11/21 ‏10:15:27

فریاد عزیز دمت گرم به خاطر متن آرامش و درددل نوزاد 6 ماهه .
اشکیار خوب ، مرسی به خاطر اسامی مستعار ، بویژه که تا این اندازه بدون دسته بندی و داوری و یکسان برخورد کردن با آدمها .
anvar anvar     یکشنبه, ‏1389/12/08 ‏11:37:43

درود بر سحر عزیز و گرامی .

بگو که هنوز، پر امنیت احساس خداست !
ماه من غصه چرا !؟!
anvar anvar     یکشنبه, ‏1389/12/08 ‏11:38:39

سلام بر فریاد گرامی ، نام شما را با سحرعزیز اشتباه گرفتم . درود بر هر دوی شما .
anvar anvar     دوشنبه, ‏1390/04/20 ‏22:16:51

چشم
anvar anvar     دوشنبه, ‏1390/05/24 ‏01:22:21

درود بر شما ، قادر خوب ، عالی و بی نظیر . موفق باشید و حضورتان مستدام باد .
anvar anvar     سه شنبه, ‏1391/03/23 ‏08:33:14

احسنت بر شما ، ساحل و ایوان خوب . مرسی از این همه دقت و توجه و ظرفیت . دمتون گرم .
anvar anvar     شنبه, ‏1391/03/27 ‏08:39:23

..... و غرورمان سرانجام ما را در هم خواه شکست .....

دمت گرم گلی جان .
anvar anvar     جمعه, ‏1391/04/02 ‏20:07:58

:)))
anvar anvar     شنبه, ‏1391/04/10 ‏07:38:18

سلام دوستان نازنین ، رژین جان

تو این قصه ی دکتر شریعتی درسهای عالی و بی نظیری وجود داره . من این طور درس میگیرم که :

- چه خوبه به موقع هر وقت واقعا" دوستش دارم ...... بغل دستیمو ، بهش بگم ، حساب و کتاب نکنم تا روز مبادا بیاد ، روز مبادا همین الآنه .

- چه خوبه هر وقت دلم تنگ میشه بهش بگم ....... بدون این که فکر کنم طرف چه برداشت نامناسبی ممکنه بکنه . احتمال این که برداشت نامناسب نکنه زیادتره .

- این احساسهای عالی ، این جمله های ارزشمند مال یک دل پاک و بی غشه ، بیخودی ایجاد نمیشه ، یه کمی شهامت میخواد که ابراز بشه ، اگه مدام نگران سوء استفاده باشیم ممکنه هیچ دوستی نداشته باشیم ، چون میگردیم یک انسان کامل پیدا کنیم و بهش بگیم ، یعنی به دیگران وابسته می شیم ، در حالی که این احساس مال توست ، ابرازش کن ، اگه طرف نفهمید ، فوری می فهمی ، بذار به کسی دیگه بگی که دلت تنگ شده و عاشقشی ، پیدا میشه کسی که لیاقتشو داشته باشه ، تو هر بار با چشمهای بازتری ابراز میکنی .
احساس میکنم دکتر روزهای سختی رو میگذرونده و با عینک تیره به آدما نگاه میکرده ....

- و نکته ی دیگه این که نذار یم پیر بشیم و " دوستت دارم هایمان را خرج نکرده ، رو دستمان مانده باشه ، به موقع انفاق کنیم به خاطر خودمان که عاشقیم نه به خاطر این که به دیگری کمکی کرده باشیم یا بتونه عشقی رو برگردونه ، بلکه به خاطر خود عشق ، به خاطر حسی که با دوست داشتن نصیب خودمون میشه ، حس رهایی و پرواز ، بدون حساب و کتاب .

البته دکتر آخرش اعتراف میکنه که تمام قصه های عاشقانه اینگونه به گوشمان خوانده شده .... من نظرم اینه که دکتر جان مسئولیتشو بپذیر ، اونا خوندند ، شما هم پذیرفتی .... شاید یکی از اشکالات تقلید بدون تحقیق همین باشه .

                             به هر حال رژین جان دوست دارم و دلم برات تنگ شده ، اولین باری که دیدمت دوباره حتما" بهت میگم .
anvar anvar     شنبه, ‏1391/04/10 ‏07:44:17

گل یخ نازنین

متنت عالیه و بی نظیر . من این درس رو می گیرم که اجازه بدیم آدما خودشون در تقلای زندگیشون بال و پرشون حسابی رشد کنه و قوی بشه ، بخصوص بچه ها . فقط شرایط رو تا آنجائیکه عقلمون میرسه فراهم کنیم و راهو باز نگه داریم و از سر راهشون بریم کنار و اعتماد کنیم و اعتماد کنیم و از دور نظارت ...مگر فقط وقتی که به خودشون دارند آسیب میزنند ( چون کرم ابریشم نمیتونه به خودش آسیب بزنه تو پیله ، اما بچه ها میتونن یه هو عصبانی بشن و کارهای عجیب غریب کنند ...) یا دوستانمان تا وقتی از ما نخواستند در مورد کارشون نظر بدیم ، تو کارشون دخالت نکنیم و بذاریم درسهای لازم رو از خطاهاشون بگیرند و خودشون خودشون رو اصلاح کنند ......عزیزم مرسی ، من خیلی موافقم .
anvar anvar     شنبه, ‏1391/04/10 ‏07:51:55

ساحل جان ، طبق معمول ، نغز نغز ، خوب خوب .

متأسفانه گاه همه ی هزینه هارو پرداخت میکنیم  و موقع بهره برداری خسته تر از اونیم که فکرمون رو کار بندازیم درست دقیقه ی نود ، وقت سحر که هوا هنوز روشن نشده و تاریکی زیاده فکر می کنیم دیگه همه چی از بین رفته و صبحی در کار نیست ....

                                                                                                              موفق باشید و حضور عالی مستدام .
anvar anvar     یکشنبه, ‏1391/04/11 ‏08:13:32

ایوان جان

مطمئنی که خدا باید یادش بیاد که ما قسمت هم نیستیم ؟ این من نیستم که باید دوزاریم زود بیفته که با احترام به آنچه قلب من میگه که خیلی دوستش داره و راست هم میگه ، اما حتما حتما او هم باید این حس براش ایجاد شده باشه و او هم باید این عشق رو درک کنه ، آخه یه ور قسمت مال اونه و اگه او نفهمیده یا از اول نگرفته یا از اول گرفته ( اصلا" خودش شروع کرده ) بعد وفا نکرده یا فهمیده من ، اونی که میخواد نیستم ..... به حرمت خود عشق و عاشقی باید متوجه بشم و برای خواست او بیش از خواست خودم ارزش قائل بشم و وقتی تصمیم گرفتم که بپذیرم ، حالا باید همون عشق پاک و خلص أنقدر وسیع باشه که شامل خودم هم بشه و نخواد که اینقدر غصه بخورم و پنجره رو برای هزاران لاله ی وحشی دیگه باز بذارم تا به عشقی که قسمت منه برسم و بعد بگم خدا جون مرسی که اون نشد ، فهمیدم که یه چیزایی تو میدونی که من به دلیل محدودیتم نمیدونم ........  دمت گرم و موفق باشی ، سبک نوشته هاتو خیلی دوست دارم . عالیه .ببخش گاهی پا برهنه میام تو .
anvar anvar     جمعه, ‏1391/04/16 ‏16:10:51

گل یخ عزیز و ایوان نازنین

با سلام نظر شخصی من اینه که :

اول :خدا به دلیل احترام زیادی که برای اختیار ما قائله ، پس امکان خطا هم داریم که باید درساشو یاد بگیریم و عبور کنیم .

دوم : این که ما به دلیل محدودیتهای حواس پنجگانه مون که ابزار شناخت ماست از این جهان نامتناهی ، خیلی چیزها رو نمیدونیم که خدا میدونه ، اگه صبور باشیم و عبور کنیم زودتر می فهمیم ، اگه نه خیلی دیر می فهمیم یا اصلا" نمی فهمیم ...... که هر کدوم از این ناملایمات چه حکمتی داشتند ؟

نظر شخصی من اینه که اینا به خاطر دلخوشی نیست به خاطر واقع بینی است . ( نه موافق خوش بینی ام ، نه بدبینی ) البته به اندازه شعور و امکانم در این لحظه ی خاص ، اینجا و اکنون .
                                                                                                                                 موفق باشید .
anvar anvar     شنبه, ‏1391/05/21 ‏09:17:42

جملاتی زیبا از دکتر شریعتی :

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
***********************

زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت
***********************
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد.
***********************

انسان مجبور نیست حقایق را بگوید ولی مجبور است چیزی را که می گوید
حقیقت داشته باشد
***********************

"خدایا چگونه زندگی کردن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت
***********************

"تهمت و دروغ"را دشمن سفارش میدهد و منافق میسازد و عوام فریب پخش میکند
و عامی آن را میپذیرد
***********************
خدایا شهرت منی را که میخواهم باشم قربانی منی را که: میخواهند باشم نکن .  ***********************

"زمانی مصاحبه گری از معلم صداقت و صمیمیت دکتر علی شریعتی پرسید :
به نظر شما چه لباسی را به زن امروز بپوشانیم ؟
دکتر علی شریعتی در جواب گفتند : نمیخواهد لباسی بدوزید و بر تن زن امروز نمائید .
فکر زن را اصلاح کنید او خود تصمیم میگیرد که چه لباسی برازنده اوست"
***********************

انسان به اندازه ای که به مرحله انسان بودن نزدیک می شود ،
احساس تنهایی بیشتری می کند.
***********************

انسان عبارت است از یک تردید. یک نوسان دائمی. هر کسی یک سراسیمگی بلاتکلیف است. ***********************

خداوندا من با تمام کوچکی ام, یک چیز از تو بیشتر دارم و آن هم خدایی است
که من دارم و تو نداری
***********************

هر کس بد ما به خلق گوید
ما چهره به دل نمی خراشیم
ما خوبی او به خلق گوییـم
تا هر دو دروغ گفته باشیـم !
***********************

خدایا هر که را عقل دادی ، چه ندادی؟ و هر که را عقل ندادی ، چه دادی؟؟؟
***********************


با شیطان هم داستان شدم, تا در برابر هیچ آدمی, سر تسلیم فرود نیاورم.
***********************

هرگز از کسی که همیشه با من موافق بود ، چیزی یاد نگرفتم . . .
***********************

مادرم میگفت عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب؛
هزار شب است پشیمانم که چرا یک شب عاشقی نکرده ام
***********************
گاه گاهی به یادت غزلی می خوانم
تا نگویی که دلم غافل از آن عهد و وفاست
خوب رویان همه گر بادل من خوب شوند
خوبِ من، با همه خوبان, حساب توجداست!
***********************
یه مرداب برای بدست آوردن یه نیلوفر سالها میخوابه تا آرامش نیلوفر به هم نخوره پس اگرکسی رو دوست داری برای داشتنش حتی شده سالها صبر کن
***********************
بزرگترین اقیانوس آرام است
آرام باش تا بزرگترین باشی
***********************
anvar anvar     شنبه, ‏1391/05/21 ‏09:28:51

جملات بالا از دکتر شریعتی را ساحل جان در بخش دریای خرد گذاشته بودند و من به اینجا منتقل کردم . چون قانون جملات دریای خرد یک یا حداکثر 2 جمله ای است . با تشکر .

یه کمی شوخی با برخی جملات دکتر .

چه عجب که روی حرف مادرتون حرف زدید و پشیمان شدید که یک شب عاشقی نکردید .

دکتر جون بذارید زنها خودشون فکر خودشون رو تنظیم کنند و برای لباس پوشیدنشون تصمیم بگیرند ، شما همون برای مردها فکری بکنید حله ...

دکتر جان کجا با این عجله دنیا رو برای چی نگه دارند ، شما چه کار حرف مردم دارید ....... خدا شما رو خلق کرده ، خودشم میدونه کی ببره ...... الآن هم میدونم به خاطر همه ی خوبیهات جات تو بهشته ...... ساحل جان موافقی یه کمی بین جملات بزرگان ریز و درشت کنیم و بعضی هاشون رو بذاریم ؟ یا اینکه چون مال دکتر شریعتی هست ،همه خوبه ......؟ گاه من از این همه تناقض سر در نمیارم . شاید هم دکتر این جمله ها رو مثلا" تو قصه ای ، حکایتی به شوخی گذاشته و ما        بیخودی های لایت می کنیم .....  
                                                                                                                            موفق باشید .
anvar anvar     یکشنبه, ‏1391/05/22 ‏22:15:34

با سلام به قادر خوب و گل یخ نازنین ، ساحل جان

سعه ی صدر و توجهت جای آفرین و سپاس داره . موفق باشید . هیچ اتفاق بدی نیفتاده ، همه چی عالیه .
anvar anvar     شنبه, ‏1391/05/28 ‏18:09:44

با سلام دوست عزیز ی به نام " یو بی ال " UBL  این متن بلند را از بزرگان در دریای خرد گذاشته بودند ، به دلیل ظرفیت محدود دریای خرد به اینجا منتقل کردم . تقدیم به شما .
ضمن تشکر از ایشان ، در صورت تمایل این جملات را تک به تک  در دریای خرد بگذارید .

نیمی از مردم جهان، افرادی هستند که چیزهایی برای گفتن دارند ولی قادر به بیان آن نیستن
ونیم دیگرافرادی هستند که چیزی برای گفتن ندارند ،اما همیشه در حال حرف زدن هستند
(رابرت لی فراست Robert Frost)


هـمـیـشـه حـرفـی بـزن، کـه بـتـوانی آنـرا بـنـویـسی
چـیـزی را بـنـویـس، کـه بـتـوانـی آنـرا امـضـاء کـنـی
وچـیـزی را امـضـاء کـن کـه بـتـوانی پـایـش بـایـسـتی
" نـاپـلـئـون بـنـاپـارتـــــــ "...


اگر یکـــ سال ثمر از کاری را خواستی گندم بکار، اگر دو سال خواستی درختـــ بکار
اما اگر صد سال ثمر خواستی به مردم یاد بده
" کـنـفـوسیـوس -- Confucius "


تنها کاری را تا فردا کنار بگذار،
که حاضری بمیری بدون اینکه انجامش داده باشی
(پابلو روئیس پیکاسو-- Pablo Ruiz Picasso) ...


اگر می خواهی پس از مرگ فراموش نشوی ،
یا چیزی بنویس که قابل خواندن باشد، یا کاری بکن که قابل نوشتن باشد .
" بنجامین فرانکلین "


انسان موجود عجیبی استـــــ
اگر به او بگـویید در آسمـان، یـکصد میـلیارد و نهصد و نود و نه ستاره وجود دارد
بی چون و چرا می پـذیرد، اما اگر در پارکی بـبیند روی نیـمکـتی نوشته اند رنگی نشـوید
بی درنگــــ انگشتــــ خود را روی نیمکتــــ می کـشد تا مـطمئـن شـود
نیچه
.

مایکل شوماخر چندین سال متوالی در مسابقات اتومبیلرانی "فرمول یک" در دنیا اول شد.
وقتی رمز موفقیتش را پرسیدند، در جواب گفت:
تنها رمز موفقیت من این است که زمانی که دیگران ترمز می گیرند، من گاز می دهم ...
گاندی
.

حـتـی افـرادی هـم که مـعـتـقـد هـستـنـد سـرنـوشـتـــــ هـمه از قـبـل تعـیـیـن شـده و قـابـل
تغـیـیـر نیـسـتـــــــ ؛ مـوقـع رد شـدن از خـیـابـان ابـتـدا دو طـرفـــــ آن را نگاه میـکـنـنـد .
اسـتـیـون هـاوکـیـنگـــــ...


قـرار نـیـسـتـــ مـن طـوری زنـدگی کـنـم کـه دنـیـا دوسـتــ داره ،
خـبــ طـبـعـا قـرارهـم نـیـسـتـــ دنـیـا هـمـونطـوری بـچـرخـه کـه مـن دوسـتــــــ دارم.
"جـروم دیـویـد سـالـیـنجـر"...


جـهـان سـوم جـایی سـتــــ کـه هـر کـس بخـواهـد مـمـلکـتـش را آبـاد کـنـد خانـه اش
خـرابـــــ مـیـشـود ، وهـر کـس بخـواهـد خانـه اش را آبـاد کـنـد بـایـد یـرای ویـرانی
مـمـلکـتـش بکـوشـد.
"پـروفـسـور مـحـمـود حـسابی"...
anvar anvar     چهارشنبه, ‏1391/10/13 ‏14:25:56

خدا را شکر که زنجیره ی محبت هرگز قطع نمیشود تا ابد ادامه می یابد .
« نمایش همه نظرات »

املاک A4A: طراحی سئو