کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
 


کیانا وحدتی
... کنون که می روی تمام عزم لحظه های من ، فدای عزم لحظه های تو شبانگاه بی فروغ من ،...

جزئیات بیشتر...




برف روی شیروانی داغ
اجتماعی, محمدهادی کریمی, علی لدنی, 1389, شهاب حسینی ،آناهیتا نعمتی...

جزئیات بیشتر...


نوشته های خواندنی
« 81866 بازدید »

rouholla روح‌اله     شنبه, ‏1387/07/13 ‏20:16:20

با ارسال دانسته ها،معلومات و مطالعات جدید خود در زمینه های مختلف ، دیگران را بهره مند سازیم ...
« نمایش همه نظرات »
« نمایش 10 نظر قبلی »


ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1388/05/18 ‏03:30:15

نصایح زرتشت به پسرش:

آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر
قبل از جواب دادن فکر کن
هیچکس را تمسخر مکن
نه به راست و نه به دروغ قسم مخور
خود برای خود، زن انتخاب کن
به شرر و دشمنی کسی راضی مشو
تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما
کسی را فریب مده تا دردمندنشوی
از هرکس و هرچیز مطمئن مباش
فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی
با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی
راستگو باش تا استقامت داشته باشی
متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی
دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی
دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی
مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی
سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی
روح خود را به خشم و کین آلوده مساز
هرگز ترشرو و بدخو مباش
در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند
اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده
دورو و سخن چین مباشانجمن نزدیک دروغگو منشین
چالاک باش تا هوشیار باشی
سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی
اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری
با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1388/05/18 ‏03:31:59

هر وقت دل کسی را شکستی یه میخ به دیوار بکوب و هر وقت کسی را خوشحال کردی یه دونه از اون میخ ها را در بیار اون موقع می بینی که جای میخ ها روی دیوار باقی می مونه
ashkyar ashkyar     سه شنبه, ‏1388/05/20 ‏12:09:33

دورود بر شما انور عزیز

خجالت می دید کاری نکردم، منم با نظر شما به طور شدید مؤافقم .
فکر کردم جای این حرفهای گوهر نشان خالی اینجا،باید بگم سخنان انسانهای بزرگی مثل زرتشت بایدسرمشقی باشه برای تکالیف روزانۀ ما،البته چه خوبه از ته دل بپذیریم این حرفارو، بعد خواهیم دید تاثیرشون رو توی همه مراحل زندگیمون، آخر این فرهنگ هویت ما ایرانیان است شناسنامه ماست نباید فراموش بشند...

                                                              " به امید روزی که همه انسانها مهربونی باشه کارشون اول هر صبح"
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1388/05/24 ‏02:18:04

به توانایی خویش ایمان داشتن نیمی از کامیابی است. " ژان ژاک روسو"

به گذشته ی خود هرگز نمی اندیشم مگر آنکه بخواهم از آن نتیجه ای بگیرم. " نهرو"

دنیای فردا از آن کسانی است که هنرمندانه فراموش می کنند و عالمانه یاد می گیرند

روی هر پله که باشی خدا یه پله از تو بالاتره نه به خاطر اینکه خداست به خاطر اینکه دستتو بگیره...
ashkyar ashkyar     دوشنبه, ‏1388/06/30 ‏20:41:30

لقمان حکیم ، پسری داشت که همواره او را پند و اندرز می داد و به راستی و درستی و پیروی از حق فرا می خواند.

از رهنمودهای لقمان به فرزندش این بود که در کردار و رفتارش ، تنها در پی خشنودی خدا و رضای وجدان خویش باشد و از تمجید و تحسین مردم مغرور نشود و به اعتراض و کنایه عیبجویان و خرده گیران اعتنایی نکند.
پسر ، از پدر خواست نمونه ای به او نشان دهد که نتیجه این اندرز را به چشم بنگرد و فروغ حکمت پدر ، از روزنه دیده ، بر دل و جانش بنشیند.
لقمان حکیم به پسر گفت: " هم اکنون ساز و برگ سفر بساز و مرکب را آماده کن تا در طول سفر ، پرده از این راز بردارم."
فرزند ، دستور پدر را به کار بست و چون مرکب را آماده ساخت ، لقمان سوار شد و پسر را فرمود تا در پی اش روان گردد. در آن حال بر مرد می گذر کردند که در صحرا به زراعت مشغول بودند. آنان چون پدر و پسر را دیدند ، زبان به اعتراض گشودند و گفتند:
" چه مرد بی رحم و سنگدلی ، خود لذت سواری می چشد و کودک ناتوانش را پیاده می کشد!"
در این هنگام ، لقمان پسر را سوار کرد و خود در پی او روان شد و همچنان می رفت تا بر گروهی دیگر گذشت ، این بار ، چون تماشاگران آنان را دیدند ، زبان اعتراض باز کردند که :
" این پدر نادان را بنگرید که در تربیت فرزند چندان کوتاهی کرده که حرمت پدر را نمی شناسد. خود که جوان و نیرومند است ، سوار می شود و پدر پیر و محترم را پیاده ، به دنبال می کشد!"
در این حال ، لقمان نیز در کنار فرزند سوار شد و همچنان رفتند تا به گروهی دیگر رسیدند. آنان چون این وضع را دیدند ، از سر عیبجویی گفتند:" چه مردم بی رحمی که هر دو بر پشت حیوانی ضعیف سوار شده اند و باری چنین سنگین بر چارپایی چنان ناتوان نهاده اند. در صورتی که اگر به نوبت سوار می شدند ، هم خود از زحمت راه می رستند و هم مرکبشان از بار گران به ستوه نمی آمد."
در این جا ، لقمان و پسر هر دو از مرکب به زیر آمدند و پیاده به راه افتادند تا به دهکده ای رسیدند. مردم دهکده چون ایشان را به آن حال دیدند ، نکوهش آغاز کردند و با شگفتی گفتند:
" این پیر سالخورده و جوان نورس را بنگرید که هر دو پیاده می روند و سختی راه را تحمل می کنند ، در صورتی که مرکب آماده ، پیش رویشان روان است. گویی که ایشان ، این حیوان را از جان خود بیشتر دوست دارند!"
چون کار سفر پدر و پسر به این جا رسید ، لقمان با لبخندی آمیخته به حسرت ، به فرزند گفت:" این ، تصویری از آن اندرز بود که با تو گفتم. اکنون خود ضمن آزمایش و عمل دریافتی که خشنود ساختن مردم و بستن زبان عیبجویان و یاوه سرایان ، امکان پذیر نیست. از این رو، مرد خردمند به جای آن که جلب رضا و کسب ثنای مردم را هدف خویش قرار دهد ، می باید خشنودی وجدان و رضای آفریدگار را سر لوحه همت خود سازد و در راه مستقیمی که می پیماید ، به تحسین یا توبیخ این و آن ، گوش فرا ندهد."
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1388/07/05 ‏12:00:09

داستانی کوتاه...
شاگردی از استادش پرسید: عشق چست؟
استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی!
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم.
استاد گفت: عشق یعنی همین!
شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟
استاد به سخن آمد که: به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی!
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت. استاد پرسید که شاگرد چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم استاد باز گفت: ازدواج هم یعنی همین !!
                                                                                                          منبع: فارس اینترنت
ashkyar ashkyar     دوشنبه, ‏1388/07/06 ‏11:42:31

دیگر به آسمان پس از باران بدون رنگین کمان خو گرفته ام                            
به قصه های پریان
مثال وهم یک هذیان
به حسرت خالی گلدان
در روزهای بهاران
دیگر به بال بستگی کبوتران بدون قفس در حصار این ایوان
       
دیگر به این عصیان
خو گرفته ام !                      .کیانا.
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1388/07/11 ‏15:04:07

.
.
.
روزگار غریبی است نازنین
..
.
.
.
خدا رادر پستوی خانه دل، نهان باید کرد...
ashkyar ashkyar     دوشنبه, ‏1388/10/14 ‏18:45:34

یوگا دانش فراموش شده ی آریایی های کهن

پروانه کاویانی، استاد و پژوهنده ی دانش یوگا، افزون برآنچه از گفته های او بازگوشد، در نشستیکه باعنوان (یوگا درایران کهن) در بنیاد جمشید برپا بود به پیشینه ی یوگا اشاره کرد و گفت: (("پرانایاما" شیوه ای از دانش یوگا است و راهی برای تمرکز فکری و به دست آوردن تندرستی است که فرزانگان ایران باستان با رازهای این بخش ازدانش یوگا آشنا بوده اند و آن را به نام فروغ پایدار یا فروغ جاودانه می شناخته اند بنابراین بی سبب نیست که برخی خاستگاه یوگا را از ایران می دانند و می گویند که این شیوه ازسرزمین ما به جاهای دیگر رفته است. یوگا در گذر زمان از یادها می رود، تا بدان جایی که امروزه واژه ای فارسی برای یوگا نمی شناسیم. با این همه استادان ایرانی می کوشند تا یوگا و شیوه های گوناگون آن را زنده کنند.))

به گفته وی گرایش به یوگا شیوه ای برای خودشناسی است. اگر این راه پیموده شود، تکامل آدمی و رشد فکری او شکل می گیرد و از گزند روان پریشی دور می ماند. تمرینهای یوگایی(آسانها) نیز راهی برای دوری از بهم ریختگی روانی و روشی برای رسیدن به تعادل میان بخشهای(اجزای) بدن است. با یوگا گوشه های پنهان و تاریک درون آدمی آشکار می شود. گام در این راه گذاشتن، روان و اندیشه را پاک و آزاد می کند و ایمان باور آدمی را استواری می بخشد.

کاویانی در پایان می گوید: کسی که گام در این راه می گذارد، به سوی پاکی و توانایی فراخوانده می شود. پس به کار گیری آن می تواند از رنج ها و بیماریهایی که زاییده ی زندگی ماشینی وجهان صنعتی ما است رها می شود.
                         
                                                                                                                                   منبع: هفته نامۀ امُرداد
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1388/11/11 ‏20:18:36

اول از همه برایت آرزو مى‌کنم که عاشق شوى
و اگر هستى، کسى هم به تو عشق بورزد
و اگر اینگونه نیست، تنهاییت کوتاه باشد
و پس از تنهاییت، نفرت از کسى نیابى
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید
اما اگر پیش آمد، بدانى چگونه به دور از ناامیدى زندگى کنى
برایت همچنان آروز دارم دوستانى داشته باشى
از جمله دوستان بد و ناپایدار
برخى نادوست و برخى دوستدار
که دست کم یکى در میانشان بى‌تردید مورد اعتمادت باشند.
و چون زندگى بدین گونه است
برایت آروزمندم که دشمن نیز داشته باشى
نه کم و نه زیاد ...... درست به اندازه
تا گاهى باورهایت را مورد پرسش قرار دهند
که دست کم یکى از آنها اعتراضش به حق باشد
تا که زیاده به خود غره نشوى.
و نیز آروزمندم مفید فایده باشى، نه خیلى بی‌خاصیت
تا در لحظات سخت
وقتى دیگر چیزى باقى نمانده است
همین مفید بودن کافى باشد تا تو را سرپا نگاه دارد.
همچنین برایت آروزمندم صبور باشى
نه با کسانى که اشتباهات کوچک مى‌کنند
چون این کار ساده‌اى است
بلکه با کسانى که اشتباهات بزرگ و جبران‌ناپذیر مى‌کنند ...
و با کاربرد درست صبوریت براى دیگران نمونه شوى.
و امیدوارم اگر جوان هستى
خیلى به تعجیل، رسیده نشوى ...
و اگر رسیده‌اى، به جوان نمائى اصرار نورزى
و اگر پیرى، تسلیم ناامیدى نشوى...
چرا که هر سنى خوشى و ناخوشى خودش را دارد و لازم است
بگذاریم در ما جریان یابد.
امیدوارم سگى را نوازش کنى، به پرنده‌اى دانه بدهى و به آواز یک
سهره گوش کنى، وقتى که آواى سحرگاهیش را سر مى‌دهد ...
چرا که به این طریق، احساس زیبایى خواهى یافت ......
به رایگان ...
امیدوارم که دانه‌اى هم بر خاک بفشانى ...
هر چند خرد بوده باشد ...
و با روییدنش همراه شوى،
تا دریابى در یک درخت چقدر زندگى وجود دارد.
به علاوه امیدوارم پول داشته باشى، زیرا در عمل به آن نیازمندى ...
و سالى یکبار پولت را جلو رویت بگذار و بگویى:
«این مال من است»،
فقط براى این‌که روشن کنى کدامتان ارباب دیگرى است!
و در پایان، اگر مرد باشى، آروزمندم زن خوبى داشته باشى ...
و اگر زنى، شوهر خوبى داشته باشى،
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان،
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیآغازید ...
اگر همه این‌ها که گفتم برایت فراهم شد،
دیگر چیزى ندارم برایت آروز کنم ...

                                                                                                 نوشته ای بسیار زیبا و عمیق از ویکتور هوگو
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1389/04/26 ‏12:06:15

پرشیا" از کی "ایران" شد؟

--------------------------------------------------------------------------------

تاملی در انتخاب عنوان رسمی کشور
تا اوایل قرن بیستم، مردم جهان کشور ما را با عنوان رسمی" پارس یا پرشین" می شناختند، اما در دوران سلطنت رضاشاه که بحث رجعت به ایران باستان و تاکید بر ایران پیش از اسلام قوت گرفته بود، حلقه ای از روشنفکران باستان گرا مانند سعید نفیسی،محمد علی فروغی و سید حسن تقی زاده در حکومت پهلوی اول با حمایت مستقیم رضاشاه گردهم آمده بودند که به این منظور اقداماتی را انجام می دادند،"سعید نفیسی" از مشاوران نزدیک رضاخان به وی پیشنهاد کرد نام کشور رسما به "ایران" تغییر یابد، این پیشنهاد در آذر ماه 1313 شمسی رنگ واقعیت به خود گرفت، یادداشتی را که از نظر می گذرانید، مقاله ای از سعید نفیسی در روزنامه اطلاعات است که بعد از رسمی شدن عنوان ایران، دلایل و توجیه تاریخی و فرهنگی این انتخاب را با عموم مردم در میان گذاشته است.

رضاشاه آنقدر به نفیسی اعتماد داشت که وی را مسئول تحصیل و تربیت ولیعهدش(محمدرضا) در دوران تحصیل سوئیس کرد که خاطرات حسین فردوست(دوست و همراه محمدرضا در سوئیس) به خوبی آن را روایت کرده است.

پارسینه برای نخستین بار مقاله سعید نفیسی را منتشر می کند:

کسانیکه روزنامه های هفته گذشته را خوانده اند شاید خبر بسیار مهمی را که انتشار یافته بود با کمال سادگی برگذار کرده باشند ، خبر این بود که دولت ما به تمام دول بیگانه اخطار کرده است که از این پس در زبان های اروپایی نام مملکت ما را باید « ایران » بنویسند .

در میان اروپائیان این کلمه ایران تنها اصطلاح جغرافیائی شده بود و در کتابهای جغرافیا دشت وسیعی را که شامل ایران و افغانستان و بلوچستان امروز باشد فلات ایران می نامیدند و مملکت ما را بزبان فرانسه « پرس » و به انگلیسی « پرشیا » و به آلمانی « پرزین » و به ایتالیایی « پرسیا » و به روسی « پرسی » می گفتند و در سایر زبان های اروپایی کلماتی نظیر این چهار کلمه معمول بود .

سبب این بود که هنگامی که دولت هخامنشی را در سال 550 پیش از میلاد یعنی در 2484 سال پیش کوروش بزرگ پادشاه هخامنش تشکیل داد و تمام جهان متمدن را در زیر رایت خود گرد آورد چون پدران وی پیش از آن پادشاهان دیاری بودند که آن را « پارسا » یا « پارسوا » می گفتند و شامل فارس و خوزستان امروز بود مورخین یونانی کشور هخامنشیان را نیز بنا بر همان سابقه که پادشاهان پارسی بوده اند «پرسیس » خواندند و سپس این کلمه از راه زبان لاتین در زبان های اروپایی به « پرسی » یا « پرسیا » و اشکال مختلف آن در آمد و صفتی که از آن مشتق شد در فرانسه « پرسان » و در انگلیسی « پرشین » و در آلمان « پرزیش » و در ایتالیائی « پرسیانا » و در روسی « پرسیدسکی » شد و در زبان فرانسه « پرس » را برای ایران قدیم پیش از اسلام ( مربوط به دوره هخامنشی و ساسانی ) و « پرسان » را برای ایران بعد از اسلام معمول کردند .

تنها در میان علما و مخصوصا مستشرقین معمول شده که کلمه ایران را برای تمام علوم و تمدن های قدیم و جدید مملکت ها و نژاد ها به کار بردند و از آن در فرانسه « ایرانین » و در انگلیسی « ایرانیان » و در آلمانی « ایرانیش » صفت اشتقاق کردند و این کلمه را شامل تمام تمدن های ایران جغرافیائی امروز و افغانستان و بلوچستان و ترکستان ( تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان امروز )

و قفقاز و کردستان و ارمنستان و گرجستان و شمال غربی هندوستان دانستند و به عبارت آخری یک نام عام برای تمام ممالک ایرانی نشین و یک نام خاص برای کشوری که سرحدات آن در نتیجه تجاوزهای دول بیگانه از شمال و مشرق و مغرب در نیمه اول قرن نوزدهم میلادی تعیین شده بود وضع کردند .

اما کلمه ایرانی یکی از قدیم ترین الفاظی است که نژاد آریا با خود بدایره تمدن آورده است این شعبه از نژاد سفید که سازنده تمدن بشری بوده و علمای اروپا آن را به اسم هند و اروپایی ویا نزاد هندو و ژرمنی و یا هند و ایرانی و یا هند و آریائی خوانده اند از نخستین روزی که در جهان نامی از خود گذاشته است خود را به اسم آریا نامده و این کلمه در زبان های اروپائی « آرین » به حال صفتی یعنی منسوب به آریا و آری متداول شده است .

این نژاد از یک سو از سواحل رود سند و از سوی دیگر تا سواحل دریای مغرب را فرا گرفته یعنی تمام ساکنین مغرب و شمال غربی هندوستان و افغانستان و ترکستان و ایران و قسمتی از بین النهرین و قفقاز و روسیه و تمام اروپا و آسیای صغیر و فلسطین و سوریه و تمام آمریکای شمالی و جنوبی را به مرور زمان قلمرو خود ساخته است تما زبان های ملل مختلف آن با یکدیگر روابط و مناسبات گوناگو دارد . مام مظاهر فکر و تمدن آن با یکدیگر مربوط است . داستان ها و معتقدات آن همواره با
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1389/04/26 ‏12:11:25

داستان ها و معتقدات آن همواره با یکدیگر پیوستگی داشته و همواره کره زمین مظهر خیر و شر آن بوده است . در اوستا که قدیم ترین آثار کتبی این نژادست ناحیه ای که نخستین مهد زندگی و نخستین مسکن این نژاد بوده است به اسم « ایران وئجه » نامیده شده یعنی سرزمین آریاها و نیز در اوستا کلمه « ابریا » برای همین نژاد ذکر شده است . همواره پدران ما به آرائی بودن می بالیده اند چنان که داریوش بزرگ در کتیبه نقش رستم خود را پارسی پسر پارسی و آرائی ( هریا ) از تخمه آریائی می شمارد و بدان فخر می کند .

در زمانی که سلسله هخامنشی تمام ایرا را در زیر رایت خود در آورده معلوم نیست که مجموعه این ممالک را چه می نامیده اند زیرا که در کتیبه های هخامنشی تنها نام ایالات و نواحی مختلف قلمرو هخامنشی برده شده و نام مجموع این ممالک را ذکر نکرده اند . قطعا می بایست در همان زمان هم نام مجموع این ممالک لفظی مشتق از آرای باشد زیرا که تمام ساکنیت این نواحی خود را آریائی می نامیده اند و لفظ آریا در اسامی نجبای این ممالک بسیار دیده شده است . قدیمی ترین سند کتبی که در جهان موجود است و ضبط قدیم کلمه ایران در آن می توان یافت گفته آرا نوستن جغرافیادان معروف یونانی است که در قرن سوم پیش از میلاد می زیسته و کتاب وی از میان رفته ولی استرابون جغفرافیادان مشهور یونانی از آن نقل کرده و وی آن را « آریانا » ضبط کرده .

از این قرار لااقل در دو هزار و دویست سال پیش این کلمه معمول بوده است .



مقاله سعید نفیسی در روزنامه اطلاعات/اول دی 1313


بنابراین قدیمی ترین نام مملکت ما همین کلمه ایران بوده یعنی نخست نام ایریا که نام نژاد بوده است نام مملکت را آبریان ساخته اند و سپس به مرور زمان ابریان ، آیران شده و در زمان ساسانیان ایران ، ایران ( به کسر اول و سکون دوم ) بدل شده است و در ضمن اران ( به کسر اول ) نیز می گفته اند . چنانکه پادشاهان ساسانی در سکه و کتیبه ها نام خود را پادشاه ایران و اران می نوشته اند و از زمان شاپور اول ساسانی در سکه ها لفظ انیران هم دیده می شود زیار که الف مفتوح در زبان پهولی علامت نفی و تجزیه بود و انیران یعنی بجز ایران و خارج از ایران و مراد از آن ممالک دیگر بوه است که ساسانیان گرفته بودند .

در همین دوره ساسانی لفظ ایرانشهر یعنی شهر ایران ( دیار و کشور ایران ) نیز معمول بوده است و عراق را که در میان مملکت بدین اسم برده به اسم « دل ایرانشهر » می نامیدند .

کلمه ایرانشهر را فردوسی و شعرای دیگر قرن پنجم و ششم ایران نیز به کار برده اند . پس مراد از ایرانشهر تمام مملکت ساسانیان بوده است چنان که تا زمان حمدالله مستوفی قزوینی مولف نزهت القلوب که در اواسط قرن هشتم هجری بوده یعنی تا چهارصد سال پیش همین نکته رواج داشته است و وی حدود ایران را چنین معلوم می کند : از مشرق رود سند و کابل و ماوراء النهر و خوارزم ، از مغرب اران ( ماوراء قفقاز ) تا قلمرو روم و سوریه از شمال ارمنستان و روسیه و دشت قپچاق و دربند و از جنوب صحرای نجد بر سر راه مکه و خلیج فارس .

اما کلمه ایران که اینک در میان ما و اروپائیان معمول است و لفظ جدید همان کلمه ای است که در زمان ساسانیان معمول بوده در دوره بعد از اسلام همواره متداول بوده است و فردوسی ایران و ایرانشهر و ایران زمین را همواره استعمال کرده و حتی شعرای غزنوی نیز ایرانشهر و ایران را در اشعار خود آورده و پادشاهان این سلسله را خسروان این دیار دانسته اند .

پس از اینکه اروپائیان مملکت ما را در عرف زبان خود پرس یا نظائر آن می نامیدند و این عادت مورخین یونانی و رومی را رها نمی کردند چه از نظر علمی و چه از نظر اصطلاحی به هیچ وجه منطق نداشت زیرا که هرگز اسم این مملکت در هیچ زمان پراس یا کلمه ای نظیر آن نبوده و همواره پارس یا پرس نام یکی از ایالات آن بوده است که ما اینک فارس تلفظ می کنیم .

حق همین بود که ما از تمام دول اروپا خواستار شویم که این اصطلاح غلط را ترک کنند و مملکت مار ا همچنان که ما خود همواره نامیده ایم ایران و منسوب آن را ایرانی بنامند .

شکر خدای را که این اقدام مهم در این دوران فرخنده به عمل آمد و این دیاری که نخستین وطن نژاد آرای بوده است به همان نام تاریخی و باستانی خود خوانده خواهد شد .

اینک در پایان این کار مهمی که به صرفه تاریخ ایران صورت گرفته است جای آن دارد که ما نیز در میان اصطلاح باستانی زمانی ساسانی و ادبای ایران را زده کنیم و مملکت ایران را هم پس از این ایرانشهر بنویسم و بگوئیم زیرا گذشته از آن که یادگار حشمت و شکوه ساسانیان را زنده کرده ایم و دیار اردشیر بابکان و انوشیروان را بهمان نامی که ایشان خود می خوانده اند نامیده ایم که کلمه بسیط را به جای دو لفظ مرکب به کار برده ایم و امیدوارم که این پیشنهاد در
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1389/04/26 ‏12:15:08

که این پیشنهاد در همان پیشگاهی که پاسبان تمام بزرگی های گذشته و آینده ایران است پسندیده و پذیرفته آید .

تهران 10 دی ماه 1313
سعید نفیسی
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1389/05/03 ‏13:28:19

این شعر کاندیدای شعر برگزیده سال 2005شده که توسط یک بچه آفریقایی گفته شده که استدلال بسیار جالبی داره-

وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم

وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم

وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم

و تو، آدم سفید:

وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی

وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای

وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی

و وقتی می میری، خاکستری ای

و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟
ashkyar ashkyar     دوشنبه, ‏1389/05/18 ‏21:02:26

الهی اگر کسی تو را به جستن یاقت، من به گریختن یافتم و اگر کسی تو را به ذکر کردن یافت، من تو را به فراموش کردن یافتم و

اگر کسی تو را به طلب کردن یاقت، من خود طلب از تو یاقتم.
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1389/05/23 ‏20:37:01

درود به شما فریاد عزیز

ممنون از شما که نوشته های جالب و آموزنده ای رو زحمت می کشید و اینجا میارید، که بسیار هم خواندنی هستند.

ای ساربان...                                                                                        همیشه سلامت باشید
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1389/06/07 ‏21:10:01

سخنان کورش کبیر به مردم بابل بعد از فتح آنجا

به نام ایزد جان و خرد

ایزد یکتایی که لحظه به لحظه او را بیشتر درک میکنم

ای مردم بابل ما همه بندگان اهورا مزدا هستیم...ما نه پیروزیم و نه شکست خورده! ما امروز در سراسر این سرزمین پهناور

همگی با هم برابریم...همگی آزادیم...و همگی پاکیم.ما همگی دوستیم ما تنها یک دشمن داریم و دشمن همه ی ما

اهریمن است و  جز او دیگر سایه ای نیست.ما همگی نوریم...سربازان اهورامزداییم. از این لحظه من پادشاهی ام را بر این

مبنا در تمام کره ی خاکی در سراسر این خاک پهناور که به فرمان من است اعلام میکنم.

از این پس نام شاهنشاهی ما هخامنشی خواهد بود و این را به یاد پدر بزرگ عزیزم که بخشی از اندیشه های نیک او به من به ارث رسید به عاریه بر می دارم.

ما از این لحظه اندیشه و دین هر کس را محترم خواهیم دانست. هر کس به دین خودش خواهد پرداخت هر کس نتیجه ی

انتخاب خود را خواهد دید. هیچکس حق تجاوز به حقوق دیگری را ندارد از این لحظه تمام بردگان آزادند.

من تمامی گناهکاران را از این لحظه بخشیدم هیچکش مغضوب من نیست هیچ بابلی از آن چه بوده نترسد این یک

بخشایش عمومی است. و زنان بالشاسر که در حرمسرای بابل بوده اند از این لحظه آزادند مال و اموالی در حد بازرگانی

ثروتمند به هر یک از شما داده می شود و بعد شما می توانیدبه هر جای ایران پهناور از هند تا مصر و از توران تا یونان که خواستید بروید.

شوهر شما مرده و شما وارثان او هستید داشته های شخصی خودتان را بردارید و از کاخ خارج شوید تمامی خزانه

در میان مردم همین شهر به مساوات تقسیم خواهد شد. میان مرد و زن پیر و جوان و کودک تمایزی نیست.

هر کس در قلمروی من به لطف اهورا مزدا زندگی میکند از حقی مساوی با همه برخوردار است.تمامی تبعیدیان با هزینه

حکومت هخامنشی به شهر و کشورشان باز خواهند گشت.و با هزینه ی هخامنشی شهر ها و معابدشان دوباره راه خواهد افتاد.

من تا زمانی که به تمام سخنانم جامه ی عمل بپوشانم در این شهر خواهم ماند.آری زمین مقدس است...ما نیز یک به یک

مقدسیم...این اهورا مزداست که ما را مقدس آفریده..و ما جهان زیبا را زیبا تر خواهیم کرد برای چنین هدفی همگان کار
خواهند کرد...
 همه به دین و زبان خویش خواهند پرداخت و همه آزاد خواهند بود.
ashkyar ashkyar     پنج شنبه, ‏1389/06/11 ‏17:10:10

"رو در رو"
برای اعتراف به کلیسا می روم
روی در روی علفهای روئیده
بر دیوارکهنه می ایستم
و همه گناهان خودم را یکجا اعتراف می کنم
بخشیده خواهم شد به یقین
علفها بی واسطه با خدا سخن می گوین

                                                                               زنده یاد حسین پناهی
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1389/06/13 ‏00:33:53

طرح عظیم
استیون هاوکینگ پروفسور و فیزیکدان برجسته بریتانیایی در کتاب تازه خود مدعی می شود که خدا عالم و کهکشان را نیافریده

و «انفجار بزرگ کهکشانی » که بسیاری از سیاره و ستارگان بر اثر آن بوجود آمده اند، نتیجه و پیامد قوانین فیزیک است.

برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید نام: %20_1_~1.JPG نمایش ها: 0 حجم: 30.9 کیلو بایت

نام این کتاب « طرح عظیم » است و استیون هاوکینگ آنرا همراه فیزیکدان آمریکایی لئونارد میلودینو نوشته است. در این کتاب

استدلال می شود که وجود فرضیه های گوناگون و اکتشافات جدید ثابت می کند که جهان هستی یک خالق ندارد.

روزنامه تایمز چاپ لندن بخش‌هایی از این کتاب را منتشر کرده که در قسمتی از آن پروفسور هاوکینگ می نویسد:« چون قوانین

جدید فیزیک مثل جاذبه وجود دارند کهکشان می تواند خود را از هیچ بسازد. روند خلق بدون مقدمه و یکباره دلیل وجود کهکشان

و هستی ما است . هیچ ضرورتی ندارد که خداوند را برنامه ریز و مسئول آن آفرینش بدانیم.»

استیون هاوکینگ که اکنون ۶۸ ساله است از سال ۱۹۸۸ با کتابی تحت عنوان « تاریخ خلاصه ای از زمان» که توضیحی در مورد

پیدایش عالم هستی بود به شهرت رسید. در عین حال وی در عرصه فیزیک کوانتوم و کهکشان شناسی مطالعات گسترده ای

دارد و از جمله صاحبنظران برجسته این علوم است.

اظهار نظرهای جدید پروفسور هاوکینگ در کتاب تازه خود نشان می دهد که وی دیدگاههای قبلی خود در مورد آفرینش و دین را کنار گذاشته است.

او سابقا در کتاب « خلاصه ای از تاریخ زمان » نوشته بود که قوانین فیزیک ثابت می کند که اصلا لزومی ندارد که خدا را در

مسئله آفرینش کهکشان دخالت داد. وی معتقد بود:« اگر ما یک فرضیه همه جانبه و کامل را در مورد پیدایش عالم کشف کنیم این مهمترین پیروزی انسان خواهد بود چون ما قادر خواهیم بود که درون ذهن خدا را بشناسیم»

به نوشته روزنامه تایمز چاپ لندن هاوکینگ در کتاب تازه خود می گوید که کشفیات سال ۱۹۹۲ که نشان داد سیاره های دیگری

وجود دارند که به دور ستاره ای غیر از خورشید می چرخند فرضیه اسحاق نیوتن در مورد آفرینش کهکشان توسط خدا را مورد

تردید قرار داد.

هاوکینگ در بخشی از کتاب تازه خود می نویسد:« کشف منظومه های دیگر نظیر منظومه خورشیدی ثابت کرد که منظومه ما

که در برگیرنده یک خورشید و سیاره هایی است که پیرامون آن می چرخند یک پدیده منحصر به فرد نیست. این واقعیت نشان

داد که وجود حالت فیزیکی ایده آل بین خورشید و کره زمین و پیدایش انسان روی کره زمین یک پدیده از پیش طراحی شده و

دقیق برای موجودیت و رفاه انسان نیست.»

استیون هاوکینگ به خاطر ابتلا به بیماری مرگ تدریجی سلسله اعصاب خود سالهاست که در حالت فلج کامل زندگی می کند.

سال گذشته او از مقام برجسته علمی خود یعنی ریاست بخش ریاضیات دانشگاه کمبریج استعفا داد. وی از سال ۱۹۷۹ در این

مقام بوده و یک زمانی این کرسی علمی در اختیار اسحاق نیوتن بود.

کتاب جدید استیون هاوکینگ به نام « طرح عظیم» دز
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1389/06/13 ‏00:49:22

ظاهراً این کتاب به زودی به بازار عرضه میشود

در مورد این دانشمند شگفت انگیز:  http://www.hupaa.com/page.php?id=2719
ashkyar ashkyar     جمعه, ‏1389/06/19 ‏22:37:32

دلت شادو لبت خندان باد.اطلاعات دهیتون عالی است فریاد گرام
ashkyar ashkyar     جمعه, ‏1389/06/19 ‏23:07:05

آیا می دانستید ... ؟
1) یک سوسک حمام می‌تواند 9 روز بدون سر زندگی کند تا اینکه از گرسنگی بمیرد.

2) یک کوروکودیل نمی‌تواند زبانش را بیرون در بیاورد.

4) حلزون می‌تواند 3 سال بخوابد.

5) به طور میانگین مردم از عنکبوت بیشتر می‌ترسند تا از مرگ!

6)‌ اگر جمعیت چین به شکل یک صف از مقابل شما راه بروند، این صف به خاطر سرعت تولید مثل هیچ‌وقت تمام نخواهد شد.

7) خطوط هوایی آمریکا با کم کردن فقط یک زیتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفه‌جویی کند.

8) ملت آمریکا بطور میانگین روزانه 73000 متر مربع پیتزا می‌خورند.

9) چشم‌های شترمرغ از مغزش بزرگتر است.

10)‌ بچه‌ها بدون کشکک زانو متولد میشوند. کشکک‌ها در سن 2 تا 6 سالگی ظاهر می‌شوند...
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1389/06/20 ‏14:41:47

این مطلب رو یکی از دوستانم برام فرستاد که خیلی جالب بود که با تیتر "یادی از قدیما" یا "شما یادتون نمیاد" شروع میشه برا همه اینجا میگذارم

زیر 25 سالا یادشون نمیاد...

شما یادتون نمیاد، اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم .. مامانمون هم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید ساعت چنده، ذوق مرگ می شدیم



شما یادتون نمیاد، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم



شما یادتون نمیاد، یک مدت مد شده بود دخترا از اون چکمه لاستیکی صورتیا می پوشیدن که دورش پشمالوهای سفید داره !



شما یادتون نمیاد، تیتراژ شروع برنامه کودک: اون بچه هه که دستشو میذاشت پشتش و ناراحت بود و هی راه میرفت، یه دفعه پرده کنار میرفت و مینوشت برنامه کودک و نوجوان با آهنگ وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وگ وگ، وگ…



شما یادتون نمیاد که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو



شما یادتون نمیاد، دوست داشتیم مبصر صف بشیم تا پای بچه ها رو سر صف جفت کنیم…


شما یادتون نمیاد، عیدا میرفتیم خرید عید، میگفتن کدوم کفشو میخوای چه ذوقی میکردیم که قراره کفشمونو انتخاب کنیم)))


شما یادتون نمیاد: خانوم اجازهههههههه سعیدی جیش کرددددددد


شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم وقتی میبردنمون پارک، میرفتیم مثل مظلوما می چسبیدیم به میله ی کنار تاب، همچین ملتمسانه به اونیکه سوار تاب بود نگاه میکردیم، که دلش بسوزه پیاده شه ما سوار شیم، بعدش که نوبت خودمون میشد، دیگه عمرا پیاده می شدیم



شما یادتون نمیاد، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد.



شما یادتون نمیاد، وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه میداشتیم، بعد عرق میکرد، بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب و سیاه میشد و جاش میموند، دیگه هر کار میکردیم نمیرفت، آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم، بعد تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد، میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده



شما یادتون نمیاد: از جلو نظااااااااااااااااام …
شما یادتون نمیاد، اون قدیما هر روزی که ورزش داشتیم با لباس ورزشی می رفتیم مدرسه… احساس پادشاهی می کردیم که ما امروز ورزش داریم، دلتون بسوزه



شما یادتون نمیاد، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم


شما یادتون نمیاد: آن مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی


شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن


شما یادتون نمیاد، صفحه چپ دفتر مشق رو بیشتر دوست داشتیم، به خاطر اینکه برگه های سمت راست پشتشون نوشته شده بود، ولی سمت چپی ها نو بود


شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست، اونا یه درس از ما عقب تر باشن


شما یادتون نمیاد، برای درس علوم لوبیا لای دستمال سبز میکردیم و میبردیم سر کلاس پز میدادیم



شما یادتون نمیاد، تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم


شما یادتون نمیاد: دفتر پرورشی با اون نقاشی ها و تزئینات خز و خیل :دی



شما یادتون نمیاد، یه زمانی به دوستمون که میرسیدیم دستمون رو دراز میکردیم که مثلا میخوایم دست بدیم، بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده، بعد ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم و میگفتیم: یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه رو با دست نشون میدادیم) و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم


شما یادتون نمیاد تو دبستان وقتی مشقامونو ننوشته بودیم معلم که میومد بالا سرمون الکی تو کیفمونو می گشتیم میگفتیم خانوم دفترمونو جا گذاشتیم!!


شما یادتون نمیاد افسانه توشی شان رو!!


شما یادتون نمیاد: چی شده ای باغ امید، کارت به اینجا کشید؟؟ دیدم اجاق خاموشه، کتری چایی روشه، تا کبریتو کشیدم، دیگه هیچی ندیدم


شما یادتون نمیاد: شد جمهوری اسلامی به پا، که هم دین دهد هم دنیا به ما، از انقلاب ایران دگر، کاخ ستم گشته زیر و زبر…!!



شما یادتون نمیاد، برگه های امتحانی بزرگی که سر برگشون آبی رنگ بود و بالای صفحه یه “برگه امتحان” گنده نوشته بودن


شما یادتون نمیاد: زندگی منشوری است در حرکت دوار ، منشوری که پرتو پرشکوه خلقت با رنگهای بدیع و دلفریبش آنرا دوست داشتنی، خیال انگیز و پرشور ساخته است. این مجموعه دریچه ایست به سوی….. دیری دیری ریییییینگ : داااااستانِ زندگی ی ی ی -تیتراژ سریال هانیکو
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1389/06/20 ‏17:51:48

قابل نداشت

آه بغض گلویم را باز گرفت و نشکست
 نشکست جام گریه ام و باز دلم شکست...
                                                                                       از دل
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1389/06/20 ‏18:11:04

اینهم بقیه اش
...
شما یادتون نمیاد، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه


شما یادتون نمیاد، هر روز صبح که پا میشدیم بریم مدرسه ساعت ۶:۴۰ تا ۷ صبح، رادیو برنامه “بچه های انقلاب” رو پخش میکرد و ما همزمان باهاش صبحانه میخوردیم


شما یادتون نمیاد: انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه !


شما یادتون نمیاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم، رو در مینوشتن: آمدیم منزل، تشریف نداشتید!!


شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم به آهنگها و شعرها گوش میدادیم و بعضی ها رو اشتباهی میشنیدیم و نمی فهمیدیم منظورش چیه، بعد همونطوری غلط غولوط حفظ میکردیم



شما یادتون نمیاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی


شما یادتون نمیاد، تابستونا که هوا خیلی گرم بود، ظهرا میرفتیم با گوله های آسفالت تو خیابون بازی میکردیم!! بعضی وقتا هم اونها رو میکندیم میچسبوندیم رو زنگ خونه ها و فرار میکردیم


شما یادتون نمیاد، همسایه ها تو حیاط جمع می شدن رب گوجه می پختن. بوی گوجه فرنگی پخته شده اشتهابرانگیز بود، اما وقتی می چشیدیم خوشمون نمیومد، مزه گوجه گندیده میداد


شما یادتون نمیاد، تو کلاس وقتی درس تموم میشد و وقت اضافه میآوردیم، تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی از کلاس میرفت بیرون، بعد بچه های تو کلاس یک چیزی رو انتخاب میکردند، اونکه وارد میشد، هرچقدر که به اون چیز نزدیک تر میشد، محکمتر رو میز میکوبیدیم


شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم


شما یادتون نمیاد، خانم خامنه ای (مجری برنامه کودک شبکه یک رو) با اون صورت صاف و صدای شمرده شمرده ش


شما یادتون نمیاد: سه بار پشت سر هم بگو: گاز دوغ دار، دوغ گازدار!! یا چایی داغه، دایی چاقه

شما یادتون نمیاد، صفحه های خوشنویسی تو کتاب فارسی سال سوم رو


شما یادتون نمیاد، قبل از برنامه کودک که ساعت پنج بعدازظهر شروع میشد، اول بیست دقیقه عکس یک گل رز بود با آهنگ باخ،،، بعد اسامی گمشدگان بود با عکساشون.. که وحشتی توی دلمون مینداخت که این بچها چه بلایی سرشون اومده؟؟ آخر برنامه هم نقاشیهای فرستاده شده بود که همّش رنگپریده بود و معلوم نبود چی کشیدند.
تازه نقاشیها رو یک نفر با دست میگرفت جلوی دوربین، دستش هم هی میلرزید!!
آخرش هم: تهران ولیعصر خیابان جام جم ساختمان تولید طبقه دوم، گروه کودک و نوجوان
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1389/06/20 ‏18:18:34

شما یادتون نمیاد، یه برنامه بود به اسم بچه هااااا مواظبببببب باشییییییددددد (مثلا صداش قرار بود طنین وحشتناکی داشته باشه! بعد همیشه یه بلاهایی که سر بچه ها اومده بود رو نشون میداد، من هنوز وحشت چرخ گوشت تو دلمه. یه گوله ی آتیش کارتونی هم بود که هی این طرف اون طرف میپرید و میگفت:
آتیش آتیشم، آتیش آتیشم، اینجا رو آتیششش میزنم، اونجا رو آتیششش میزنم، همه جا رو آتیششش میزنم


شما یادتون نمیاد، قرآن خوندن و شعار هفته (ته کتاب قرآن) سر صف نوبتی بود برای هر کلاس، بعد هر کس میومد سر صف مثلا میخواست با صوت بخونه میگفت: بییییسمیلّـــَهی یُررررحمـــَنی یُرررررحییییییم


شما یادتون نمیاد، اون موقعی که شلوار مکانیک مد شده بود و همه پسرا میپوشیدن


شما یادتون نمیاد: بااااااا اجازه ی صابخونه (سر اکبر عبدی از دیوار میومد بالا)


شما یادتون نمیاد: تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم
همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه


شما یادتون نمیاد، یکی از بازی محبوب بچگیمون کارت جمع کردن بود، با عکس و اسم و مشخصات ماشین یا موتور یا فوتبالیستها، یا ضرب المثل یا چیستان …


شما یادتون نمیاد، قدیما تلویزیون که کنترل نداشت، یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه



شما یادتون نمیاد، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررترررررررررر ررر صدا میداد


شما یادتون نمیاد، خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم :دی


شما یادتون نمیاد: من کارم، مــــــــــَن کارم. بازو و نیرو دارم، هر چیزی رو میسازم، از تنبلی بیزارم، از تنبلی بیزارم. بعد اون یکی میگفت: اسم من، اندیشه ه ه ه ه ه، به کار میگم همیشه، بی کار و بی اندیشه، چیزی درست نمیشه، چیزی درست نمیشه


شما یادتون نمیاد: علامتی که هم اکنون میشنوید اعلام وضعیت قرمز است… قیییییییییییییییییییییییی یییییییییژژژژژژژ. و بعد بدو بدو رفتن تو سنگر، کیسه های شن پشت پنجره های شیشه ای، چسبهایی که به شیشه ها زده بودیم، صدای موشکباران، قطع شدن برق، و تاریکی مطلق، و بعد حتی اگه یک نفر یک سیگار روشن میکرد از همه طرف صدا بلند میشد: خامووووووش کن!!! خامووووووش کن!!!
...................

"من کارم، مــــــــــَن کارم. بازو و نیرو دارم،..." من این برنامه رو خیلی دوست داشتم علیرضا خمسه یکی از اجرا  کننده هاش بود

چه زود گذشت اما...
ashkyar ashkyar     پنج شنبه, ‏1389/06/25 ‏02:15:07

شما میوه کدام درخت هستید(با توجه به روز تولد)

( 24 خرداد تا 4 تیر) درخت سیب ( عشق)
فردی آرام، گاهی اوقات خجالتی، بسیار جذاب و دلربا با رفتاری مناسب و سنجیده، ماجراجو و بی باک، حساس و ... دوست دارید که دیگران را دوست داشته باشید و سایرین هم شما را دوست داشته باشند. با وفا، حساس و بسیار بخشنده و با استعداد. شما عاشق بچه ها هستید.

( 25 اردیبهشت تا 3 خرداد) ( 22 آبان تا 1 آذر) درخت ون ( بلند پروازی)
فوق العاده جذاب، پرانرژی، خودجوش و پر مسئولیت هستید.انتقاد را دوست ندارید. جاه طلب، بلند پرواز، باهوش، مستعد و قابل اطمینان هستید. به پول اهیمت می دهید. خواستار توجه از سوی دیگران هستید و به پشتوانه و حمایت احساسی نیاز دارید.

(22 آذر تا 1 دی) درخت راش ( خلاقیت)
فردی با سلیقه،کسی که به ظاهر خودش اهمیت زیادی می دهد. یک برنامه ریز خوب برای زندگی و کار و مسائل اقتصادی، فردی که بدون لزوم بی گدار به آب نمی زند. منطقی و مونس و یاری بی نظیر در زندگی به شمار می روید.

(26 تیر تا 4 مرداد) ( 25 دی تا 3 بهمن) درخت سرو ( اعتماد به نفس)
فردی با توان و قدرت فوق العاده، کسی که می داند چطور خود را با شرایط مختلف در زندگی وفق بدهد.هدیای غیر منتظره را دوست دارد و از سلامتی بدنی برخوردار است. خجالتی نیست و اعتماد به نفس دارد. سخنرانی برجسته، فردی مصمم و با اراده، کمی عجول و بی طاقت و دوست دارد که دیگران را تحت تأثیر قرار بدهد. با استعداد، سخت کوش و اغلب خوش بین است و قادر است سریع تصمیم بگیرد.

(15 تا 24 اردیبهشت) ( 12 تا 21 آبان) درخت شاه بلوط ( درستکاری)
هیکل و اندامی خارق العاده، پرابهت، حس عدالت خواهی بالا، یک طراح و سیاستمدار است. به راحتی آزرده خاطر می شود. بسیار حساس، کوشا، گاهی اوقات برتر از دیگران عمل می کند و گاهی در ارتباطات خود با سایرین سوء تفاهم برایش بوجود می آید. خانواده مدار و از لحاظ فیزیکی روی فرم است.

(14 تا 23 مرداد) ( 9 تا 18 بهمن) درخت سدر ( وفاداری)
فردی قوی، عضلانی، انعطاف پذیر، کسی که آنچه زندگی به اجبار به او می دهد می پذیرد و اما لزوماً آن را دوست ندارد. سعی می کند ساده و خوش بین باشد.دوست دارد از نظر مالی مستقل عمل کند. مهربان و عاطفی، از تنهائی متنفر، با وفا و گاهی اوقات هم به زودی عصبانی می شود. با احتیاط، تحصیل علم و دانش و کمک به دیگران را دوست دارد....
ashkyar ashkyar     پنج شنبه, ‏1389/06/25 ‏02:23:12

.....
(16 تا 25 تیر) ( 12 تا 24 دی) درخت نارون ( بزرگواری)
قیافه و ظاهری خوب دارد و در پوشیدن لباس خوش سلیقه است. تقاضا و خواسته های او در حد اعتدال است. کم ادعا است و اشتباهات را فراموش نمی کند. با نشاط و سرزنده است و دوست دارد راهنمایی بشود اما نه اینکه از دیگران اطاعت کند. شریکی درستکار و با وفا و دوست دارد برای سایرین تصمیم بگیرد. بزرگوار و نجیب، سخاوتمند و شوخ طبع و فردی کارآمد است.

( 14 تا 23 خرداد) ( 12 تا 21 آذر) درخت انجیر ( حساسیت)
فردی مستقل، درستکار، با وفا که از ضد و نقیض گویی و بحث متنفر است. زندگی و دوستانش را دوست دارد. از بچه ها و حیوانات لذت میبرد. اجتماعی و شوخ طبع است و دوست دارد که بعد از ساعت های طولانی کار سخت استراحت کند و از استعداد هنری و هوش بالایی برخوردار است.

(5 تیر تا 15 تیر) ( 2 تا 11 دی) درخت صنوبر ( رمز و راز)
فوق العاده با سلیقه است و نمی تواند تنش و فشار عصبی را تحمل کند. زیبایی را دوست دارد. گاهی افسرده می شود. سرسخت و لجباز است و به همان نسبت که دوست دارد نزدیکان خود را حمایت و مراقبت کند با افراد غریبه هم به همان شکل رفتار میکند. نسبتاً کم ادعا، سخت کوش، با استعداد، فداکار، دور از خودپسندی و فردی که دوستان زیادی دارد و بسیار قابل اعتماد است.

( 24 شهریور تا 3 مهر) ( 22 تا 30 اسفند) درخت فندق ( خارق العادگی)
جذاب و گیرا، شوخ طبع، بسیار فهمیده و فردی که می داند چطور روی دیگران تأثیر ماندگار داشته باشد. در امور اجتماعی، فعال، مردمی و اغلب اوقات دمدمی مزاج، درستکار، کمال گرا و در رعایت عدل و انصاف قاضی خوبی است.

( 13 تا 22 شهریور ) ( 11 تا 21 اسفند) درخت لیمو ترش ( شک و تردید)
یا هوش و سخت کوش است و آنچه را زندگی به او می دهد می پذیرد. البته بعد از آنکه سعی می کند شرایط بد را به خوب تغییر بدهد. از فشارهای عصبی نفرت دارد. از مسافرت و تعطیلات کوتاه لذت میبرد. ممکن است خشن به نظر بیاید اما واقعاً روحی لطیف دارد. همیشه آماده جانفشانی برای افراد خانواده و دوستان است. بسیار بااستعداد است اما برای استفاده و بهره بردن از آنها باید زمان پیدا کند. خصلت رهبری بالایی دارد و فوق العاده وفادار است.

( 4 تا 13 خرداد) ( 2 تا 11 آذر) درخت ممرز ( خوش سلیقگی)
زیباست و به اوضاع و احوال و ظاهر خود توجه دارد. خوش سلیقه و فداکار است وزندگی را تا جایی که ممکن باشد راحت می گیرد. زندگی را به سوی منطق و انضباط سوق می دهد. به دنبال مهربانی و تقدیر از دوستان است. تصمیم گیری برای او سخت است و فردی بسیار قابل اعتماد به شمار می رود.

( 11 تا 20 فروردین) ( 14 تا 23 مهر) درخت افرا ( استقلال فکری)
فردی معمولی نیست و سرشار از تصور و خلاقیت و ابتکار، خجالتی و تودار، بلندپرواز و مغرور است. متکی به نفس، به دنبال تجارب جدید و گاهی عصبی است اما حافظه و ذهنی قوی دارد و به آسانی یاد می گیرد و همیشه می خواهد اثری خوب روی دیگران داشته باشد.

( 23 شهریور) درخت زیتون ( عقل)
عاشق مهربانی و رأفت، منطقی و متعادل است و از خشونت دوری می کند. بردبار و شکیبا،با نشاط و سرزنده، آرام و عادل است و قلبی رئوف و مهربان دارد. از هرگونه بخل و حسادت دوری می کند. عاشق مطالعه است و از معاشرت با افراد آگاه و فرهیخته لذت می برد.

(24 مرداد تا 2 شهریور) ( 19 تا 30 بهمن) درخت کاج ( صلح وآشتی)
عاشق مصاحبت و شرکت در گفتگوهایی است که به توافق منجر بشود. باید در زندگی آرامش داشته باشد. عاشق کمک کردن به دیگران است و تخیلی پویا دارد. دوست دارد شعر بسازد و به مد علاقه ندارد. همیشه ملاحظه دیگران را می کند. با همه خیلی دوستانه رفتار می کند. احساسات لطیفی دارد و به عاطفه و اطمینان خاطر نیاز دارد.

( 1 تا 14 اردیبهشت) ( 5 تا 13 مرداد) ( 4 تا 8 بهمن) درخت سپیدار (تردید و عدم ثبات)
جذاب به نظرمی آید. با استعداد است.اما اعتماد به نفس بالایی ندارد. در مواقع لزوم بسیار شجاع است و به مهربانی و جوی خوشایند نیاز دارد. بسیار مشکل پسند و غالباً تنها است و طبعی هنرمندانه دارد. هماهنگ کننده خوبی است و به فلسفه علاقمند است. در هر موقعیتی قابل اعتماد است و به طور جدی در امور مشارکت دارد.

( 1 تا 10 فروردین) ( 4 تا 13 مهر) درخت زبان گنجشک ( حساسیت)
سرشار از جذابیت، با نشاط و سرزنده است و دوست دارد توجه دیگران را به خود جلب کند. عاشق زندگی، فعالیت و حتی پیچیدگی ها است. مستقل، خوش سلیقه، پراحساس،یار و هم صحبتی خوب است. کسی که تمایل به عفو و گذشت ندارد.
.........
ashkyar ashkyar     پنج شنبه, ‏1389/06/25 ‏02:24:12

....
(21 تا 31 فروردین) ( 24 مهر تا 11 آبان) درخت گردو ( اشتیاق و شور)
نجیب و با دید وسیع نسبت به جهان، خودجوش و بلندپروازی او نامحدود است. فردی غیرقابل انعطاف، شریکی استثنائی اما بدقلق است. همیشه مورد علاقه نیست اما اغلب تمجید و تحسین می شود. مدیر و باهوش، بسیار پر حرارت اما گاهی اوقات مغرور است.
( 3 تا 12 شهریور) ( 1 تا 10 اسفند) درخت بید مجنون ( اندوه)
فردی که دوست دارد از فشارهای روحی دور باشد. زندگی خانوادگی را دوست دارد و سرشار از امید و رؤیا است. جذاب،بسیارمهربان،عاشق زیبایی، با استعداد زیاد در موسیقی، عاشق سفر به نقاط غیرمعمول،خستگی ناپذیر، غیرقابل پیش بینی، درستکار و فردی که می تواند تحت تأثیر قرار بگیرد اما نه هنگامی که در تنگنا باشد. حس ششم خوبی دارد و عاشق خنداندن دیگران است.
                                               
                                                                                     برگرفته از مجله خانواده - ترجمه: رویا جبلی سینگی
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1389/06/27 ‏15:19:22

درود به تو فریاد دستت درد نکنه ...
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1389/06/27 ‏23:52:31

ستاره های دنباله دار حیات را به زمین آورده اند.

فرضیه جدید درباره حیات روی زمین، ستاره های دنباله دار حیات را به زمین آورده اند .

دانشمندان آزمایشگاه ملی لورنس لیورمور در کالیفرنیا می گویند ستاره های دنباله داری که میلیون ها سال پیش به زمین برخورد کرده اند احتمالا اسید آمینه ها را که پیش سازهای حیات هستند؛
تولید کرده اند.

دانشمندان می گویند شبیه سازی های رایانه ای آن ها نشان می دهد زنجیره طولانی حاوی بندهای کربن - نیتروژن می توانند در طول مرحله شوک ناشی از فشرده سازی یخ دنباله دار هنگام تماس با زمین ؛ شکل گرفته باشند .

اسیدهای آمینه ؛ زنجیره های خطی واحدهای سازنده پروتئین ها هستند.

جو اولیه زمین عمدتا از دی اکسید کربن ؛ نیتروژن و آب شکل گرفته بوده و محققان نشان داده اند که تولید مولکول های آلی که لازمه تولید اسید آمینه هستند؛ به دشواری در چنین شرایط زیست محیطی وجود داشته اند .

به گفته پژوهشگران ستاره های دارها این فرایند را آغاز کرده اند و
این احتمال وجود دارد که تولید و یا انتقال مولکول های پیش زیستی از منابعی در خارج از کره خاکی زمین رسیده باشد.

پژوهشگران می گویند: می دانیم زمین اولیه تحت بمباران سنگین دنباله دارها و سیارک ها قرار داشته و توانسته اند توده های زیادتری از مواد آلی که در آن زمان در زمین وجود داشته به کره خاکی بیاورند...
ashkyar ashkyar     سه شنبه, ‏1389/06/30 ‏00:56:21

«برای کسی که خداوند را تجربه میکند ، جهان یک پیام عظیم است .»
                                                                                    لئوناردو بوف
ashkyar ashkyar     سه شنبه, ‏1389/06/30 ‏16:33:17

نزاع چهار نفر بر سر انگور

چهار نفر, با هم دوست بودند, عرب, ترک, رومی و ایرانی, مردی به آنها یک دینار پول داد. ایرانی گفت: "انگور" بخریم و بخوریم. عرب گفت: نه! من "عنب" می‌خواهم, ترک گفت: بهتر است "اُزوُم" بخریم. رومی گفت: دعوا نکنید! استافیل می‌خریم, آنها به توافق نرسیدند. هر چند همة آنها یک میوه، یعنی انگور می‌خواستند. از نادانی مشت بر هم می‌زدند. زیرا راز و معنای نام‌ها را نمی‌دانستند. هر کدام به زبان خود انگور می‌خواست. اگر یک مرد دانای زبان‌دان آنجا بود, آنها را آشتی می‌داد و می‌گفت من با این یک دینار خواستة همه ی شما را می‌خرم، یک دینار هر چهار خواستة شما را بر آورده می‌کند. شما دل به من بسپارید، خاموش باشید. سخن شما موجب نزاع و دعوا است، چون معنای نام‌ها را می‌دانم اختلاف شماها در نام است و در صورت, معنا و حقیقت یک چیز است
ashkyar ashkyar     پنج شنبه, ‏1389/07/01 ‏15:30:55

شاگرد زیرک و استاد!

استاد دانشگاه با این سوال شاگردانش را به یک چالش ذهنی کشاند:آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است!"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکی هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکی که در نبود نور می آید.


نام مرد جوان یا آن شاگرد تیز هوش چیزی نبود جز ، آلبرت انیشتن !
ashkyar ashkyar     جمعه, ‏1389/07/02 ‏21:46:29

داستان معرفت...

شیوانا جعبه ای بزرگ پر از مواد غذایی و سکه وطلا را به خانه زنی با چندین بچه قد ونیم قد برد.
زن خانه وقتی بسته های غذا و پول را دید شروع کرد به بدگویی از همسرش و گفت: " ای کاش همه مثل شما اهل معرفت و جوانمردی بودند.
شوهر من آهنگری بود ، که از روی بی عقلی دست راست ونصف صورتش را در یک حادثه در کارگاه آهنگری از دست داد و مدتی بعد از سوختگی علیل و از کار افتاده گوشه خانه افتاد تا درمان شود.
وقتی هنوز مریض و بی حال بود چندین بار در مورد برگشت سر کارش با او صحبت کردم ولی به جای اینکه دوباره سر کار آهنگری برود می گفت که دیگر با این بدنش چنین کاری از او ساخته نیست و تصمیم دارد سراغ کار دیگر برود.
من هم که دیدم او دیگر به درد ما نمی خورد ، برادرانم را صدا زدم و با کمک آنها او از خانه و دهکده بیرون انداختیم تا لا اقل خرج اضافی او را تحمل نکنیم.
با رفتن او ، بقیه هم وقتی فهمیدن وضع ما خراب شده از ما فاصله گرفتن و امروز که شما این بسته های غذا و پول را برایمان آوردید ما به شدت به آنها نیاز داشتیم.
ای کاش همه انسانها مثل شما جوانمرد و اهل معرفت بودند!
شیوانا تبسمی کرد وگفت : حقیقتش من این بسته ها را نفرستادم . یک فروشنده دوره گرد امروز صبح به مدرسه ما آمد و از من خواست تا اینها را به شما بدهم و ببینم حالتان خوب هست یا نه !!؟ همین!
شیوانا این را گفت و از زن خداحافظی کرد تا برود.
در آخرین لحظات ناگهان برگشت و ادامه داد: راستی یادم رفت بگویم که دست راست و نصف صورت این فروشنده دوره گردهم سوخته بود!!!
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1389/07/10 ‏14:45:42

کشف سیاره ای جدید همانند زمین!!!

محققان دابشگاه کالیفرنیا اعلام کردند که این سیاره با نام «Gliese 581» سه برابر
سیاره ما زمین است.فارس: ستاره‌شناسان سیاره‌ای را که شرایط زندگی در آن
وجود دارد، کشف کردند.دانشمندان اعلام کردند که به تازگی سیاره‌ای را در
خارج از منظومه شمسی کشف کرده‌اند که دمای این سیاره نه خیلی سرد و نه خیلی گرم است
و دمای آن برای زیستن مناسب است.محققان دابشگاه کالیفرنیا اعلام کردند که
این سیاره با نام «Gliese 581» سه برابر سیاره ما زمین است.ستاره‌شناسان با
استفاده از تلسکوپ "کک " در هاوایی در طی 11 سال مطالعه موفق به کشف این سیاره
شده‌اند.نتایج این تحقیقات که در مجله اخترشناسی منتشر شده است نشان می‌دهد
که سیاره «Gliese 581» حدود 20 سال نوری از زمین فاصله دارد.
هر سال نوری
معادل مسافتی که نور در خلاء در مدت یک سال طی می‌کند، نور در هر ثانیه 300 هزار
کیلومتر (186 هزار مایل) است.
ووگات یکی از محققان این پروژه تحقیقاتی گفت:
حدود 500 سیاره خارج از منظومه شمسی وجود دارد و امکان وجود سیاره‌هایی مشابه این
سیاره وجود دارد.

منبع: فارس
ashkyar ashkyar     سه شنبه, ‏1389/07/20 ‏02:10:14

غذاهائی که مو را سیاه می کنند

آیا می دانید سرعت سفید شدن مو در سیگاری ها،چهار برابر افراد غیر سیگاری است؟
تجربیات نشان می دهد کمبود فلزاتی همچون منگنز ، روی ، تیتانیوم ، آهن و مس از عوامل اصلی در سفید شدن وشکنندگی موهابه حساب می آیند.طبق نظر متخصصان تغذیه ، افراد که دچار سفیدی مو هستند باید میوه هائی همچون سیب،گلابی،هلو و همۀ میوه هائی که سرشار از فلزات گوناگون خصوصا فلز منگنز هستند و نیز مصرف سبزیجاتی همچون سیر ، پیاز ، موسیر و تره که دارای منگنز هستند را در برنامۀ غذائی خود بگنجانند.
مصرف مواد غذائی حاوی مس و منگنز در جلوگیری از سفیدی مو بسیار مؤثر است.یافته های موجود نشان می دهد در میان داروهای گیاهی ، جوشاندۀ سبوس گندم ، مصرف سنبل الطیب،خوردن روزانه ۱ قاشق مربا خوری از مخلوط پودر سبوس برنج و شکر یا نبات سائیده شده و قرار دادن نان جو در دستور رژیم غذائی نیز در حفظ رنگ مو و کاهش موهای سفید مؤثر است.

مس نیز از جمله عناصری است که می تواند بر پوست و مو تاثیر بگذارد و حتی از سفید شدن مو هم جلوگیری می کند.خوراکی هائی همچون نخودفرنگی ،قارچ ، آجیل ، لوبیا ،عدس ، گوجه فرنگی ، موز ، آلو ، سویا و سیب زمینی از جمله غذاهائی هستند که مقدار قابل توجهی مس را در خود جای داده اند.
فقط پیری مو را سفید نمی کندکمبود ویتامین B12،بیماری تیروئید،سیگار کشیدن(سرعت سفید شدن مو در سیگاری ها،چهار برابر افراد غیر سیگاری است)،کم خونی،رژیم های سخت و طولانی مدت،عوامل ارثی،بیماری ها و افزایش گلبولهای سفید خون نیز باعث سفیدی زود هنگام و بیش از حد موها می شود.
ashkyar ashkyar     سه شنبه, ‏1389/07/20 ‏02:16:07

...تو گویی بازِ پیری مرا، چنگ می زند                                              

                                            آن سیه موی مرا رنگ می زند
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1389/07/25 ‏13:02:30

خبرگزاری فارس: دانشمندان اعلام کردند که احتمال دارد حلقه‌های زحل از برخورد قمرهای بزرگ با یکدیگر شکل گرفته باشد.

_ دانشمندان با انجام تحقیقات جدید اعلام کردند که احتمال دارد زمانی که قمرهای بزرگ یخی و سنگی با یکدیگر برخورد کرده‌اند و متلاشی شده‌اند حلقه زحل شکل گرفته باشد.

دانشمندان آمریکایی معتقدند که قبل از برخود، نیروهای کششی در این قمرهای بزرگ وجود داشته است.

این نظریه در کنفرانس علمی در «Pasadena» در حالی مطرح شده که دانشمندان با بررسی حلقه‌های سیاره زحل به وجود آب منجمد در این حلقه‌ها پی بردند.

رابین کانوپ از مؤسسه تحقیقات جنوب غربی آمریکا گفت: 90 تا 95 درصد حلقه‌های زحل از آب منجمد تشکیل شده است و این حلقه‌ها از یخ‌های خالص تشکیل شده‌اند.

تنها راز و معمایی که برای دانشمندان وجود دارد این است که این یخ‌ها از کجا آمده‌اند.

دانشمندان با انجام مطالعات مختلف و استفاده از فضاپیمای کاسینی که در مدار سیاره زحل قرار دارد، احتمال می‌دهند که این حلقه‌های زحل بر اثر برخورد قمرهای بزرگ یخی به وجود آمده‌اند.
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1389/07/25 ‏13:04:36

اخترشناس مالزیایی، مسؤول خوشامدگویی به فرازمینی‌ها شد!


به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، منطقه مرکزی، بر اساس اعلام سازمان ملل، اگر در آینده، موجودات فضایی بر روی زمین فرود آیند و بخواهند با زمینی‌ها ارتباط برقرار کنند، باید نزد «اوتمن» اخترشناس مالزیایی به عنوان نماینده زمین بروند.

اوتمن در حال حاضر مدیر امور فضایی سازمان ملل است. وی معتقد است جست‌وجوی همیشگی انسان برای ارتباط با موجودات بیگانه فضایی ، این امید را در بشر افزایش داده است که روزی بتواند علائم ارتباطی را با این موجودات برقرار کند.
متخصصان علوم فضایی انگلستان نیز اعتقاد دارند که انتخاب این فرد برای خوشامدگویی به موجودات فرازمینی، انتخاب خوب و بجایی است؛ اما از سوی دیگر، اخترشناس معروف «استفان هاوکینگ»، معتقد است که باید در برابر بیگانگان فضایی با احتیاط رفتار شود.

وی معتقد است که ملاقات موجودات فضایی با زمین، شبیه زمانی است که «کریستوف کلمب» قاره آمریکا را کشف کرد که این اقدام پیامد خوبی برای ساکنان بومی آن منطقه نداشت.
کارشناسان، انتخاب این اخترشناس برای این سمت را، واکنشی به کشف اخیر سیارات فراخورشیدی می‌دانند که احتمال وجود حیات فرازمینی را افزایش داده است
ashkyar ashkyar     پنج شنبه, ‏1389/07/29 ‏23:13:36

10 مورد مهم در رابطه با خودمان

1) معده یک اسید فاسد ترشح می کند.

یک مایع بسیار خطرناک است که نیروهای امنیتی هیچ فرودگاهی نمی تواند از شما جدا کند: این مایع در معده تان قرار
دارد. سلولهای معده شما اسید هیدروکلرویک ترشح می کنند که ترکیبی فاسد و خورنده است
که برای ضدزنگ کردن فلزات استفاده می شود. این ترکیب فلز را داغان می کند اما لایه
غشایی معده از این ماده سمی در دستگاه گوارش محافظت می کند تا غذاهای شما را تجزیه
کند.
2) وضعیت بدن بر حافظه تاثیر می گذارد.

سالگرد ازدواجتان را یادتاننمی آید؟ اشکالی ندارد روی یک زانو خم شوید به یادتان می آید. خاطرات در حواس ما
قرار گرفته اند. یک رایحه یا صدا یک خاطره خیلی دور از بچگی را برایتان زنده خواهد
کرد. ارتباطات بین این حواس و خاطرات آشکار یا گاهی مرموز هستند. یک تحقیق جدید به
کشف این ارتباطات کمک می کند. خاطرات گذشته وقتی در حالت و وضعیت بدنی مشابه قرار
بگیرید سریعتر به ذهنتان می رسد.
3) استخوان ها برای تنظیم موادمعدنی بدن می شکنند.

علاوه بر محافظت از اندام هاو عضلات بدن، استخوان ها به تنظیم سطح کلسیم در بدن نیز کمک می کنند. استخوان ها
حاوی فسفر و کلسیم هستند که دومی مورد نیاز عضلات و اعصاب می باشد. اگر ذخیره این
عنصر در بدن کم باشد، برخی هورمون های خاص باعث می شود استخوان ها شکسته تا سطح
کلسیم بالا رود تا جایی که به یک غلظت خاص و مناسب از این عنصر در خارج سلولها
برسیم.
4) بیشتر غذایی که می خوریم برای مغز است.

مغز بااینکه فقط 2 درصد ازوزن بدن را تشکیل می دهد، 20 درصد از اکسیژن و کالری های آن را می گیرد. برای تامین
منابع کافی برای این عضو مهم بدن، سه سرخرگ مغزی اصلی بطور مداوم اکسیژن به مغز
پمپاژ می کنند. هرگونه انسداد یا پارگی در یکی از این رگ ها باعث گرسنه ماندن
سلولهای مغزی می شود و موجب می شود که عملکرد مغزی در آن ناحیه آسیب ببیند و منجر
به سکته شود.

5) هزاران تخمک غیرقابل استفاده توسط تخمدان هستند.

وقتی خانم ها به اواخر چهل و اوایل پنجاه سالگی خود می رسد، چرخه ماهانه قاعدگی که سطح هورمون ها را در بدن او
تنظیم می کند و تخمک ها را برای تلقیح آماده می کند، خاموش می شود. تخمدان ها
همینطور استروژن کمتر و کمتری تولید می کنند و این مسئله موجب تغییرات احساسی و
جسمی در بدن زن می شود. فولیکول های رشد نیافته تخمک دیگر مثل قبل منظم تخمک تولید
نمی کنند. یک دختر نوجوان به طور متوسط 34،000 فولیکول رشد نیافته تخمک دارد در
حالیکه تقریباً فقط 350 تای آن در طول زندگی وی رشد می کنند و بالغ می شوند. تخمک
های استفاده نشده بعداً خراب می شوند.

6) بلوغ ساختار مغز را تغییر می دهد.

می دانیم که تغییرات هورمونی در بدن برای تحریک رشد و آماده کردن بدن برای تولید مثل لازم هستند اما چرا
نوجوانان اینقدر از نظر احساسی ناخوشایند هستند؟ هورمون هایی مثل تستوسترون رشد
نورون های عصبی در مغز را تحت تاثیر قرار می دهند و تغییراتی که در ساختار مغز
ایجاد می شود تغییرات رفتاری زیادی را در بر دارد. با بالغ شدن ناحیه جلویی غشای
مغز، خامی احساسی، بی عاطفگی و قدرت ضعیف در تصمیم گیری را باید انتظار
داشت.

7) موهای سلولی ماده مخاطی را حرکت می دهد.

اکثر سلولها در بدن پوششی مو مانند روی خود دارند که به عملکردهای بسیاری در بدن کمک می کند، از هضم غذاها گرفته
تا شنوایی. در بینی، این موها به خشک کردن ماده مخاطی در حفره بینی تا گلو کمک می
کند. هوای سرد این فرایند خشک کردن را کندتر می کند و باعث می شود که ماده مخاطی
بالا بیاید و باعث شود که آب بینیتان بیاید.

8) دندان عقل فقط جای دندان ها در دهان را تنگ تر می کند.

سیر تکامل بی عیب و کامل نیست. اگر بود باید به جای دندان عقل بال در می آوردیم. گاهی اوقات ویژگی های
بی استفاده در برخی انواع موجودات ایجاد می شود فقط به خاطر اینکه آسیبی نمی رساند.
اما دندان عقل همیشه هم توسط دندانپزشکان جراحی و کشیده نمی شد. در گذشته، این
دندانها یک ست دیگر از دندان های آسیاب بودند اما با رشد مغز، ساختار استخوان فک ما
تغییر کرد و باعث شد که دیگر دهان جایی برای دندان عقل نداشته باشد.

9) دنیا با شما می خندد.

همانطور که وقتی کسی کنار شما خمیازه بکشد شما هم به خمیازه می افتید، شواهد جدید نشان می دهد که خنده هم
تقلید برانگیز است. شنیدن خنده ناحیه مغز را تحریک به آن حرکت در صورت می کند.
تقلید نقش مهمی در روابط اجتماعی دارد. اشاراتی مثل عطسه کردن، خندیدن، گریه کردن و
خمیازه کشیدن راهی برای ایجاد روابط اجتماعی قوی بین یک گروه است.
ashkyar ashkyar     پنج شنبه, ‏1389/07/29 ‏23:16:56

10.همه پوست ها در حالت عادی سفید کرم رنگ است. رگ های خونی نزدیک به سطح پوست سرخی به آن می دهد. رنگ

دانه زرد هم پوست را تحت تاثیر قرار می دهد. همچنین ملانین قهوه ای رنگ هم که در واکنش به اشعات فرابنفش ایجاد

می شود در تعداد بالا رنگ سیاهی به پوست می دهد. این چهار رنگدر اندازه های مختلف میکس شده و رنگ پوست همه نژادهای کره زمین را می سازد.
ashkyar ashkyar     چهارشنبه, ‏1389/08/05 ‏00:30:48

دختری نشسته بر تخته سنگی کنار دریا

***********************************

دختری نشسته بر تخته سنگی کنار دریا

در بغل گرفته زانوانش را چه زیبا

باد می وزد در تارو پود موهایش رعنا

نگاهش خیره به راه دور

منتظرتا مردش بیاید ازجنگ دریا

موجها، بیقرار، نا شکیبا

می کوبند به تخته سنگ های ساحل

صدای موج                        

هراسی در دلش انداخته از ترس نا غافل

زمین می چرخدش

انگارخورشید غرق شد در دریای زیبا

چه زیبا قرمز رنگی، می پاشدش

ازنور خورشید، بر امواج فریبا

ابرها،کبود رنگ ، آرام آرام

چترمی اندازد ، بر دریا

ماه و ستاره ها در پسش پنهان

صدای رعد و برق

وحشتناک میغرد بر ساحلها

دخترک هنوز بنشسته

بر تخته سنگ  کنار دریا

او به خود می لرزد  می دود در خط ساحل

می رود زیر چپر، زیبا

می ریزدش اشکی ، با غم، تنها

دریا طوفانی، موجها می کوبند بر ساحل دلها

صدای موج وهم انگیز است

صیادان رفته اند، دریا

ماهی بچینند،با ستیزبا موجها

روز رفته، هنوز باز نگشته اند از دریا

شب است

همه مردمان ده چراغ فانوس روشن

ایستاده کنار ساحل

منتظر شاید نشانی آید از مردان دریا

از دور چراغی فانوسی سوسو می زند

گاه پیدا،  گاه نا پیدا

دخترک بخود می پیچد  می گوید

شاید مرد من باشد که می آید از جنگ دریا

دلش نا آرام، می دود بسوی ساحل

موج قایق سرگردان را می کشاند  بسوی ساحل

نگاهش خیره می ماند به قایق

در میان مردان فرسوده  مردش نیست

آهی از ته دل می کشد بر خط ساحل

باز هم

دخترک می نشیند بر تخته سنگها

دسته گلی در دستش، پرتش می کند بر دریا

باز هم دریا، طوفانی    

موج می شویدش، نقش دل بر شنها




                                                مهرداد عسکری بهبهانی
ashkyar ashkyar     چهارشنبه, ‏1389/08/05 ‏01:36:19

"  متن کامل سرود ای ایران و تاریخچه  "
           

           در شهریور 1323زمانی که نیروهای انگلیسی و دیگر متفقین تهران را اشغال کرده بودند، حسین گل گلاب تصنیف سرای معروف، از یکی از خیابان های معروف شهر می گذرد.
           او مشاهده می کند که بین یک سرباز انگلیسی و یک افسر ایرانی بگو مگو می شود و سرباز انگلیسی، کشیده محکمی در گوش افسر ایرانی می نوازد. گل گلاب پس از دیدنِ این صحنه، با چشمان اشک آلود به استودیوی روح الله خالقی (موسیقی دان) می رود و شروع به گریه می کند.
           غلامحسین بنان می پرسد ماجرا چیست؟ او ماجرا را تعریف می کند و می گوید:
           کار ما به اینجا رسیده که سرباز اجنبی توی گوش نظامی ایرانی بزند ! سپس کاغذ و قلم را بر می دارد و با همان حال، می سراید:
           ای ایران ای مرز پرگهر
           ای خاکت سرچشمه ی هنر
           دور از تو اندیشه بدان
           پاینده مانی و جاودان
           ای دشمن! ار تو سنگ خاره ای من آهنم
           جان من فدای خاک پاک میهنم...


           همانجا، خالقی موسیقی آن را می نویسد و بنان نیز آن را می خواند و ظرف یک هفته، تصنیف "ای ایران" در یک ارکستر بزرگ اجرا می شود.


           سرود «ای ایران» دقیقا در 27 مهر ماه سال 1323 در تالار دبستان نظامی [دانشکدۀ افسری فعلی] و در حضور جمعی از چهره‌های فعال در موسیقی ایران متولد شد. شعر این سرود را «حسین گل گلاب» استاد دانشگاه تهران سروده بود، و از ویژگی‌های آن، اول این است که تک‌تک واژه‌های به کار رفته در سروده، فارسی است و در هیچیک از ابیات آن کلمه‌ای معرب یا غیر فارسی وجود ندارد. سراسر هر سه بند سرود، سرشار از واژه‌هاى خوش‌تراش فارسى است. زبان پاکیزه‌اى که هیچ واژه بیگانه در آن راه پیدا نکرده است، و با این همه هیچ واژه‌اى نیز در آن مهجور و ناشناخته نیست و دریافت متن را دشوار نمى‌سازد.

           دومین ویژگی سرود «ای ایران» در بافت و ساختار شعر آن است، به‌گونه‌ای که تمامی گروه‌های سنی، از کودک تا بزرگ‌سال می‌توانند آن را اجرا کنند. همین ویژگی سبب شده تا این سرود در تمامی مراکز آموزشی و حتی کودکستان‌ها قابلیت اجرا داشته باشد.

           و بالاخره سومین ویژگی‌ای که برای این سرود قائل شده‌اند، فراگیری این سرود به لحاظ امکانات اجرایی است که به هر گروه یا فرد، امکان می‌دهد تا بدون ساز و آلات و ادوات موسیقی نیز بتوان آن را اجرا کنند.

           آهنگ این سرود که در آواز دشتی خلق شده، از ساخته‌های ماندگار «روح‌الله خالقی» است. ملودی اصلی و پایه‌ای کار، از برخی نغمه‌های موسیقی بختیاری که از فضایی حماسی برخوردار است، گرفته شده.

           این سرود در اجرای نخست خود به‌صورت کر خوانده شد. اما ساختار محکم شعر و موسیقی آن سبب شد تا در دهه‌های بعد خوانندگان مطرحی همانند «غلامحسین بنان» و نیز «اسفندیار قره‌باغی» آن را به‌صورت تک‌خوانی هم اجرا کنند.
....
ashkyar ashkyar     چهارشنبه, ‏1389/08/05 ‏01:37:22

در سالهای اولیه پس از انقلاب، این سرود برای مدت کوتاهی به‌عنوان «سرود ملی» از رادیو و تلویزیون ایران پخش می‌شد، اما بعدا چند سالی از رسانه‌های داخلی حذف شد تا در دهۀ اخیر که باز در مناسبت‌های مختلف تاریخی، آن را می‌شنویم.
........................

           ای ایران ای مرز پر گهر
           ای خاکت سرچشمه هنر
           دور از تو اندیشه بدان
           پاینده مانی و جاودان
           ای … دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم
           جان من فدای خاک پاک میهنم
           مهر تو چون شد پیشه ام
           دور از تو نیست اندیشه ام
           در راه تو ، کی ارزشی دارد این جان ما
           پاینده باد خاک ایران ما


           سنگ کوهت دُر و گوهر است
           خاک دشتت بهتر از زر است
           مهرت از دل کی برون کنم
           برگو بی مهر تو چون کنم
           تا … گردش جهان و دور آسمان بپاست
           نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
           مهر تو چون شد پیشه ام
           دور از تو نیست ، اندیشه ام
           در راه تو ، کی ارزشی دارد این جان ما
           پاینده باد خاک ایران ما


           ایران ای خرم بهشت من
           روشن از تو سرنوشت من
           گر آتش بارد به پیکرم
           جز مهرت بر دل نپرورم
           از … آب و خاک و مهر تو سرشته شد دلم
           مهرت ار برون رود چه می شود دلم
           مهر تو چون ، شد پیشه ام
           دور از تو نیست ، اندیشه ام
           در راه تو ، کی ارزشی دارد این جان ما
           پاینده باد خاک ایران ما

                                                               منبع : یاران گلها
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1389/08/16 ‏16:13:54

سه حکایت شنیدنی( آمده از یاران گلها)

شاعر بی پول  

یک شب نصرت رحمانی وارد کافه نادری شد و به اخوان ثالث گفت : من همین حالا سی تومن پول احتیاج دارم . اخوان جواب

داد : من پولم کجا بود ؟ برو خدا روزی ات را جای دیگری حواله کند. نصرت رحمانی رفت و بعد از مدتی بر گشت و بیست تومان

پول و یک خودکار به اخوان داد . اخوان گفت این پول چیه ؟ تو که پول نداشتی . نصرت رحمانی گفت : از دم در ؛ پالتوی تو رو

ورداشتم بردم پنجاه تومن فروختم . چون بیش از سی تومن لازم نداشتم ؛ بگیر ؛ این بیست تومن هم بقیه پولت ! ضمنا، این خودکار هم توی پالتوت بود
............................


"میرسونمت"

یک شب که باران شدیدی میبارید پرویز شاپور از شاملو پرسید : چرا اینقدر عجله داری ؟ شاملو گفت : می ترسم به آخرین

اتوبوس نرسم . پرویز شاپور گفت : من میرسونمت . شاملو پرسید : مگه ماشین داری ؟ شاپور گفت : نه ! اما چتر دارم

..........................................
مراعات همسر

همسر حمید مصدق -لاله خانم - روی در ورودی سالن خانه شان با خط درشت نوشته بود: حمید بیماری قلبی دارد . لطفا

مراعات کنید و بیرون از خانه سیگار بکشید . خود حمید مصدق هم میآمد بیرون سیگار میکشید و میگفت : به احترام لاله خانم است
ashkyar ashkyar     دوشنبه, ‏1389/08/17 ‏00:26:32

مطلبی به عنوان تناقضات زمان ما...

Today we have bigger houses and smaller families, more conveniences but less time
ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم، راحتی بیشتر اما زمان کمتر


we have more degrees but less common sense, more knowledge but less judgment
مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر، آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم


We have more experts but more problems, more medicine but less wellness
متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر، داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر


We spend too recklessly,  too little, drive too fast, get to angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too often, and pray too seldom
بدون ملاحظه ایام را میگذرانیم، خیلی کم میخندیم، خیلی تند رانندگی میکنیم، خیلی زود عصبانی میشویم، تا دیروقت بیدار میمانیم، خیلی خسته از خواب برمیخیزیم، خیلی کم مطالعه میکنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه میکنیم و خیلی بندرت دعا میکنیم


We have multiplied our possessions, but reduced our values
We talk too much, love too little and lie too often
چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است.
خیلی زیاد صحبت میکنیم، به اندازه کافی دوست نمیداریم و خیلی زیاد دروغ میگوییم


We‘ve learned how to make a living but not a life
we’ve added years to life, not life to years
زندگی ساختن را خوب یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را،
تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای عمرمان


We have taller buildings but shorter tempers, wider freeways, but narrower viewpoints
ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر


We spend more, but have less, we buy more, but enjoy it less
بیشتر خرج میکنیم اما کمتر داریم، بیشتر خرید می کنیم اما کمتر لذت میبریم


We've been all the way to the moon and back
but have trouble crossing the street to meet the new neighbor
ما تا ماه رفته و برگشته ایم
اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم


We've conquered outer space but not inner space
We've split the atom but not our prejudice
فضای بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضای درون را،
ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را


we write more but learn less, plan more but accomplish less
بیشتر مینویسیم اما کمتر یاد میگیریم، بیشتر برنامه میریزیم اما کمتر به انجام میرسانیم


We've learned to rush but not to wait, we have higher incomes but lower morals
عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر


We build more computers to hold more information, to produce more copies, but have less communication. We are long on quantity, but short on quality
کامپیوترهای بیشتری میسازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم


These are the times of fast foods and slow digestion, tall men and short character
teep profits and shallow relationships
اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، مردان بلند قامت اما شخصیت های پست،
سودهای کلان اما روابط سطحی


More leisure and less fun, more kinds of food but less nutrition
two incomes but more divorce, fancier houses but broken homes
فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر،
درآمد بیشتر اما طلاق بیشتر، منازل رویایی اما خانواده های از هم پاشیده


That’s why I ose that as of today you do not keep anything for a special occasion
because every day that you live is a special occasion
بدین دلیل است که پیشنهاد میکنم از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید،
زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است


Search for knowledge, read more
sit on your front porch and admire the view without paying attention to your needs
در جستجوی دانش باشید، بیشتر بخوانید
در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید بدون آنکه توجهی به نیازهایتان داشته باشید


Spend more time with your family and friends,
eat your favorite foods and visit the places you love
زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانید،
غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را که دوست دارید ببینید


Life is a chain of
ashkyar ashkyar     دوشنبه, ‏1389/08/17 ‏00:27:47

Life is a chain of moment of enjoyment, not only about survival
زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره ای از لحظه های لذتبخش است


Use your crystal goblets
Do not save your best perfume and use it every time you feel you want it
از جام کریستال خود استفاده کنید،
بهترین عطرتان را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که دوست دارید از آن استفاده کنید


Remove from your vocabulary phrases like "one of these days" and "someday"
Let’s write that letter we thought of writing "one of these days"
عباراتی مانند "یکی از این روزها" و "روزی" را از فرهنگ لغت خود خارج کنید
بیایید نامه ای را که قصد داشتیم "یکی از این روزها" بنویسیم همین امروز بنویسیم


Let’s tell our families and friends how much we love them
Do not delay anything that adds ter and joy to your life
بیایید به خانواده و دوستانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم.
هیچ چیزی را که میتواند به خنده و شادی شما بیفزاید به تاُخیر نیندازید


Every day, every hour and every minute is special
And you don’t know if it will be your last
هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است
و شما نمیدانید که شاید آن میتواند آخرین لحظه باشد


If you’re too busy to take the time to send this message to someone you love, and you tell yourself you will send it "one of these days ". Just think…"One of these days ", you may not be here to send it
اگر شما آنقدر گرفتارید که وقت ندارید این پیغام را برای کسانیکه دوست دارید بفرستید، و به خودتان میگویید که "یکی از این روزها" آنرا خواهم فرستاد، فقط فکر کنید ... "یکی از این روزها" ممکن است شما اینجا نباشید که آنرا بفرستید
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1389/08/23 ‏00:37:31

همیشه انسان باش...
گاهی برو
نه به خاطر آنکه کسی را پشت سر بگذاری ،به خاطر آنکه کاری بکنی!

گاهی بمان
نه به خاطر آنکه چیزی را پنهان کنی،به خاطر آنکه همه چیز را بگویی!

گاهی بخند
نه به خاطر زیبایی و براقی دندان هایت ،به خاطر چشمی که خنده هایت را ندیده!

گاهی گریه کن
نه به خاطر زیباتر شدنت با ضد آب بودن آرایشت،به خاطر ارزشی که داری و قدرش را نمی دانی!

گاهی حرف بزن
نه به خاطر تمرین سخن گفتن، به خاطر شکستن سکوتی که اگر نشکند حرمتی شکسته خواهد شد!

گاهی فریاد بزن
نه برای او که نمی تواند بشنود، برای کسی که می تواند اما نمی خواهد بشنود!

گاهی قدم بزن
نه به خاطر آنکه خاطره ای را زیر پا له کنی ،به خاطر آنکه به یاد بیاوری تمام خاطره هایت را!

گاهی سکوت کن
نه به خاطر آنکه حرفی برای گفتن نداشته باشی، به خاطر آنکه دلیلی برای فریاد پیدا کنی!

گاهی رها کن
نه به خاطر آنکه نامردی را بهانه کنی، به خاطر آنکه مردانه دلیل برای نماندن داشته باشی!

گاهی ببخش
نه به خاطر خودت تا عزیز شوی، به خاطر او که اگر نبخشی اش خار می شود!

گاهی فراموش کن
نه به خاطر آنکه به کسی بدی کنی، به خاطر آنکه بتوانی بدی های کسی را نبینی!

گاهی بازی کن
نه به خاطر هوس ات با دل کسی ،به خاطرخدا با کودکی یتیم!

گاهی بنویس
نه به خاطر دست خط زیبایت، به خاطر زیبای هایی که ارزش نوشتن دارد!

گاهی امضا کن
نه به خاطر آنکه خطی کشیده باشی،به خاطر آنکه از هویتت ردی به جای بگذاری!

گاهی یاد بگیر
نه به خاطر آنکه یاد گرفته باشی ،به خاطر آنکه نگویی نمی دانستم!

گاهی سفر کن
نه به خاطر آنکه دلی را برنجانی ،به خاطر آنکه دلی برایت تنگ شود!

گاهی خیانت کن
نه به خاطر آنکه رسم مردانگی نیست ،به خاطر آنکه نامردی ات را بر خودت ثابت کنی!

گاهی اعتماد کن
نه به خاطر آنکه پشیمانت می کنند،به خاطر آنکه شاید بتوانی راه و رسم قصه ها را عوض کنی!

گاهی زل بزن
نه به خاطر آنکه فقط چشمانت زیباست، به خاطر آنکه نگاه زیبایت به یادگار بماند!

گاهی تمام کن
نه به خاطر آنکه مرد ادامه بازی نباشی، به خاطر آنکه کسی دیگر زیباتر شروع کند!

گاهی نفرین کن
نه به خاطر آنکه نابودیش را آرزو کنی،به خاطر آنکه فراموش کنی دوستش داری!

گاهی زندگی کن
نه به رسم عادت، به خاطر کسی که به عشق تو نفس می کشد!

گاهی باور کن
نه به خاطر آنکه باورت دارد ،به خاطر کسی که ناباوری تنها باورش شده!

گاهی شب باش
نه به خاطر مرگ خورشید ،به خاطر تنهایی برکه!

گاهی مرد باش
نه به خاطر آنکه زنی عاشقت شود ،به خاطر عظمت این واژه ی غریب!

گاهی بزرگ باش
نه به خاطر آنکه احترامت واجب شود، به خاطر آنکه کوچکی را دریابی!

گاهی کوچک باش
نه به خاطر آنکه خطا کنی ،به خاطر آنکه بزرگ شوی!

گاهی چتر باش
نه به خاطر آنکه باران را دوست نداشته باشی، به خاطر آنکه تر شوی!

گاهی باران باش
نه بر سقف خانه ای که چکه می کند ،بر سر کارگری که از تشنگی نای کار کردن برایش نمانده!

گاهی فرشته باش
نه به خاطر آنکه عاشقت شوند، به خاطر پاکی وجودت که زندانی ات شده!

گاهی سیلی بزن
نه او را که زمین خورده ی توست، شیطانی را که می خواهد زمینت بزند!
گاهی دریا...گاهی برکه...
گاهی سوال...گاهی جواب...
گاهی مرگ...گاهی زندگی...
گاهی همه چیز... گاهی هیچ...
اما همیشه انسان
همیشه انسان باش...

منبع : فارس
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1389/08/23 ‏01:32:22

پیرمردی در راهی میرفت. به چشمه ی آبی رسید. ایستاد تا آبی بنوشد. چشمش به گوهر گرانبهایی افتاد که در آب برق می زد. آن را برداشت و در کیسه ی خود گذاشت. در راه به مسافر دیگری رسید و با هم همسفر شدند.هنگام ظهر زیر سایه درختی برای صرف غذا ایستادند. پیرمرد سفرا ای از کیسه خود بیرون آورد تا با هم غذایی بخورند. مرد گوهر را دید و از پیرمرد خواست تا آن را به او بدهد. پیرمرد بدون درنگ گوهر را به او داد. مرد با خود اندیشید که ثروتمند شده و بقیه عمر را خوشبخت خواهد بود. پیرمرد را به حال خود گذاشت و به سرعت روانه شهر شد. بعد از چند روز پیرمرد وارد شهر شد و به بازار رفت. در گوشه ای از بازار همسفرش را دید. مرد به سرعت به سوی پیرمرد آمد و گفت این گوهر را از من بگیر. پیرمرد گفت: آیا این گوهر ارزشی ندارد؟ مرد گفت: این گوهر بسیار با ارزش است اما من چیز گرانبهاتری از تو می خواهم.این گوهر را از من بگیر و در عوض به من بگو چگونه می توانم مانند تو بدون تامل از این گوهر چشم بپوشم ...
__________________
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1389/08/30 ‏00:52:25

مردی که برای کار به شرکت مایکروسافت رفت و...


مرد بیکاری برای سمت آبدارچی در مایکروسافت تقاضا داد.رئیس هیئت مدیره بعد از کمی صحبت، وقتی تمیز کردن زمینش رو - به عنوان نمونه کار- دید، گفت: «شما استخدام شدین، آدرس ایمیلتون رو بدین تا فرم های مربوطه رو واسه تون بفرستم تا پر کنین و همینطور تاریخی که باید کار رو شروع کنین...»
مرد جواب داد: «اما من کامپیوتر ندارم، ایمیل هم ندارم!»
رئیس هیئت مدیره گفت: «متاسفم. اگه ایمیل ندارین، یعنی شما وجود خارجی ندارین؛ و کسی که وجود خارجی نداره، شغل هم نمی تونه داشته باشه.»
مرد در کمال نومیدی اونجا رو ترک کرد.نمی دونست با تنها 10 دلاری که در جیبش داشت چه کار کنه. تصمیم گرفت به سوپرمارکتی بره و یک صندوق 10 کیلویی گوجه فرنگی بخره. بعد خونه به خونه گشت و گوجه فرنگی ها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت، تونست سرمایه اش رو دو برابر کنه. این عمل را سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت. مرد دید که می تونه به این طریق زندگیش رو بگذرونه. و شروع کرد به این که هر روز زودتر بره و دیرتر برگرده خونه. در نتیجه پولش هر روز دو یا سه برابر می شد. به زودی یه گاری خرید، بعد یه کامیون، و به زودی ناوگان خودش رو در خط ترانزیت(پخش محصولات) داشت...
پنج سال بعد،مرد یکی از بزرگترین خرده فروشان آمریکا شده بود.
شروع کرد تا برای آینده خانواده اش برنامه ریزی کنه، و تصمیم گرفت بیمه عمر بگیره. به یه نمایندگی بیمه زنگ زد و سرویسی رو انتخاب کرد. وقتی صحبتشون به نتیجه رسید، نماینده بیمه آدرس ایمیل مرد را پرسید. مرد جواب داد: «من ایمیل ندارم.»
نماینده بیمه با کنجکاوی پرسید: «شما ایمیل ندارین، ولی با این حال تونستین یک امپراطوری در شغل خودتون به وجود بیارین...می تونین فکر کنین به کجاها می رسیدین اگه یه ایمیل هم داشتین؟!»
مرد برای مدتی فکر کرد و گفت:

  آره!احتمالا می شدم آبدارچی شرکت مایکروسافت...!

منبع:فارس
ashkyar ashkyar     دوشنبه, ‏1389/09/08 ‏02:39:41

"تصاویری که اشک خیلی ها را در آورد"...

درود به دوستان عزیز لینکی که اینجا میارم هم دیدنی است و هم خواندنی که در رابطه با اتفاقهای عجیبی است که در حیات وحش رخ می دهد...

http://ser01.yekidige02.co.cc/index.php?url=0lmfWRX39BC64Y1u7rWx3gedo80JQrYyJAWsIHTuaY4HkOm%2BnCLOYnO1qf7njRoXhyRThhpJoM05Gn4QvqRzpffT1gA%3D

ترجمه ی هر توضیح زیر عکسها رو به ترتیب میگذارم تا متوجه موضوع بشید

مقدمه:داستان واقعی این تصاویر عجیب و تکان دهنده در دنیای وحش:
یک صبح سه شنبه در حالی که عکاس به همراه تیم همراهش برای یافتن رد پایی از شیرها به سمت جنوب Madikawe حرکت می کنند به طور کاملا غیر منتظره با لاشه یک بز کوهی و شیری در حال نفس نفس زدن در کنار لاشه او روبرو می شوند. شیر که مشخص است تازه شکار خود را بر زمین زده است کنار لاشه حرکت می کند. اما بر خلاف آنچه انتظار می رود، شیر ماده شکار خود را نمی خورد. عکاس که از دور شاهد این ماجراست شروع به تصویر برداری می کند.

ترجمه ی عکس(1)
ماده شیر و لاشه شکاری که تازه از نفس افتاده است.
....(2)
اولین کار شیر بعد از شکار دریدن شکم شکار است. این را در تمام کتاب های جانورشناسی می توانید بیابید!

...(3)
تا اینجا همه چیز مانند کتابهایی که خوانده ایم پیش می رود. دوستان من نیز در اتومبیل توسط دوربین دوچشمی و فیلمبرداری مشغول تماشای صحنه هستند. و ما این طور تصور می کنیم که شیر در حال خالی کردن محتویات شکم شکار خویش است. که ناگهان یکی از دوستان من فریاد می زند: آن محتویات شکم نیست!

...(4)
و اینجا بود که ما متوجه شدیم بز کوهی آفریقایی کشته شده حامله بوده است.

...(5)
و حالا در مقابل خود شیری را می بینم که طعمه کشته اش حامله بوده است. در این مواقع شیرها به کار خوردن خود ادامه می دهند البته اگر مشکلی پیش نیاید. و اما از اینجا به بعد بود که ما را به حیرت واداشت... ماده شیر جنین بز کوهی را به آرامی به زمین گذاشت و شروع به بوییدن او کرد.

...(6)
بان بدن برای یک ماده شیر و در موقعیت او بسیار عجیب بود. او از اتفاقی که افتاده بود سخت متحیر و مات و مبهوت بود. به اطراف خود نگاه می کرد تا ببیند آیا کسی برای کمک کردن هست...

...(7)
عد از مدتی ماده شیر به خالی کردن محویات شکم بز کوهی ادامه داد و در تمام مدت اینطور به نظر می رسید که سعی می کند تا حد امکان از جنین دور باشد...

...(8)
عد از مدتی دیگر و در حالی که هنوز هیچ قسمت از بند شکار خود را نخورده است، مجددا توجه اش به سمت جنین می رود و به آرامی او را از زمین بلند می کند.

...(9)
او ایستاده است در حالی که جنین بز کوهی در دهانش است و برای مدتی به اطراف نگاه می کند. به همه جهت ها، شاید برای یافتن چیزی... و بعد از چند دقیقه به آرامی به سوی بیشه ای که در نزدیکی شکارش است حرکت می کند.

(10)
و مجددا می ایستد و جنین را به آرامی بر زمین می گذارد. و در تمام مدت با نگاهی هیجان زده و عصبی به اطراف نگاه می کند. سپس با نوک بینی به جنین ضربه می زند و به آرامی او را درست مانند توله هایش از پشت گردن میگیرد و بلند می کند...

(11)
او مجددا به اطرف نگاه می کند و به آهستگی به سمت بیشه می رود... با دقت به سمت بیشه زار پیش می رود جایی که تصمیم دارد جنین را در آنجا بگذارد. چندین بار به جنین ضربه می زند و در تمام مدت با حالتی نگران به اطراف نگاه می کند شاید انتظار کمکی یا خطری را می کشد...

(12)
بعد از چند دقیقه دوباره به سمت لاشه شکاری بر میگردد که هنوز چیزی از آن را نخورده است. کنار او می ایستد و سپس به آرامی همانجا دراز می کشد. شیر ماده به چه چیزی می اندیشد؟ چرا او این چنین عمل کرد؟

طبق گفته آقای Grey van der walt عکاس این صحنه شگفت آور، این یکی از عجیب ترین و خارق العاده ترین صحنه هایی بوده است که در حیات وحش و درطول عمر خود مشاهده کرده است.

منبع :وبلاگ رسانه
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1389/09/21 ‏00:53:34

موفقیت...

PLAN while others are playing
(برنامه ریزی کن وقتی که دیگران مشغول بازی کردنند)

STUDY while others are sleeping
(مطالعه کن وقتی که دیگران در خوابند)

DECIDE while others are delaying
(تصمیم بگیر وقتی که دیگران مرددند)

PREPARE while others are daydreaming
(خود را آماده کن وقتی که دیگران درخیال پردازیند)

BEGIN while others are procrastinating
(شروع کن وقتی که دیگران در حال تعللند)

WORK while others are wishing
(کار کن وقتی که دیگران در حال دعا کردنند)

SAVE while others are wasting
(صرفه جویی کن وقتی که دیگران در حال تلف کردنند)


LISTEN while others are talking
(گوش کن وقتی که دیگران در حال صحبت کردنند)

SMILE while others are frowning
(لبخند بزن وقتی که دیگران خشمگینند)


PERSIST while others are quitting
(پافشاری کن وقتی که دیگران در حال رها کردنند)
ashkyar ashkyar     سه شنبه, ‏1389/09/23 ‏00:26:27

مردی که 70 سال است آب و غذا نخورده است!


دانشمندان ارتش هندوستان در حال مطالعه روی مرد 82 ساله هستند که ادعا می‌شود 70 سال است آب و غذا نخورده است.

پراهلاد جانی اکنون در یک بیمارستان در احمدآباد گرجارات نگهداری شده و توسط سازمان تحقیقات دفاعی هندوستان به شدت تحت نظر است.
او اکنون 6 روز است که در این مرکز و تحت نظارت شدید نگهداری می‌شود و پزشکان اعلام کردند بعد از این مدت بدن او هیچ نشانه ای از گرسنگی یا نیاز به آب نشان نداده است.
ادعا شده است که این مرد از سن 7 سالگی خانه خود را ترک کرده و مانند یک انسان مقدس هندی زندگی کرده است.به این انسان‌ها اصطلاحات 'breatharian' گفته می‌شود که می‌توانند فقط با تکیه بر نیروی زندگی روحانی خود به زندگی ادامه دهند.
او معتقد است که یک الهه اکسیری را از سوراخی در سقف دهانش به بدن او می‌ریزد.این ادعا توسط یک پزشک هندی که مطالعاتی در مورد قابلیت‌های ماوراء طبیعی این افراد داشته است تائید شده است.

دانشمندان سازمان توسعه تحقیقات دفاعی هندوستان ، هواپیماهای بدون سرنشین ، موشک‌های بالستیک بین قاره ای و انواع جدیدی از بمب‌ها را می‌سازند.آن‌ها معتقدند آقای پراهلاد می‌تواند به آن‌ها آموزش دهد که چگونه می‌توان در زمان‌های بحرانی بدون وجود غذا تا مدت‌های طولانی به زندگی ادامه داد.
دکتر ایلاواژاگان مدیر روان‌شناسی و علوم مرتبط موسسه دفاعی در این باره گفت : در صورتی که این ادعا تائید شود ، یک کشف جدید در دنیای پزشکی خواهد بود.

با کمک آن می‌توان جان انسان‌ها را در حین بلایای طبیعی نجات داد.ما می‌توانیم به انسان‌ها تکنیک‌هایی آموزش دهیم که در شرایط سخت و دشوار بدون آب و غذا به زندگی خود ادامه داده و نجات پیدا کنند.

تا کنون و بعد از گذشت 6 روز آقای پراهلاد به خوبی دوام آورده است و جالب این جاست که هیچ چیزی نیز از بدن او دفع نشده است . او کاملا سالم و سرحال است و هیچ نشانه از رخوت و بیحالی در او دیده نمی‌شود.
پزشکان تصمیم دارند نظارت خود را تا 15 روز دیگر ادامه دهند که در طی این مدت باید علائمی مانند از دست دادن ماهیچه‌ها ، کم‌‌آبی شدید ، کاهش وزن و از کار افتادن اندام های حیاتی بدن ظهور پیدا کند.

البته در هندوستان افرادی هستند که برای مدت‌های طولانی و تا 8 روز آب و غذا نمی‌خوردند و به اعمال مذهبی خود می‌پردازند.اکثر‌ انسان‌ها نمی‌توانند بدون غذا تا 50 روز دوام بیاورند . بیش‌ترین رکورد گرسنگی در جهان 74 روز بوده است.

منبع:فارس
ashkyar ashkyar     سه شنبه, ‏1389/09/23 ‏14:06:28

ازدواج فوتبالیست زن ایرانی با برزیلی


روز خواستگاری خیلی خوشحال بودم و این شروع یک زندگی جدید برایم بود، البته خانواده همسرم در این راه خیلی به من کمک کردند. ‌راستش را بخواهید هیجان زیادی داشتم برای رسیدن به هدفم، مصمم بودم و سایر مسائل برایم مهم نبود.
ازدواج یک ایرانی و یک برزیلی آن هم از نوع فوتبالیست آن ، اتفاقی جالب توجه در نوع خود است.

دادنا: فوتبال دنیای عجیبی دارد، وقتی سرگذشت فابیو (علیرضا) کاروالیو دو‌سانتوز را می‌خوانید متوجه این موضوع خواهید شد؛ کسی که فکرش را هم نمی‌کرد روزی در ایران عاشق شود و زندگی‌اش را با یک دختر ایرانی ادامه دهد. دروازه‌بان مس رفسنجان اکنون تمام خوشبختی‌اش را در ایران می‌بیند و حاضر نیست کشورمان را ترک کند. او یک برزیلی زن‌ذلیل! به حساب می‌آید؛ آن‌قدر عاشق خانواده همسرش است که حتی اسمش را با نظر مادر‌زنش انتخاب کرده حالا تا آخر ماجرا را خودتان حدس بزنید



بخش هایی از این گفتگوها در ادامه آمده است.

• اصلا فکرش را نمی‌کردم روزی به ایران بیایم اما حرفه‌ام باعث شد به ایران بیایم و با دیدن مردم ایران و فرهنگ‌شان علاقه‌ام دو‌چندان شد و بعد از آشنایی با همسرم عاشق او شدم و ازدواج کردیم. اصلا به ماندن در ایران فکر نمی‌کردم، چه برسد به ازدواج.

• روز خواستگاری خیلی خوشحال بودم و این شروع یک زندگی جدید برایم بود، البته خانواده همسرم در این راه خیلی به من کمک کردند. ‌راستش را بخواهید هیجان زیادی داشتم برای رسیدن به هدفم، مصمم بودم و سایر مسائل برایم مهم نبود.

• فرهنگ ایران با کشور من متفاوت است؛ ایران کشوری است با فرهنگ اسلامی در خاورمیانه که با برزیل تفاوت‌های زیادی دارند اما من ایران و فرهنگ‌اش را بیشتر از برزیل دوست دارم. باورتان نمی‌شود اما از وقتی لب به غذاهای ایرانی به خصوص کوبیده و قورمه سبزی زدم دیگر به غذاهای برزیلی فکر نمی‌کنم.

• خانواده‌ام وقتی خبر ازدواج با یک دختر ایرانی شنیدند تعجب نکردند؛ بلکه ترسیدند، چون چیزهای خوبی از ایران نشنیده بودند اما وقتی با سیمین به برزیل رفتیم و آن‌ها دیدنش، نظرشان عوض شد اما هنوز ترس داشتند تا این‌که به ایران آمدند و فهمیدند مسایلی که در مورد ایران گفته می‌شود وجود ندارد. الان راضی هستند.

• روابط زن‌ها و مردها در ایران توجه مرا جلب کرد و وقتی دیدیم میان آن‌ها احترام و مرزبندی رعایت می‌شود علاقه‌مند شدم به اسلام و بعد هم که ازدواج کردم و با خواست خودم مسلمان شدم.

• اسم ایرانی‌ام را مادر زدنم برای من انتخاب کرد و فکر می‌کنم اسم جالبی باشد.

• من ۳۱سال سن دارم و می‌توانم تا چندسال دیگر دروازه‌بانی کنم؛ ولی دوست دارم دخترم ایزابلا جعفری کاروالیو دوسانتوز را در ایران و به شیوه ایرانی تربیت کنم، در برزیل آزادی بیش از حد برای تربیت دختربچه‌ها مشکل‌ساز است.

• فوتبال برزیل به لحاظ امکانات و مسائل حرفه‌ای خیلی از ایران جلوتر است و لیگ‌های استانی برزیل با برنامه‌تر و بهتر از ایران برنامه‌ریزی می‌شود چه برسد به لیگ برترشان. ایران اگر می‌خواهد در فوتبال پیشرفت کند باید خیلی حرفه‌ای‌اتر از این که الان هست عمل کند.
• دلیل ورود بازیکن ضعیف برزیلی به فوتبال ایران از مدیران برنامه‌ و‌ باشگاه‌هاست؛ مدیر برنامه‌ها دروغ می‌گویند و مدیر باشگاه‌ها هم تحقیق نمی‌کنند و همین موضوع سبب می‌شود بازیکنان ضعیف وارد فوتبال ایران شوند.

..........
ashkyar ashkyar     سه شنبه, ‏1389/09/23 ‏14:08:02

............
همسر فابیو کاروالیو : فابیو عشق ایران است

اصفهان آمده بود، یک‌دل نه صد‌دل عاشق کارمند روابط بین‌المللی باشگاه ذوب‌آهن شد. دروازه‌بان برزیلی هر‌چه زمان گذشت از فرهنگ ایران و آداب رسوم ایرانی خوشش آمد و در نهایت حاضر شد مسلمان هم شود؛ او که برخلاف هموطنانش مخالف بی‌بند‌و‌باری‌های رایج در کشورش بود، سبب شد تا پایه‌های زندگی‌اش را با یک آبادانی اصیل شکل دهد تا زیاد هم از برزیل دور نشود‌. خانم جعفری همسر فابیو اکنون از این‌که با یک‌خارجی ازدواج کرده، خوشحال است و می‌گوید در خواب هم نمی‌دیده با یک برزیلی ازدواج کند. با او در خصوص این سبک از زندگی صحبت کردیم:

• من در باشگاه ذوب‌آهن اصفهان کار می‌کردم و به خاطر کارم در امور بین‌الملل با بازیکنان خارجی ارتباط داشتم و همین موضوع باعث ‌آشنایی ما شد. معیارم برای ازدواج با فابیو بیشتر علاقه بود و بعد سعی کردم بقیه جوانب را درست کنم.

• او چون تا حالا در کشورهای مسلمان بازی نکرده بود، حجاب ایرانی‌ها برایش پدیده تازه‌ای بود. با خانواده‌ام مشکل نداشت، اما اوایل کمی سخت بود چون پذیرش این موضوع برای خانواده‌ام کمی دشوار بود. من هم گفتم یک روز بیاید خانه تا پدر و مادرم او را ببینند‌.همان روز خواستگاری صحبت کرد و خودم شدم مترجم خواستگارم (خنده)

راستش فکرش را نمی‌کردم با یک فوتبالیست ازدواج کنم، آن‌هم از نوع خارجی؛ ازدواج با فابیو زندگی مرا عوض کرد؛ البته ازدواج با یک‌فرد غیر‌ایرانی سختی‌های خاص خودش را دارد، ‌ما دائما در سفر بین ۲‌کشور هستیم یا این‌که خانواده فابیو به ایران می‌آیند.

• فرهنگ آن‌ها خیلی شبیه به ایرانی‌هاست، به‌خصوص قسمت جنوب ایران. من چون آبادانی هستم با خانواده فابیو راحتم‌. آن‌ها دست‌و‌دلباز و خونگرم هستند و غذاهای تند هم زیاد می‌خورند. البته برخی از رفتارهایی که دارم و یا غذاهایی که تهیه می‌کنم، برایشان جالب است.

• در مورد فوتبال مشکلی نداریم. خوشبختانه هر ۲‌پرسپولیسی‌هستیم، البته صنعت نفت جای خودش را دارد.

• در مورد علاقه آبادانی ها به برزیل یک چیزهایی برایش گفته بودم، اما باورش نمی‌شد تا این‌که رفتیم آبادان، آن‌جا یک دستفروش کلی دمپایی ابری با پرچم برزیل می‌فروخت که برای فابیو جالب بود و وقتی بازی‌های صنعت نفت را ‌دید و شعار هواداران را شنید، متوجه حرف‌های من شد.

• زندگی فعلی‌مان راضی کننده است و چون علاقه و عشق اصلی‌ترین مساله زندگی‌مان است مسائل دیگر را سخت نمی‌گیریم. درآمد فابیو کفاف زندگی‌مان را می‌دهد. اتفاقا دنبالش هستیم تا ملیت ایرانی برای فابیو بگیریم تا بتواند در لیگ برتر هم بازی کند.

• البته زوج‌های ایرانی خوشبخت هم زیاد داریم اما من از ازدواج با یک‌برزیلی مثل فابیو خوشحالم؛ او خیلی خوب است و شخصیت و علاقه‌اش به ایران او را فردی قابل احترام برای من کرده است.
• فابیو که از مسائلی مانند مهریه سردر نمی‌آورد، اما خانواده‌ام اعتقاد داشتند برای زندگی با یک خارجی باید گارانتی وجود داشته باشد و او یک باب آپارتمان به‌نام من خرید، و‌لی مهریه به شکل مرسوم نداشتم.
.
ashkyar ashkyar     جمعه, ‏1389/09/26 ‏23:50:35

عشق ابدی


پیرمرد صبح زود از خانه بیرون آمد. پیاده رو در دست تعمیر بود. در خیابان شروع به راه رفتن کرد که ناگهان ماشینی به او زد. به زمین افتاد. مردم دورش جمع شدند و او را به بیمارستان رساندند.

پس از پانسمان زخم ها، پرستاران از او خواستند که آماده شود تا از استخوان هایش عکسبرداری شود. پیرمرد به فکر فرو رفت و یکباره از جا بلند شد و لنگ لنگان به سمت در رفت. به پرستاری که می خواست مانع رفتنش شود گفت که عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست.

پرستار سعی کرد او را برای ماندن و ادامه درمان قانع کند ولی موفق نشدند. از پیرمرد دلیل عجله اش را پرسید.

در جواب گفت: زنم در خانه سالمندان است. من هر صبح به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. نمی خواهم دیر شود!

پرستار گفت: اصلا نگران نباشید. ما به او خبر می دهیم که امروز دیرتر می رسید.
پیرمرد جواب داد: متاسفم! او بیماریِ فراموشی دارد و متوجه چیزی نخواهد شد و حتی مرا هم نمی شناسد!

پرستار با تعجب پرسید: پس چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید در حالی که شما را نمی شناسد؟!


پیرمرد با صدایی غمگین و آرام گفت: اما من که می دانم او کیست . . . !
________
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1389/09/27 ‏14:13:29

افراد مشهور متولد در فروردین ماه:
فریدون جنیدی ( شاهنامه‌پژوه و نویسندهٔ ایرانی) ، بنی صدر (رییس جمهور پیشین ایران) ، زلمی خلیلزاد (نماینده دولت بوش در سازمان ملل با تبار افغانستانی) ، محمد علی فردین (بازیگر ایرانی) ، هایده (خواننده ایرانی) ، مجید مجیدی (کارگردان ایرانی) ، محمدعلی کشاورز (بازیگر ایرانی) ، خسرو شکیبایی (بازیگر ایرانی) ، ژاله علو (بازیگر ایرانی) ، چارلی چاپلین (هنرپیشه انگلیسی)، بیتا فرحی (هنرپیشه ایرانی) ، پوران درخشنده (کارگردان ایرانی) ، علیرضا افتخاری (خواننده ایرانی) ، رخشان بنی‌اعتماد (کارگردان ایرانی) ، مارلون براندو (هنرپیشه آمریکایی)، یزدان ( شکافنده اتم )؛ بیسمارک (صدراعظم آلمان)، ژوزف پولیتزر (روزنامه نگار آمریکایی)، هنری جیمز (نویسنده آمریکایی)، ونسان ونگوک (نقاش هلندی)، نیکیتا خروشچوف (نخست وزیر سابق روسیه) و تنسی ویلیامز (نویسنده آمریکایی) ، مریلا زارعی ( هنرپیشه ایرانی ) محمد رضا گلزار (هنرپیشه ایرانی) ، خشایار اعتمادی (خواننده ایرانی)


افراد مشهور متولد در اردیبهشت ماه: عمر خیام (ریاضیدان و اخترشناس ایرانی) ، دکتر محمّد معین (ادیب ایرانی) ، سیمین دانشور (شاعر ایرانی) ، قیصر امین‌پور (شاعر ایرانی) ، غلامحسین بنان (خواننده ایرانی) ، گوگوش (خواننده ایرانی) ، رهی معیری (شاعر ایرانی) ، فریماه فرجامی (بازیگر ایرانی) ، پرویز مشکاتیان (نوازنده ایرانی) ، اندی (خواننده ایرانی) ، آرش لباف (خواننده ایرانی) ، رضا عطاران (بازیگر ایرانی) ، بهنوش بختیاری (بازیگر ایرانی) ، آندره آغاسی (تنیسور امریکایی) ، همایون شجریان (خواننده ایرانی) ، آتوسا پور کاشیان (استاد بزرگ شطرنج) ، اونوره دوبالزاک (نویسنده فرانسوی)، ویلیام شکسپیر (نمایشنامه نویس انگلیسی)، برتراند راسل (فیلسوف و نویسنده انگلیسی)، ولادمیر ناباکف (نویسنده روس)، یوهان برامس (آهنگساز آلمانی)، سالوادور دالی (نقاش اسپانیایی)، هری ترومن (رئیس جمهور آمریکا)، روبسپیر (انقلابی فرانسوی)، کاترین کبیر (ملکه روسیه)، الیور کرامول (رهبرانقلابی انگلیس)، نانسی عجزم (خواننده لبنانی) ، ملکه الیزابت دوم (ملکه انگلیس)، هیتلر (دیکتاتور آلمانی)، زیگموند فروید (روانشناس اتریشی)، هنری فوندا (هنرپیشه آمریکایی)، گری کوپر (هنرپیشه آمریکایی) و ارسون ولز (کارگردان آمریکایی) ، سعید شهروز (خواننده ایرانی) ، پویا امینی (بازیگر ایرانی) ، جواد کاظمیان (فوتبالیست ایرانی) ، فریدون زندی (فوتبالیست ایرانی) .


افراد مشهور متولد در خرداد ماه: عزت الله انتظامی (بازیگر ایرانی) ، ابی (خواننده ایرانی) ، احمد ظاهر (مشهور متولد در ترین خواننده افغانستان) ، محسن مخملباف (کارگردان ایرانی) ، محمدرضا شریفی‌نیا (بازیگر ایرانی) ، امین حیایی (بازیگر ایرانی) ، سیاوش قمیشی (خواننده ایرانی) ، رضا کیانیان (بازیگر ایرانی) ، جواد رضویان (بازیگر ایرانی) ، هادی ساعی (قهرمان تکواندو المپیک از ایران) ، شیرین عبادی (وکیل دادگستری ایرانی) ، امامعلی حبیبی (قهرمان کشتی ایران) ، فرهاد مجیدی (فوتبالیست ایرانی) ، سعید نفیسی (نویسنده و شاعر ایرانی) ، عباس یمینی شریف (شاعر و ادیب ایرانی) ، جلیل شهناز (نوازنده ایرانی) ، محمد محیط طباطبایی (اندیشمند و روزنامه نگار ایرانی) ، احمدرضا عابدزاده (بازیگر و مربی فوتبال ایرانی) ، وحید طالبلو (فوتبالیست ایرانی) ، مژده شمسایی (بازیگر ایرانی) ، پرستو گلستانی (بازیگر ایرانی) ، کمند امیرسلیمانی (بازیگر ایرانی) ، مهناز افشار (بازیگر ایرانی) ، مژده شمسایی (بازیگر ایرانی) ، شهره لرستانی (بازیگر ایرانی) ، والت ویتمن (شاعر آمریکایی)، تامس هاردی (نویسنده انگلیسی)، فرنسواز ساگان (نویسنده فرانسویی)، یان فلمینگ (نویسنده انگلیسی)، پول گوگن (نقاش فرانسوی)، مریلین مونرو (هنرپیشه آمریکایی) ، جان.اف کندی (رئیس جمهور آمریکا).
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1389/09/27 ‏14:14:24

افراد مشهور متولد در تیر ماه: علی حسینی خامنه‏ای (رهبر فعلی ایران) ، علی‌اکبر ولایتی (وزیر خارجه پیشین ایران) ، ولادیمیر پوتین (رییس جمهور سابق روسیه) ، محمد داود خان (اولین رییس جمهور افغانستان) ، سیمین بهبهانی (شاعر ایرانی) ، صمد بهرنگی (نویسنده ایرانی) ، صادق چوبک (نویسنده ایرانی) ، داود رشیدی (بازیگر ایرانی) ، عباس کیارستمی (کارگردان ایرانی) ، سهراب شهید ثالث (کارگردان ایرانی) ، ثریا اسفندیاری بختیاری (همسر دوم محمدرضا شاه پهلوی) ، روح‌انگیز سامی‌نژاد (اولین هنر پیشه زن ایرانی) ، فاطمه گودرزی (بازیگر ایرانی) ، شادی پریدر (نخستین استاد بزرگ شطرنج بانوان ایران) ، بی نظیر بوتو (نخست وزیر پیشین پاکستان) ، محمود فکری (فوتبالیست ایرانی) ، عباس مرادی (دروازه بان بزرگ ایران)، مصطفی رحماندوست (شاعر ایرانی) ، نسرین مقانلو (بازیگر ایرانی) ، سحر ولد بیگی (بازیگر ایرانی) ، هدیه تهرانی (بازیگر ایرانی) ، رضا شفیعی جم (بازیگر ایرانی) ، گلشیفته فراهانی (بازیگر ایرانی) ، وحید هاشمیان (فوتبالیست ایرانی) ، نیوشا ضیغمی (بازیگر ایرانی) ، الناز شاکردوست (بازیگر ایرانی) ، ارنست همینگوی (نویسنده آمریکایی)، آن لیندبرگ (نویسنده آمریکایی)، ژان کوکتو (نویسنده فرانسوی)، هلن کلر (نویسنده آمریکایی)، مارک شاگال (نقاش روس)، رامبراند (نقاش هنلدی)، مارسل پروست (نویسنده فرانسوی)، اینگمار برگمن (نویسنده و کارگردان سوئدی)، لویی آرمسترانگ (نوازنده جاز آمریکایی)، راکفلر (سرمایه دار آمریکایی)، ژولیوس سزار (سردار روم)، جان گلن (فضانورد آمریکایی)، جینالو لوبریجیدا (هنرپیشه ایتالیایی) و هنری هشتم (پادشاه فرانسه).


***افراد مشهور متولد در مرداد ماه: محمود دولت‌آبادی (نویسنده ایرانی) ، علی حاتمی (کارگردان ایرانی) ، انوشیروان روحانی (آهنگساز ایرانی) ، عارف عارف‌کیا (خواننده ایرانی) ، امید (خواننده ایرانی) ، شقایق فراهانی (بازیگر ایرانی) ، حسن جوهرچی (بازیگر ایرانی) ، داریوش فرضیایی"عمو پورنگ" (بازیگر ایرانی) ، منیرو روانی‌پور (نویسنده ایرانی) ، امین تارخ (بازیگر ایرانی) ، پوپک گلدره (بازیگر ایرانی) ، رضا صادقی (خواننده ایرانی) ، مهدی مهدوی کیا (فوتبالیست ایرانی) ، محمد خانی (استاد اینترنت)، داریوش ارجمند (بازیگر ایرانی) ، امین زندگانی (بازیگر ایرانی) ، آلدوس هاکسلی (نویسنده آمریکایی)، جورج والتر اسکات (نویسنده اسکاتلندی)، جان گالز ورثی (نویسنده آمریکایی)، جورج برنارد شاو (نویسنده انگلیسی)، دوروتی پارکر (نویسنده انگلیسی)، کارل گوستاو یونگ (روانشناس سوئیسی)، آلفرد هیچکاک (کارگردان انگلیسی)، موسیلینی (دیکتاتور ایتالیایی)، فیدل کاسترو (رهبر انقلابی کوبا)، ناپلئون بناپارت (پادشاه فرانسه) و لوسیل بال (کمدین آمریکایی).


افراد مشهور متولد در شهریور ماه: روح‌الله مصطفوی موسوی خمینی (رهبر پیشین ایران) ، اکبر هاشمی رفسنجانی(رییس جمهور پیشین ایران) ، مرتضی آوینی (نویسنده و کارگردان مستند ایرانی) ، دمیتری مدودف (رییس جمهور روسیه) ، احمدشاه مسعود (فرمانده مبارزین افغانستان) ، تهمینه میلانی (کارگردان ایرانی) ، فریدون مشیری (شاعر ایرانی) ، غلامرضا تختی (ورزشکار ایرانی) ، عهدیه (خواننده ایرانی) ، قادر میزبانی (قهرمان دوچرخه سواری ایران) ، علیرضا دبیر (قهرمان کشتی ایران) ، مهدی شجاعی (نویسنده ایرانی) ، هوشنگ مرادی کرمانی (نویسنده ایرانی) ، کیومرث صابری فومنی (طنز نویس ) ، اکبرعبدی (بازیگر ایرانی) ، پارسا پیروز فر (بازیگر ایرانی) ، امین زندگانی (بازیگر ایرانی) ، نیکی کریمی (بازیگر ایرانی) ، حسام نواب صفوی (بازیگر ایرانی) ، مجید صالحی (بازیگر ایرانی) ، امیر تاجیک (بازیگر ایرانی) ، جواد نکونام (فوتبالیست ایرانی) ، حسین پناهی (بازیگر و شاعر ایرانی) ، شهلا ریاحی (بازیگر ایرانی) ، بنیامین بهادری (خواننده ایرانی) ، تئودور رایزر (نویسنده آمریکایی)، گوته (شاعر آلمانی)، دی.اچ لارنس (داستان نویس انگلیسی)، قوام نکرومه (سیاستمدار غنایی)، ملکه الیزابت اول (ملکه انگلستان)، جوزف کندی (سیاستمدار آمریکایی)، لیندون جانسون (رئیس جمهور آمریکا)، ویلیام هوارد تافت (رئیس جمهور آمریکا)، لئونارد برنشتاین (آهنگساز آمریکایی)، اینگرید برگمن (هنرپیشه سوئدی)، سوفیا لورن (هنرپیشه ایتالیایی)، الیاکازان (کارگردان آمریکایی)، هنری فورد (مدیرکارخانه ماشین سازی) و پیتر سلرز (هنرپیشه انگلیسی).
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1389/09/27 ‏14:14:55

افراد مشهور متولد در مهر ماه: منوچهر آتشی (شاعر ایرانی) ، محمدرضا شَفیعی کَدکَنی (شاعر ایرانی) ، سهراب سپهری (شاعر ایرانی) ، محمد رضا شجریان (خواننده ایرانی) ، فرح دیبا (ملکه سابق ایران) ، محمد خاتمی (رییس جمهور پیشین ایران) ، علی پروین (بازیکن و مربی فوتبال ایرانی) ، فردریش نیچه (فیلسوف و نویسنده آلمانی) ، محمد ظاهرشاه (آخرین پادشاه افغانستان) ، بیل کلینتون (رییس جمهور پیشین آمریکا) ، سامویل خاچیکیان (کارگردان ایرانی) ، فریدون فرخزاد (مجری و خواننده ایرانی) ، ابراهیم گلستان (نویسنده و کارگردان ایرانی) ، علی مصفا (بازیگر ایرانی) ، مهتاب کرامتی (بازیگر ایرانی) ، کریس دیبرگ (خواننده ایرلندی) ، پوری بنایی (بازیگر ایرانی) ، الهام حمیدی (بازیگر ایرانی) ، جیمی کارتر (رییس جمهور پیشین آمریکا) ، باران کوثری (بازیگر ایرانی) ، عادل فردوسی پور ( مجری تلویزیون ایرانی) ، گلی ترقی (نویسنده ایرانی) ، تامس ولف (نویسنده آمریکایی)، اسکار وایلد (نمایشنامه نویس ایرلندی)، فردریش نیچه (فیلسوف آلمانی)، گراهام گرین (نویسنده انگلیسی)، ویلیام فاکتر (نویسنده آمریکایی)، یوجین اونیل (نمایشنامه نویس آمریکایی)، تی.سی الیوت (نویسنده انگلیسی)، آیزنهاور (رئیس جمهور آمریکا)، جورج.سی اسکات (هنرپیشه آمریکایی)، بریژیت باردو (هنرپیشه آمریکایی)، سر والتر رالی (شاعر انگلیسی)، جی.بی راین (روانشناس آمریکایی)، مهاتما گاندی (رهبر ملی هند)، لویی فیلیپ (پادشاه فرانسه)، فرانتس لیست (آهنگساز مجار)، مارچلو ماسترویانی (هنرپیشه ایتالیایی) و چارلتون هستون (هنرپیشه آمریکایی).


افراد مشهور متولد در آبان ماه: محمد حسینی بهشتی (ریاست پیشین دیوانعالی ایران) ، علامه اقبال لاهوری (اندیشمند و شاعر هندی) ، نیما یوشیج (شاعر ایرانی) ، علی تجویدی (موسیقیدان ایرانی) ، آیدین آغداشلو (نقاش ایرانی) ، بانو دلکش (خواننده ایرانی) ، گلبدین حکمتیار (از جنگ سالاران افغانستان) ، فاطمه معتمد آریا (بازیگر ایرانی) ، آتنه فقیه نصیری (بازیگر ایرانی) ، مریم حیدر زاده (شاعر ایرانی) ، ویشکا آسایش (بازیگر ایرانی) ، علی کریمی (فوتبالیست ایرانی) ، شیلا خداداد (بازیگر ایرانی) ، ستار (خواننده ایرانی) ، مهستی (خواننده ایرانی) ، احسان خواجه‌امیری (خواننده ایرانی) ، امید تاجیک (بزرگترن تاجر ایرانی)، فرانسوا میتران (رییس جمهور پیشین فرانسه ) ، ماری کوری (دانشمند فرانسوی) ، سالک (میکروبیولوژیست آمریکایی)، پابلو پیکاسو (نقاش اسپانیایی)، جورج.سی الیوت (نویسنده انگلیسی)، ایندیرا گاندی (رهبرملی هند)، جواهر لعل نهرو (رهبرملی هند)، ماری آنتوانت (ملکه فرانسه)، مارتین لوتر (کشیش آلمانی بنیانگذار مذهب پروتستان)، رابرت کندی (سناتور آمریکایی)، چیانگ کای چک (رهبرچین)، تئودور روزولت (رئیس جمهور آمریکا)، شارل دوگل (ژنرال فرانسوی) و ریچارد برتون (هنرپیشه انگلیسی).


افراد مشهور متولد در آذر ماه: داریوش مهرجویی (کارگردان ایرانی) ، علی شریعتی (اندیشمند و متفکر ایرانی) ، جمشید مشایخی (بازیگر ایرانی) ، مهتاب نصیر پور (بازیگر ایرانی) ، داریوش فرهنگ (کارگردان و بازیگر ایرانی) ، محمدتقی بهار (شاعر و سیاستمدار ایرانی) ، جلال آل‌احمد (نویسنده ایرانی) ، لاله اسکندری (بازیگر ایرانی) ، بهاره رهنما (بازیگر ایرانی) ، امید زندگانی (بازیگر ایرانی) ، ویگن (خواننده ایرانی) ، ناصر حِجازی ( بازیکن و مربی فوتبال) ، بهاره رهنما (بازیگر ایرانی) ، علی صادقی (بازیگر ایرانی) ، کامران و هومن (خوانندگان ایرانی) ، مارک تواین (نویسنده آمریکایی)، بتهوون (آهنگساز آلمانی)، جان آزبرن (نویسنده انگلیسی)، وینستون چرچیل (نخست وزیر انگلیس)، والت دیسنی (تهیه کننده فیلم های کارتون آمریکایی)، فرانک سیناترا (هنرپیشه آمریکایی)، پاپ ژان پل سیزدهم (رهبر کاتولیک های جهان) و جان میلتون (شاعر انگلیسی).
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1389/09/27 ‏14:15:30

افراد مشهور متولد در دی ماه: فردوسی (بزرگترین حماسه سرایی تاریخ) ، ارد بزرگ (اندیشمند و متفکر ایرانی) ، ایرج جنتی عطایی (شاعر ایرانی) ، جبران خلیل جبران (اندیشمند و شاعر لبنانی) ، فروغ فرخزاد (شاعر ایرانی) ، حامد کَرزی (رییس جمهور افغانستان) ، حسین الهی قمشه‌ای (سخنور و نویسنده ایرانی) ، احمد محمود (نویسنده ایرانی) ، معین (خواننده ایرانی) ، کتایون ریاحی (بازیگر ایرانی) ، کریستین امانپور (گزارشگر تلویزیونی در آمریکا از تبار ایرانی) ، ترانه علیدوستی (بازیگر ایرانی) ، فریبا کوثری (بازیگر ایرانی) ، ناصر عبداللهی (خواننده ایرانی) ، ماهایا پطروسیان (بازیگر ایرانی) ، حدیث فولادوند (بازیگر ایرانی) ، افسانه بایگان (بازیگر ایرانی) ، مریم زندی (عکاس ایرانی) ، رامبد جوان (بازیگر ایرانی) ، محمد رضا فروتن (بازیگر ایرانی) ، فرهاد مهراد (خواننده ایرانی) ، شهره صولتی (خواننده ایرانی) ، رضا رویگری (خواننده ایرانی) ، بهرام بیضایی (کارگردان ایرانی) ، رزیتا غفاری (بازیگر ایرانی) ، ژاندارک (زن انقلابی فرانسوی)، رودیارد کیپلینگ (نویسنده انگلیسی)، لویی پاستور (شیمیدان فرانسوی)، ادگار آلن پور (نویسنده آمریکایی)، کارل سند برگ (شاعر آمریکایی)، آلبرت شوایتزر (پزشک و فیلسوف فرانسوی)، یوهان کپلر (ستاره شناس آلمانی)، بنجامین فرانکلین (نویسنده و سیاستمدار آمریکایی)، مائوتسه تونگ (رهبر انقلابی چین)، هنری ظمیلر (نویسنده آمریکایی)، ایزاک نیوتن (دانشمند انگلیسی)، ریچارد نیکسون (رئیس جمهور سابق آمریکا)،مارتین لوترکینگ (رهبرسیاهان آمریکا)، اواگاردنر (هنرپیشه آمریکایی) و همفری بوگارت (هنرپیشه آمریکایی).


افراد مشهور متولد در بهمن ماه: خسرو گلسرخی ( شاعر و مبارز ایرانی) ، داریوش اقبالی (خواننده ایرانی) ، صادق هدایت (نویسنده ایرانی) ، سیروس قایقران (فوتبالیست ایرانی) ، محمود فرشچیان (مینیاتوریست ایرانی) ، علی نصیریان (بازیگر ایرانی) ، علیرضا خمسه (بازیگر ایرانی) ، علیرضا عصار (خواننده ایرانی) ، شادمهر عقیلی (خواننده ایرانی) ، تورج نگهبان (ترانه سرای ایرانی) ، علیرضا عصار (خواننده ایرانی) ، افشین قطبی (مربی فوتبال ایرانی) ، احسان حدادی (پرتاب‌گر دیسک ایرانی)، شهاب حسینی (بازیگر ایرانی) ، سمیرا مخملباف (کارگردان ایرانی) ، رویا نونهالی (بازیگر ایرانی) ، دمیتری مندلیف (شیمیدان روس) ، شَهرنوش پارسی‌پور (نویسنده ایرانی) ، بزرگ علوی ( نویسنده ایرانی) ، ادیسون (مخترع آمریکایی)، گالیله (دانشمند ایتالیایی)، حسن اعرابی (پویا)، فرانسیس بیکن (فیلسوف انگلیسی)، چارلز داروین (طبیعیدان انگلیسی)، لنگستن هیوز (نویسنده آمریکایی)، سامرست موآم (نویسنده انگلیسی)، چارلز دیکنز (نویسنده انگلیسی)، پرلمان (نویسنده آمریکایی)، پل نیومن (هنرپیشه آمریکایی)، کیم نواک (هنرپیشه آمریکایی)، کلارک گیبل (هنرپیشه آمریکایی)، جیمز دین (هنرپیشه آمریکایی)، فرانکلین روزولت (رئیس جمهور سابق آمریکا)، آبراهام لینکلن و رونالد ریگان(روسای جمهور سابق آمریکا) ، ملک عبدالله دوم (پادشاه اردن) .


افراد مشهور متولد در اسفند ماه: رضا شاه (بنیانگذار دودمان پهلوی ایران) ، آیت‌الله محمود طالقانی (فعال سیاسی ایرانی) ، حمیرا (خواننده ایرانی) ، احمد خمینی (فرزند رهبر پیشین ایران) ، میخائیل گورباچف (آخرین رییس جمهور شوروی) ، پروین اعتصامی (شاعر ایرانی) ، پریسا (خواننده ایرانی) ، بیژن ترقی (ترانه سرای ایرانی) ، هوشنگ ابتهاج (شاعر ایرانی) ، مرجانه گلچین (بازیگر ایرانی) ، لیلا فروهر (خواننده ایرانی) ، عمران صلاحی (نویسنده ایرانی) ، میکل آنژ (نقاش ایتالیایی)، ریمسکی کرساکف (آهنگساز روسی)، فردریک شوپن (آهنگساز فرانسوی)، اوگوست رنوار (نقاش فرانسوی)، جان اشتاین بک (نویسنده آمریکایی)، ادوارد آلبی (نمایشنامه نویس آمریکایی)، الیزابت تیلور (هنرپیشه آمریکایی)، جورج واشنگتن (رئیس جمهور سابق آمریکا) ، ویکتور هوگو (نویسنده فرانسوی) ، ایرج نوذری (بازیگر ایرانی)
ashkyar ashkyar     چهارشنبه, ‏1389/10/01 ‏00:35:22

آیا میدانستید ؟ !

آیا میدانستید که طولانی ترین لباس عروس دنیا به طول ۱۰ متر است ؟

آیا میدانستید که روز تولد شما حداقل با ۹ میلیون نفر دیگر یکی است ؟

آیا میدانستید که جلیقه ضد گلوله، ضد آتش، برف‌پاک‌کن شیشه و چاپگرهای لیزری را زنان اختراع کردند ؟

آیا میدانستید که تمامی خرس‌های قطبی چپ ‌دست هستند ؟

آیا میدانستید که فیل ها تنها جانورانی هستند که قادر به پریدن نیستند ؟

آیا میدانستید که بطور متوسط، مردم آنقدر از عنکبوتها میترسند که نمیتوانند آنها را بکشند ؟

آیا میدانستید که مورچه همیشه بر روی سمت راست بدن خود سقوط میکند ؟

آیا میدانستید که صندلی الکتریکی توسط یک دندانپزشک اختراع شد ؟

آیا میدانستید که استفاده از هدفون در هر ساعت باکتریهای موجود در گوش را تا ۷۰۰ برابر افزایش میدهد ؟

آیا میدانستید که نظیر اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است ؟

آیا میدانستید که زنان تقریبا ۲ برابر مردان چشمک می‌زنند ؟

آیا میدانستید که انسان‌های راست دست به طور میانگین ۹ سال بیش از چپ دست‌ها عمر می‌کنند ؟

آیا میدانستید که لئوناردوداوینچی قیچی را اختراع کرد ؟

آیا میدانستید که هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی با کلمه month هم قافیه نمی‌شود ؟

آیا میدانستید که مورچه ها بعد از مرگ در اثر سم پاشی به پهلوی راست می‌افتند ؟

آیا میدانستید که هر انسانی در طول زندگی‌اش به طور میانگین ۸ عنکبوت را در حال خواب می‌خورد ؟

آیا میدانستید که گربه ماهی بیش از ۲۷۰۰۰ عضو چشایی دارد ؟

آیا میدانستید که کشتی ملکه الیزابت دوم بابت هر گالون سوخت فقط ۱۵ متر حرکت می‌کند ؟

آیا میدانستید که از بین بیش از 5000 گروه فعال فارسی در یاهو، پرشیـن استار جزء 10 گروه برتر ایران است ؟

آیا میدانستید که هر آمریکایی به طور میانگین ۲ کارت اعتباری دارد ؟

آیا میدانستید که حشراتی مانند مورچه و زنیور هم دیکتاتوری دارند ؟

آیا میدانستید که اگر اکسیژن هوا بیشتر بود حشرات بزرگتر و یک سنجاقک به اندازه یک شاهین میشد ؟

آیا میدانستید که سریع ترین جت دنیا دارای سرعت ۳۶۰۰ کیلومتر است ؟

آیا میدانستید که خطر ابتلا به آنفلوانزای مرغی ۱ بر ۱۰۰ میلیون میباشد ؟
ashkyar ashkyar     چهارشنبه, ‏1389/10/01 ‏00:37:47

آیا میدانستید که دروان حاملگی کرگدن به ۴۹۰ روز است ؟

آیا میدانستید که پستانداران بغیر از انسان و میمون، رنگها را بدرستی تشخیص نمیدهند ؟

آیا میدانستید که مونالیزا فاقد ابرو میباشد زیرا در دوران رنسانس تراشیدن ابرو مد بوده است ؟

آیا میدانستید که تقریبا نیمی از کل نشریات جهان در دو کشور آمریکا و کانادا منتشر میگردند ؟

آیا میدانستید که نوشابه های زرد رنگ زیانبارتر از نوشابه های سیاه رنگ هستند ؟

آیا میدانستید که شش چپ اندکی از شش راست کوچکتر است تا فضای کافی برای قرارگیری قلب فراهم آید ؟

آیا میدانستید که هر چشم مگس دارای ۱۰ هزار عدسی میباشد ؟

آیا میدانستید که مقاومت موش صحرایی در برابر بی آبی بیشتر از شتر میباشد ؟

آیا میدانستید که جمعیت میمون های هند بالغ بر ۵۰ میلیون می باشد ؟

آیا میدانستید که تعداد چشمان عقربها به ۱۲ عدد میرسد ؟

آیا میدانستید که اثر سیب در بیـدار نـگـهـداشتن افـراد در شـب بـیشـتر از قـهــوه و کافئین است ؟

آیا میدانستید که فاصله سطح کره زمـیـن تـا مـرکز آن حدود ۶۳۷۰ کیلومتر است ؟

آیا میدانستید که اغلب ماتیکها حاوی فلسهای ماهی میباشند ؟

آیا میدانستید که دارچین بسیار کشنده است و اگر به صورت وریدی به انسان تزریق شود باعث مرگ میشود ؟

آیا میدانستید که فقط یک نفر از ۱ میلیارد نفر بیش از ۱۱۶ سال عمر می‌کند ؟

آیا میدانستید که عمومی ترین نام در دنیا محمد است ؟

آیا میدانستید که بلندترین زن دنیا ۲۳۶ سانتی متر قد دارد ؟

آیا میدانستید که در دنیا از هر ۵ نفر ۴ نفر موهایش تیره میباشد ؟

آیا میدانستید که خرس کوالا هرگز آب نمی‌نوشد و آب مورد نیاز خود را با خوردن برگ گیاهان تامین می‌کند ؟

آیا میدانستید که دریاچه بایکال کهنسالترین دریاچه دنیا است، قدمت آن به ۷۰ میلیون سال میرسد ؟

آیا میدانستید که اسکیمو‌ها هم از یخچال استفاده می‌کنند، منتها برای محافظت غذا در مقابل یخ زدن ؟

آیا میدانستید که در تایوان بشقاب‌های گندمی درست می‌شود و افراد بعد از خوردن غذا، بشقابشان را هم می‌خورند ؟

آیا میدانستید که دلفین‌ها هم مانند گرگ‌ها هنگام خواب یک چشمشان را باز می‌گذارند ؟

آیا میدانستید که حرف E بیشتر از تمام حروف انگلیسی، در کلمات بکار می‌رود در حالیکه حرف Q کمترین کاربرد را دارد ؟

آیا میدانستید که یک گالن روغن سوخته، می‌تواند تقریبا یک میلیون گالن آب تمیز را آلوده کند ؟

آیا میدانستید که داغ ترین نقطه کره زمین در "دالول" اتیوپی است. در این منطقه در یک روز عادی دمای هوا در سایه به 94 درجه فارنهایت می رسد ؟

آیا میدانستید که نظیر اثر انگشت اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است ؟

آیا میدانستید که حس بویای مورچه برابر با حس بویای سگ است ؟

آیا میدانستید که اعصابی که در بدن شما وجود دارد به اندازه فاصه زمین تا ماه است ؟

آیا میدانستید که در انگلیس قدیم قانون بود که شما نباید همسرتان رابا چیزی ضخیمتر از شصتتان بزنید ؟

آیا میدانستید که کتاب رکودهای گینس، رکورددار دزدیده شدن از کتابخانه های عمومی می باشد ؟

آیا میدانستید که وقتی به خورشید نگاه میکنید صحنه 8 دقیقه قبل از آن را مشاهده میکنید ؟

آیا میدانستید که دوئل در پاراگوئه آزاد است به شرطی که طرفین خون خود را بر گردن بگیرند ؟

آیا میدانستید که هر بار که یک تمبر را میلیسید 10.1 کالری انرژی مصرف می‌کنید ؟

آیا میدانستید که زمین در آغاز پیدایش خود 2000 بار بزرگتر از حجم کنونی خود را داشته است
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1389/10/04 ‏01:25:45

درود بر شما
بسیار خوب..........
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1389/10/05 ‏00:18:31

وصیتنامه اسکندر مقدونی

الکساندر، پس از تسخیر کردن حکومت های پادشاهی بسیار، در حال بازگشت به وطن خود بود.

در بین راه، بیمار شد و به مدت چند ماه بستری گردید. با نزدیک شدن مرگ، الکساندر دریافت که چقدر پیروزی هایش، سپاه بزرگش، شمشیر تیزش و همه ی ثروتش بی فایده بوده است.

او فرمانده هان ارتش را فرا خواند و گفت:

من این دنیا را بزودی ترک خواهم کرد. اما سه خواسته دارم ، خواسته هایم را حتماً انجام دهید.

فرماندهان ارتش درحالی که اشک از گونه هایشان سرازیر شده بود موافقت کردند که از آخرین خواسته های پادشاهشان اطاعت کنند.

الکساندر گفت:

اولین خواسته ام این است که پزشکان من باید تابوتم را به تنهایی حمل کنند.

ثانیاً، وقتی تابوتم دارد به قبر حمل می گردد، مسیر منتهی به قبرستان باید با طلا، نقره و سنگ های قیمتی که در خزانه داری جمع آوری کرده ام پوشانده شود.

سومین و آخرین خواسته این است که هر دو دستم باید بیرون از تابوت آویزان باشد.

مردمی که آنجا گرد آمده بودند از خواسته های عجیب پادشاه تعجب کردند. اما هیچ کس جرأت اعتراض نداشت. فرمانده ی مورد علاقه الکساندر دستش را بوسید و روی قلب خود گذاشت و گفت :

پادشاها، به شما اطمینان می دهیم که همه ی خواسته هایتان اجرا خواهد شد. اما بگویید چرا چنین خواسته های عجیبی دارید؟

در پاسخ به این پرسش، الکساندر نفس عمیقی کشید و گفت:

من می خواهم دنیا را آکاه سازم از سه درسی که یاد گرفته ام.

می خواهم پزشکان تابوتم را حمل کنند چرا که مردم بفهمند که هیچ دکتری نمی تواند هیچ کس را واقعاً شفا دهد. آن ها ضعیف هستند و نمی توانند انسانی را از چنگال های مرگ نجات دهند. بنابراین، نگذارید مردم فکر کنند زندگی ابدی دارند.

دومین خواسته ی درمورد ریختن طلا، نقره و جواهرات دیگر در مسیر راه به قبرستان، این پیام را به مردم می رساند که حتی یک خرده طلا هم نمی توانم با خود ببرم. بگذارید مردم بفهمند که دنبال ثروت رفتن اتلاف وقت محض است.

و درباره ی سومین خواسته ام یعنی دستهایم بیرون از تابوت باشد، می خواهم مردم بدانند که من با دستان خالی به این دنیا آمده ام و با دستان خالی این دنیا را ترک می کنم...
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1389/10/05 ‏15:47:02

درود به شما انور عزیز و ممنون از توجهتون

بله منم با شما باران عزیز موافقم البته خیلی وقت پیش منو چندی از دوستان در سایت از علی عزیز مدیریت سایت خواستیم که

چند ابزار مورد نیاز مثل همین موردی که شما پیشنهاد کردید رو به سایت اضافه کنند اما ظاهراً انگار ایشون خیلی وقته به سایت سر نزدند و پیام ما رو ندیدند....
                                                                                                                          پیروز باشید
ashkyar ashkyar     پنج شنبه, ‏1389/10/09 ‏17:06:33

وجود عشق و نیاز ، و قلبی که از جنس اشکه که همیشه یه جایی داره برای یه دلی می باره....

خیلی قشنگ بود فریاد.
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1389/11/09 ‏00:39:58

مورچه همیشه بر روی سمت راست خود سقوط می کند

مورچه های ارتشی با آنکه نابینایند می توانند به عقربها حمله کنند

مورچه ها متخصصان برجسته علم ژنتیک هستند

آیا میدانید مورچه های دیگر هم میتوانند مسیر لانه را به دیگر مورچه ها نشان دهند

آیا میدانید مورچه بولداگ سیاه در استرالیا با یک گاز میتواند انسانی را از پا دراورد

آیا میدانید مورچه غذایش را نمی جود بلکه ان را خورد و با اب دهانش خیس کرده و میخورد

آیا میدانید مورچه ها هم شمردن بلدند و قدم هایشان را برای مسیر یابی میشمارند

آیا میدانید دانشمندان دریافته اند که مورچه همچون انسان صبح ها خمیازه میکشند

آیا میدانید حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند

آیا میدانید مورچه ها نمیخوابد

آیا میدانید مورچه کارگر تا ۵ سال و مورچه ملکه تا ۲۵ سال عمر میکند

آیا میدانید مورچه در مایکروویو زنده میماند

آیا میدانید بلندترین صدای در بین موجودات برای مورچه است که اگر انسان بشنود کر میشود

آیا میدانید در جهان بیش از ۵۵ هزار گونه مورچه است.
ashkyar ashkyar     دوشنبه, ‏1389/11/11 ‏15:44:19

اسامی مستعارچندی از شخصیتها...



نام مستعار                 نام اصلی

 آغاسی                      نعمت‌الله آزموده

 ابی                          ابراهیم حامدی

 ارد بزرگ                   مجتبی شرکاء

 الهه                         بهار غلامحسینی

 امیر کبیر                  تقی فراهانی

 اندی                       آندرانیک مددیان

 ایرج                      حسین خواجه‌امیری

 ایرج                      راد اکبر حسنی‌راد

بابا شمل                 رضا گنجه‌ای

باقرخان                باقر تبریزی

 بدیع‌الزمان فروزانفر   محمدحسین بشرویه‌ ای

 بزرگ علوی           مجتبی علوی

 بهروز وثوقی          خلیل وثوقی

  پرویز یاحقی         پرویز صدیقی‌پارسی

 پروین اعتصامی      رخشنده اعتصامی

 پریسا                 فاطمه واعظی

 پوران                 فرح‌دخت عبّاسی‌طاقانی

 ثریا قاسمی          مولود ملاقاسم

 جبار باغچه‌بان       میرزاجبار عسگرزاده

 حافظ                شمس‌الدین محمد شیرازی

 حمیرا               پروانه امیرافشاری

 خواجه نصیرالدین طوسی             ابوجعفر محمدبن محمدبن حسن طوسی

 دلکش              عصمت باقرپوربابُلی

 ذبیح‌الله منصوری  ذبیح‌الله حکیم‌الهی‌دشتی

 ر.اعتمادی          رجبعلی اعتمادی

 رضا شاه            رضا سوادکوهی

 رهی معیری      بیوک معیری

 ستار              عبدالحسن ستارپور

 ستارخان        ستار قره‌داغی

سعدی           مُصلِح‌الدین مُشرف‌بن عَبدُالله

 سلمان فارسی   روزبه
 
 سوسن          گل‌اندام طاهرخانی

 سیروس گرجستانی           علی‌اکبر محمدزاده‌گرجستانی

 سیمین بهبهانی     سیمین خلیلی

 شهریار            محمدحسین بهجت‌تبریزی

شیرین            بینا شیرین صدق‌گویا

 صائب تبریزی    میرزا محمدعلی

 عبدالکریم سروش     حسین حاج فرج‌الله دبّاغ

 عطار نیشابوری      فریدالدین ابوحامد

  فرح پهلوی          فرح دیبا

 فروزان               پروین خیربخش

کمال الملک        محمد غفاری

 گلاب آدینه         گلاب مستعان

 گوگوش           فائقه آتشین

 گوهر مراد        غلامحسین ساعدی

 م.الف.به‌آذین     محمود اعتمادزاد

 م.امید             مهدی اخوان‌ثالث

 مرضیه           اشرف‌السادات مرتضایی

 معین            نصرالله معین

 ملک‌الشعرا       محمدتقی بهار

مهستی          افتخار دده‌بالا

میرداماد          میربرهان‌الدین محمدباقر استرآبادی

میرزاده عشقی    سیدمحمدرضا کردستانی

نادرشاه           نادرقلی

 نادره              حمیده خیرآبادی

 نسیم شمال      سید اشرف‌الدین گیلانی

نلی                شمسی اشتری

 نیما یوشیج          علی اسفندیاری

 هایده            معصومه دده‌بالا
ashkyar ashkyar     چهارشنبه, ‏1389/12/11 ‏01:46:56

تاجر و میمون...

روزی روزگاری در روستایی در هند مردی به روستایی ها اعلام کرد که به ازای هر میمون ۲۰ دلار به آنها پول خواهد داد.

روستایی ها هم که دیدند اطرافشان پر است از میمون، به جنگل رفتند و شروع به گرفتن میمونها کردند. مرد هم هزاران میمون

به قیمت ۲۰ دلار از آنها خرید، ولی با کم شدن تعداد میمونها روستاییها دست از تلاش کشیدند.. به همین خاطر مرد این بار

پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها ۴۰ دلار خواهد پرداخت. با این شرایط روستایی ها فهالیتشان را از سر گرفتند. پس از مدتی

موجودی ها هم کمتر و کمتر شد، تا بالاخره روستاییان دست از کار کشیدند و برای کشاورزی سراغ کشتزار های خود رفتند…  


این بار پیشنهاد به ۴۵ دلار رسید و… در نتیجه تعداد میمونها آنقدر کم شد که به سختی می شد میمونی برای گرفتن پیدا کرد.

این بار مرد تاجر ادعا کرد که به ازای خرید هر میمون ۶۰ دلار خواهد داد، ولی چون برای کاری باید به شهر می رفت، کارها را به

شاگردش محول کرد تا از طرف او میمون ها را بخرد.

در غیاب تاجر شاگرد به روستایی ها گفت این همه میمون در قفس وجود دارد! من آنها را به ۵۰ دلار به شما خواهم فروخت تا

شما پس از بازگشت تاجر آنها را به ۶۰ دلار به او بفروشید.. روستایی ها که وسوسه شده بودندپولهایشان را روی هم گذاشتند

و تمام میمونها را خریدند. البته از آن به بعد دیگر کسی نه مرد تاجر را دید و نه شاگردش را.. و تنها روستایی ها ماندند و یک دنیا

میمون!
ashkyar ashkyar     دوشنبه, ‏1389/12/16 ‏15:48:03

نیکی ها به ما باز می گردند

پسر به سفر دوری رفته بود و ماه ها بود که از او خبری نداشتند ...

مادرش دعا می کرد که او سالم به خانه باز گردد. هر روز به تعداد اعضای خانواده اش نان می پخت و همیشه یک نان اضافه هم می پخت و پشت پنجره می گذاشت تا رهگذری گرسنه که از آن جا می گذشت نان را بر دارد . هر روز مردی گو‍ژ پشت از آن جا می گذشت و نان را بر می داشت و به جای آن که از او تشکر کند می گفت:

هر کار پلیدی که بکنید با شما می ماند و هر کار نیکی که انجام دهید به شما باز می گردد !!!

این ماجرا هر روز ادامه داشت تا این که زن از گفته های مرد گوژ پشت ناراحت و رنجیده شد و به خود گفت : او نه تنها تشکر نمی کند بلکه هر روز این جمله ها را به زبان می آورد . نمی د انم منظورش چیست؟

یک روز که زن از گفته های مرد گو‍ژ پشت کاملا به تنگ آمده بود تصمیم گرفت از شر او خلاص شود بنابر این نان او را زهر آلود کرد و آن را با دست های لرزان پشت پنجره گذاشت، اما ناگهان به خود گفت : این چه کاری است که می کنم ؟ ..... بلافاصله نان را برداشت و دور انداخت و نان دیگری برای مرد گوژ پشت پخت .

مرد مثل هر روز آمد و نان را برداشت و حرف های معمول خود را تکرار کرد و به راه خود رفت.

آن شب در خانه پیر زن به صدا در آمد . وقتی که زن در را باز کرد، فرزندش را دید که نحیف و خمیده با لباس هایی پاره پشت در ایستاده بود او گرسنه، تشنه و خسته بود، در حالی که به مادرش نگاه می کرد، گفت:

مادر اگر این معجزه نشده بود نمی توانستم خودم را به شما برسانم. در چند فرسنگی این جا چنان گرسنه و ضعیف شده بودم که داشتم از هوش می رفتم . ناگهان رهگذری گو‍ژ پشت را دیدم که به سراغم آمد. او لقمه ای غذا خواستم و او یک نان به من داد و گفت : این تنها چیزی است که من هر روز می خورم امروز آن را به تو می دهم زیرا که تو بیش از من به آن احتیاج داری .

وقتی که مادر این ماجرا را شنید رنگ از چهره اش پرید. به یاد آورد که ابتدا نان زهر آلودی برای مرد گوژ پشت پخته بود و اگربه ندای وجدانش گوش نکرده بود و نان دیگری برای او نپخته بود، فرزندش نان زهر آلود را می خورد .

به این ترتیب بود که آن زن معنای سخنان روزانه مرد گوژ پشت را دریافت:

هر کار پلیدی که انجام می دهیم با ما می ماند و نیکی هایی که انجام می دهیم به خود ما باز می گردد.
__________________
ashkyar ashkyar     پنج شنبه, ‏1389/12/19 ‏13:33:25

درود به شما فریبای عزیز...
نام شاعر:مرتضی عبداللهی از شاعران معاصر هستند..
ashkyar ashkyar     سه شنبه, ‏1389/12/24 ‏00:02:29

نوروز، جشن ایرانیان از روزگاران کهن پر شکوه ترین جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای است که روایت های تاریخ درباره پیدایش آن بسیار گوناگون است. نوروز جشن شروع فروردین یا "فرودگان" است که یادآور اجداد و نیاکان ما بود و چنان می پنداشتند که در پنج شب، ارواح پاک مردگان، برای دیدار وضع زندگی و احوال بازماندگان به زمین فرود می آیند و در خانه و آشیانه خویش سرگرم تماشا و سرکشی می شوند. اگر خانه روشن و پاکیزه و ساکنان آن راحت و شاد باشند، ارواح مسرور و سرافراز برمی گردند. اما درغیر اینصورت، آنان غمگین و ناراحت به منزلگاه خویش باز می گردند و تا سال آینده به انتظار می نشینند.

درباره پیدایش نوروز در روایتی دیگر چنین آمده است که نیشکر را جمشید در این روز یافت و مردم از کشف خاصیت آن متحیر شدند. پس جمشید دستور داد تا از شهد آن شکر ساختند و به مردم هدیه دادند. از این رو، آن را نوروز نامیدند.

همچنین روایت شده که اهریمن، بلای خشکسالی و قحطی را بر زمین فرو نشانید اما جمشید به جنگ با اهریمن پرداخت و عاقبت او را شکست داد. آنگاه خشکسالی، قحطی و نکبت را بر روی زمین از ریشه خشکانید و به زمین بازگشت با بازگشت وی درختان و هر نهال و چوب خشکی سبز شدند. پس مردم این روز را "نوروز" خواندند و هر کس به یمن و مبارکی در تشتی جو کاشت و این رسم سبزه نشانیدن در ایام نوروز از آن زمان به امروز باقی مانده است.
ashkyar ashkyar     سه شنبه, ‏1389/12/24 ‏00:03:22

در خیام نامه آمده است :

چون از امیری جمشید 421 سال گذشت، جهان از او یکسره راست همی آمد. ایران و ایرانیان هم مطیع و مرید او شدند تا بفرمود گرمابه های بسیار ساختند و سیم و زر از معادن بر آوردند و دیبای ابریشمی بافتند که آن روز، روز اول "حمل" بود. پس جشنی بر پا ساخته و نوروزش نام نهاد تا هر سال چو فروردین آید، آن روز را جشن گیرند.

در میان اقوام آریایی که وارد ایران شدند، جشن سال نو در اصل به دو شکل زیر بوده است :

آریاییها در روزگاران باستانی دارای دو فصل گرما و سرما بودند. فصل سرما شامل دو ماه و فصل گرما شامل ده ماه می شد. ولی پس از مدتی، تابستان دارای هفت ماه و زمستان دارای پنج ماه شد. در هر یک از این دو فصل جشنی برگزار می کردند که هر دو این جشنها را آغاز سال نو تلقی می کردند. در جشن اول که به هنگام آغاز فصل گرما یعنی به هنگامی که گله ها را از آغل به چمنهای سبز و خرم می کشانیدند و از دیدن چهره گرمابخش خورشید شاد می شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز می شد. در این ایام گله را به آغل باز می گرداندند و با توشه های اندوخته از آنها نگهداری می کردند. بر اساس شواهد و قرائن، جشن نوروز حتی به هنگام تدوین بخش کهن اوستا نیز در آغاز بهار بر پا می شده و شاید به نحوی که اکنون بر ما معلوم نیست آن را در برج مزبور ثابت نگاه می داشتند.

عید نوروز شش روز متوالی دوام داشت و در این روزها، سلاطین بار عام می دادند و نجبای بزرگ و اعضای خاندان خود را به ترتیب می پذیرفتند و به حاضران عیدی می دادند. در روز اول سال مردم زود از خواب برمی خواستند، به کنار نهرها و قناتها و خود را می شستند و به یکدیگر آب می پاشیدند و شیرینی تعارف می کردند. صبح قبل از آنکه کلامی گویند، شکر یا عسل می خورند و برای حفظ بدن از نا خوشی ها و بدبختی ها روغن به تن می مالیدند.

اما نوروز، پس از مرگ جمشید نیز به حیات خود ادامه داد. در معنا، نوروز، از هجمه ها و حمله های یونانیان، اعراب، ترکها و مغول ها جان به در برد و نوروز ثابت کرد که مهم ترین جشن فرهنگی میلیون ها ایرانی است که چه در درون و چه در خارج از ایران زندگی می کنند.
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1389/12/29 ‏03:39:09

کوروش بنیادگذار کشور ایران، مردی که عموم تاریخ نگاران او را «اندیشمند، انساندوست ، دادگستر و مهربان» توصیف کرده اند در مارس سال 530 پیش از میلاد ــ 9 سال پس اعلام امپراتوری ایران فوت شد.




وی یازده سال پس از ایجاد دولت واحدی از سه طایفه مهاجر قوم آرین - پارس، ماد و پارت، شهر بابل (در جنوب غربی بغداد امروز و پایتخت یک امپراتوری به همان نام) را تصرف و در آنجا در اکتبر سال 539 پیش از میلاد ایجاد امپراتوری مشترک المنافع ایران را اعلام کرده بود.
امپراتوری ایران در زمان کوروش که نام او در غرب با قلب تلفظ حروف یونانی، سیروس و سایرس، گفته می شود از هند تا مرمره و از سیردریا (رود سیحون) تا دریای سرخ امتداد داشت که پسر او کامبیر (کامبوزیا = کامبوجیا = کمبوجیه) بر وسعت آن افزود و داریوش بزرگ و پسرش خشایارشا قلمرو ایران را گسترش بیشتری دادند که بیش از دو قرن بزرگترین قدرت و تنها ابرقدرت جهان بود با فرهنگ و تمدنی درخشان و بی مانند.
کوروش برای اخراج طوایف آرال که از سیردریا گذشته وارد سغدیانا و سرزمین پارسیان در فرارود (تاجیکستان امروز و ...) شده بودند به این منطقه رفته بود که به سوی او که سوار بر ارّابه بود و سربازانش را در میدان نبرد هدایت می کرد زوبینی پرتاب شد و عمر وی پایان یافت.
با وجود درگذشت کوروش، سربازان او جنگ را بردند و مهاجمان را به آن سوی سیردریا عقب راندند. ( سغد اینک یک ایالت تاجیکستان و فرماندارنشین آن، شهر باستانی خجند است).
برخی از مورخان درگذشت کوروش بزرگ را در منطقه فرارود نتیجه بیماری نوشته اند، نه اصابت زوبین. آرالی ها تمدنی عقب مانده و غیر قابل قبول برای ایرانیان داشتند و کوروش مایل به آلوده شدن ایرانیان به این تمدن [از جمله همبستر شدن علنی با زنانشان] نبود.
موسس و پدر کشور ایران که مادرش ماد و پدرش پارس بود در میدانهای جنگ، همیشه در میان سربازان بود و از آنان جدا نمی شد و (اگر نوشته مورخان یونانی درست باشد) جان خود را بر سر همین روش گذارد. او بارها گفته بود که نباید سرباز جان برکف نهد و بجنگد و افتخار پیروزی نصیب شاه شود که دور از میدان جنگ در چادر خود درمیان نیروهای محافظ و اسبان آماده برای فرار می آساید.

جنازه کوروش همچنان که وصیت کرده بود به پاسارگاد منتقل و مدفون شد که آرامگاه او تا به امروز باقی مانده و هموطنان پس از 25 قرن همچنان برای ادای احترام نسبت به او به پاسادگاد می روند.
کوروش در بابل و پس از صدور اعلامیه ای که امروز نحستین منشور اتحاد ملل و حقوق بشر نام برده می شود وصیت کرده بود صرف نظر از محل مرگ او، باید در پاسارگاد دفن شود. کوروش هنگام تعیین محل دفن خود از این که برای مدتی بسیار طولانی، جسد او قطعه زمینی را از ثمر دادن باز می دارد از مردم ایران (قبلا) پوزش خواسته بود.

کوروش جهانی فکر می کرد و همه ملتها را متساوی الحقوق می دانست و عقیده به ایجاد یک دولت جهانی مجهز به اخلاقیات داشت تا جنگها و خونریزی ها پایان یابد و یک قانون واحد حاکم بر روابط ملتها باشد.

اعلامیه او پس از فتح بابل که سلطانش به آزار دادن سایر ملل و نیز اتباع خود شهرت داشت، نخستین منشور ملل متحد و اعلامیه حقوق بشر شناخته شده و نگهداری می شود.
کوروش دین ایرانیان (آیین زرتشت) را به ملل دیگر تحمیل نکرد. وی شورائی از سران ملل تابعه به ریاست خود تشکیل داده بود و امپراتوری او در حقیقت یک جامعه مشترک المنافع بود و شرط عضویت در این جامعه دادن آزادی به مردم محل، بر قراری حکومت قانون، منع بردگی و قطع ظلم و تعدی بود.
ارتش کوروش سربازان اسیر را به بردگی نمی فروخت و اموال ملت مغلوب را مصادره و غارت نمی کرد. یهودیان در کتاب مقدس خود کوروش را "آزادیبخش" و او را یک مسیح خوانده اند. کوروش اسیران یهودی دولت بابل را آزاد کرد و به وطن خود بازگردانید و با پول ایران شهرهایشان را که به دست سلطان بابل ویران شده بود مرمت و نوسازی کرد.
ashkyar ashkyar     چهارشنبه, ‏1390/01/03 ‏17:02:14

راز شخصیتی با گل ماه تولد
فروردین، گل رز

گاهی بدون فکر قبلی کاری را انجام می‌دهید. بسیار رک گو هستید و عاشق مسافرت! اشتیاق زیادی برای زندگی کردن دارید و پشتکارتان خوب است.


اردیبهشت، گل نسترن

فردی صبور و پرطاقت هستید و اراده بسیار قوی دارید. دوست دارید کارها را به آهستگی ولی به طور جدی انجام دهید. خجالتی هستید و قابل اعتماد. سعی می‌کنید از مشاجرات دوری کنید.

خرداد، گل یاس

سفیدرفتار دوستانه‌ای دارید. رک گو و پر حرف بوده و همین امر به جذابیت شما می‌افزاید. مانند گل یاس، همیشه برای زنده کردن یک مجلس و معطر کردن آن حضور دارید. از رفتار بد دیگران سریع می‌گذرید. برای رفاقت ارزش زیادی قائلید.

تیر، گل بنفشه

زندگی همیشه برایتان شیرین نیست و زیاد یا فراز و فرودهای آن مواجه می‌شوید. به جای داشتن درآمد جزیی به فکر درآمدهای کلان هستید. ذهن خلاقی دارید و به دنبال فعالیت‌های خلاقانه هستید. در خانه بیشتر از همه جا احساس امنیت و آرامش می‌کنید.

مرداد، گل شب بو

فردی با محبت، خونگرم، دلسوز اما کمی‌عصبی هستید. غالباً از کمبود اعتماد به نفس رنج می‌برید و کمی ‌نیز احساس ترس در شما دیده می‌شود. برخی اوقات مردم از اخلاق خوب شما سوء استفاده می‌کنند.


شهریور، گل داوودی

جدی، متفکر و تا حدی اندیشمند هستید. در کارهایتان سرسختی و سماجت دارید و این مسئله گاهی به ضرر شما تمام می‌شود. به رغم آنکه شخص مهربانی هستید اما برخی اوقات رگه‌های نامهربانی در شما نمایان شده که این مسئله دیگران را آزار می‌دهد.

مهر، گل زنبق

فرد مودبی هستید. به سرعت عصبانی می‌شوید ولی خیلی سریع به حالت اولیه باز می‌گردید.
از زیبایی لذت می‌برید. فرد محبوبی هستید و سرشت سخاوتمندی دارید. میل زیادی برای زندگی در شما موج می‌زند و از انجام هر کاری لذت می‌برید.


آبان، گل ارکیده

به سرعت تصمیم می‌گیرید و در انجام کارهایتان بسیار سریع و چابک هستید. تغییرات شغلی شما را نمی‌ترساند که این موضوع یکی از برتری‌های شخصیت شماست. توانایی استثنایی در سازماندهی کارهایتان دارید.


آذر، گل مریم

احساساتی، صادق، باوفا، بشاش و خوش اخلاق هستید، اما اگر بخواهید می‌توانید همزمان روی دیگر سکه را نیز نشان دهید.خانه را تنها پناهگاه مطمئن زندگی می‌دانید. کمال طلب و تا حدی رویایی هستید که در برخی موارد این رگه های شخصیتی به کمک شما می‌آیند.


دی، گل همیشه بهار

اهل رقابت و دوست بازی و قابل اعتماد و امین هستید و خیلی علاقه دارید وقت خود را بیرون از خانه بگذرانید. بسیار تودار و در واقع درون گرا هستید، از شادی دیگران شاد می‌شوید اما خود به سختی به آرزوهایتان دست می‌یابید.


بهمن، گل گلایل

باهوش هستید و می‌دانید چه می‌کنید. می‌خواهید همه امور مطابق میل شما باشد که البته گاهی می‌تواند به دلیل عدم توجه به نظر دیگران برایتان مشکل ساز شود…اما در مورد عشق صبور هستید. همواره اهدافی برای دستیابی دارید و واقعاً برای رسیدن به آنها تلاش می‌کنید.


اسفند، گل نرگس

مهربان، با گذشت و بسیار تودار هستید، به هیچ وجه خودخواه نیستید. همیشه بهترین را برای دیگران می‌خواهید. دوستانتان برایتان بسیار مهم هستند و قدر آنچه را که دارید می‌دانید. بین دوستان محبوب هستید و در خانواده نظر شما بر دیگران ارجحیت دارد..
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1390/02/31 ‏20:05:06

ای خوشا آن جوانک چوپان
که در آن دره آشیان دارد
دلی آسوده از غم دوران
خاطری فارغ از جهان دارد

روی آن تپه، توی آن جنگل
گوسپندان خود همی راند
دل بیاکنده از نشاط و امل
زیر لب نغمه ای همی خواند

صبح تا شب هماره از سر ذوق
سر کند نغمه و ترانه همی
به پرند لطیف سبزه ز شوق
بجهد مست و شادمانه همی

احظه ای در کنار چشمه ی آب
بینی او را که روی شوید و سر
لمحه ای دیده بسته، رفته به خواب
زیر آن سایه های جان پرور

یله سازد به زیر پرتو مهر
گله ی خود به دامن چمنی
خود بیاساید از کگزند سپهر
زیر شاخ صنوبر کهنی

وان سگ با وفای مهر اندیش
مهربان بیار برگزیده ی او
دست بنهاده زیر پوزه ی خویش
دیده بر دوخته به دیده ی او....

طرفه تر آن که با پریرویی
گویی او را سری و سودایی است
وز غم عشق آن صنم گویی
در دل وی شگرف غوغایی است

ای خوشا عشق پاک بی غش و غل
که در آن حیله و ریایی نیست
غیر صلح و صفا و ذوق و امل
در چنان پرده نوایی نیست

این شعر از معدود شعرهای چاپ شده ی دکتر عبدالحسین زرین کوب پژوهشگر نامی است.
این شعر در شماره ی چهارم - شهریور 1324 جهان نو به سر دبیری مرتضی کیوان همسر پوری سلطانی کتاب شناس برجسته چاپ شده است
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1390/03/07 ‏13:59:25

درود روژین عزیز...
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1390/03/08 ‏22:58:14

دمت گرمو سرت خوش باد روژین عزیز
ashkyar ashkyar     سه شنبه, ‏1390/03/31 ‏15:18:01

هشت واقعیت جالب از هشت گوشه دنیا !


واقعیت های عجیب و غریب در دنیا کم نیستند. برخی از آنها باورپذیرند و برخی دیگر آن قدر عجیب به نظر می رسند که باورشان سخت است. امروز 8 واقعیت جهانی را که شاید خیلی از شما آنها را به سختی باور کنید از 8 گوشه دنیا برای شما شرح می دهیم:

1. سوئیسی ها تمیزترین مردم دنیا هستند



وقتی وارد سوئیس می شوید، در هر گوشه می توانید یک سطل زباله ببینید، حتی یک تکه کاغذ هم روی زمین دیده نمی شود. همه ساختمان ها برق می زند. باور نمی کنید، حق دارید که تعجب کنید! در واقع سوئیسی ها به زندگی تمیز و مرتب اهمیت می دهند و به دلیل قوانینی که در کشور وضع شده و اکثر ساکنان به آن احترام می گذارند، کشور آنها بسیار تمیز است و مردم برای حفاظت از محیط ارزش زیادی قائل هستند. کافیست یک تکه کاغذ تصادفی از دست تان روی زمین بیفتد، آن وقت کسی هست که دوستانه به شما تذکر بدهد.

2. ایتالیایی ها در قهوه درست کردن، نظیر ندارند



در واقع باید گفت دلیل خوش مزه بودن قهوه ایتالیا نوع متفاوت تهیه آن است. ایتالیایی ها قهوه را غلیظ درست می کنند و قهوه خورهای حرفه ای گمان می کنند این قهوه خوشمزه ترین قهوه در دنیاست، در صورتی که برای قهوه خورهای تازه کار این موضوع صحت ندارد. تصور اشتباه دوم که رایج شده اینست که می گویند ایتالیایی ها قهوه خورترین مردم دنیا هستند، در حالیکه ایتالیا در جایگاهی پس از "سوئد"، "نروژ" و "لهستان" قرار دارد.

3. مردان مکزیکی استراحت را به هر چیزی ترجیح می دهند



می گویند مردهای مکزیکی عاشق لم دادن در سایه و استراحت های طولانی مدت هستند و چندان به دنبال کار و تامین معاش نمی روند. این حرف تا حدی صحیح است. البته 22 میلیون جمعیت مکزیک هم مانند مردم تمام کشورها به دنبال کار می روند و داستان به جایی برمی گردد که مردم مکزیک را با همسایه قدرتمند شمالی یعنی آمریکا مقایسه می کنند.

4. چینی ها سگ می خورند



شاید شما هم شنیده باشید که می گویند چینی ها علاقه شدیدی به غذاهای عجیب و غریب مثل مار،عقرب، موش، تمساح، خوک، خرچنگ، ملخ، گربه خصوصا گوشت سگ دارند.. این موضوع برای مردم بسیاری از کشورها، بویژه آنهایی که سگ را بهترین دوست انسان می دانند، غیرقابل باور است و معتقدند این حرف ها دروغ یا خرافه است، اما باور باید کرد که چینی ها گوشت سگ را می خورند. با آنکه مقامات "پکنآ" در آخرین دوره از بازی های المپیک، سرو گوشت سگ را در رستوران ها ممنوع اعلام کردند باز هم این غذای محبوب از منوی غذاها محو نشده و نزدیک به 7 هزار سال است که چینی ها سگ شکار کرده و گوشت آن را می خورند. البته در حال حاضر نسبت به چند هزار سال گذشته به نظر می رسد چینی ها مهربان تر شده و به دوستی با این حیوان علاقه پیدا کرده اند.

5. در هند گاوها مقدس اند



هندی ها با تمامی حیوانات و موجودات زنده ترحم و رفتار مهربانانه دارند مهمتر از همه اینکه در فرهنگ هندی ها، گاو حیوان مقدسی است. وقتی یک گاو تصمیم می گیرد دقیقا وسط یک جاده استراحت کند، نه تنها هیچ کس او را برای راندن به زور و خشونت متوسل نمی شود، بلکه احتمال اینکه رانندگان مسیر خودشان را عوض کنند هست و بگونه ای رفتار می کنند که حیوان آسیبی نبیند. هندوها می گویند انسان حق استثمار گاو را ندارد و حتی زمانی که گاو پیر می شود، بازهم آنها باید به او غذا بدهند و احترام بگذارند و او را آزاد کنند تا در دشت و دمن بچرخد.

6. بسیاری از کانادایی ها در زمستان به زیرزمین کوچ می کنند



می گویند زمستان که فرا می رسد، کانادایی ها به شهرهای زیرزمین نقل مکان می کنند. تعجب نکنید. این موضوع حقیقت دارد. چون در "مونترال" دمای هوا در زمستان گاهی به 30درجه زیر صفر می رسد و در کانادا تونلی زیرزمینی 32 کیلومتری وجود دارد که به مراکز تجاری، مترو، سینما، برخی مغازه ها، موزه و... متصل است و به ساکنان اجازه می دهد با وجود برف و سرمای شدید به زندگی روزانه خود ادامه دهند.

7. مردم فنلاند عاشق سونا هستند

این یک افسانه نیست، خاستگاه و زادگاه سونا کشور فنلاند است. قدمت سونا در این کشور به 1000 سال پیش باز میگردد. سونا در کشور فنلاند یک آیین کهن و مقدس محسوب میگردد. شـمـار سونـاها در کشور فنلاند از تعداد خودروهای این کـشـور افزونتر است. به عبارتی به ازای هر 4 فنلاندی یک سونا وجود دارد. فنلاند در منطقه ای سردسیر بین اروپا و روسیه قرار دارد و می توان گفت "سونا" در آنجا از جمله مهم ترین مکان های اجتماعی است. حتی برخی جلسات کاری نیز ممکن است در فنلاند در سونا برگزار شود.
ashkyar ashkyar     سه شنبه, ‏1390/03/31 ‏15:18:48

8. انگلیسی ها اصلا خوش خوراک نیستند

می گویند انگلیسی ها آشپزهای خوبی ندارند و نمی توانند غذاهای خوشمزه تهیه کنند و به همین دلیل از آشپزهای فرانسوی کمک می گیرند. در واقع باید گفت انگلیسی ها علاقه زیادی به خوردن غذاهای ساده و متنوع دارند و برخلاف مردم بسیاری از کشورها که با ترکیب موادغذایی مانند گوشت و سیب زمینی و غلات کنار هم غذاهای خوش مزه تهیه می کنند، آنها هر یک را جداگانه می خورند.
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1390/04/05 ‏15:46:19

تست خودشناسی نقاط مهم انرژی بدنتان را می شناسید ؟
تاکنون احساس کرده اید که یک روز سرشار از انرژی هستید و روزی دیگر کسل ، خسته و بی حوصله؟ مطمئناً روزهائی که احساس کسالت ، ملالت ، خستگی و بی حوصلگی به سراغتان می آید ، چاکراهایتان در حالت تعادل قرار ندارند. از این رو با پاسخگوئی به سؤالات زیر و شناسائی مراکز انرژی بدن ، قادر خواهید بود این احساسات ناخوشایند را از خودتان دور کرده و سرشار از انرژی شوید.

اگر امتیاز شما بین 44 تا 76 است ، نقاط و مراکز انرژی تان در ناحیه پا واقع شده. اگر امتیازتان بین 77 تا 109 است ، نقاط انرژی تان در ناحیه کمر و شکم قرار دارد. اگر امتیازتان بین 110 تا 142 باشد ، نقاط و مراکز انرژی تان در دستها و بازوانتان و اگر امتیازتان بین 143 تا 176 است ، نقاط انرژی شما در ناحیه سر و صورت واقع شده است. از این رو باید در حفظ سلامت این اندامهای حیاتی ، مهم و سرشار از انرژی تان دقت بیشتری به عمل آورید و به رفع اختلال و مشکلات احتمالی این قسمت بدنتان بپردازید.

1) هیچ انسان یا موقعیتی در روز بعد ، درست مثل امروز نخواهد بود :

الف) کاملاً موافقید – 1 امتیاز ب) موافقید – 2 امتیاز

ج) مخالفید – 3 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 4 امتیاز

2) وقتی قولی میدهم ، به آن وفادار و پایبند خواهم بود :

الف) کاملاً موافقید – 4 امتیاز ب) موافقید – 3 امتیاز

ج) مخالفید – 2 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 1 امتیاز

3) همیشه نگرانم که روزی زندگی ام در نقطه ای از هم پاشیده شود :

الف) کاملاً موافقید – 1 امتیاز ب) موافقید – 2 امتیاز

ج) مخالفید – 3 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 4 امتیاز

4) زندگی چیزی بیش از تقلا و تلاش دائمی برای حفظ بقا نیست :

الف) کاملاً موافقید – 1 امتیاز ب) موافقید – 2 امتیاز

ج) مخالفید – 3 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 4 امتیاز

5) همه انسانها چیزی فراتر از جسم فیزیکی شان هستند :

الف) کاملاً موافقید – 4 امتیاز ب) موافقید – 3 امتیاز

ج) مخالفید – 2 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 1 امتیاز

6) همیشه از احساس قبلی و پیش آآگاهی هائی برخوردارم که محقق میشوند :

الف) کاملاً موافقید – 4 امتیاز ب) موافقید – 3 امتیاز

ج) مخالفید – 2 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 1 امتیاز

7) گاهی اوقات از دست دادن کمی حیثیت ارزش به دست آوردن کلی پول را دارد :

الف) کاملاً موافقید – 1 امتیاز ب) موافقید – 2 امتیاز

ج) مخالفید – 3 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 4 امتیاز

8) بیشتر اوقات خواب پول و چیزهائی را می بینم که روزی به دست خواهم آورد :

الف) کاملاً موافقید – 3 امتیاز ب) موافقید – 1 امتیاز

ج) مخالفید – 2 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 4 امتیاز

9) به شدت از شکست بیزارم :

الف) کاملاً موافقید – 3 امتیاز ب) موافقید – 1 امتیاز

ج) مخالفید – 2 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 4 امتیاز

10) هیچ عاملی در دنیای فیزیکی و مادی نمیتواند سبب عقب ماندن روحم شود :

الف) کاملاً موافقید – 4 امتیاز ب) موافقید – 3 امتیاز

ج) مخالفید – 2 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 1 امتیاز

11) اجتماعی که در آن زندگی میکنم هیچ حقی در قبال من ندارد :

الف) کاملاً موافقید – 1 امتیاز ب) موافقید – 2 امتیاز

ج) مخالفید – 3 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 4 امتیاز

12) احساس میکنم هیچ مکانی وجود ندارد که به آن تعلق داشته باشم :

الف) کاملاً موافقید – 1 امتیاز ب) موافقید – 2 امتیاز

ج) مخالفید – 3 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 4 امتیاز

13) گاهی اوقات در برخی از موقعیت ها و شرایط ، که در تغییر دادن آنها احساس ناتوانی میکنم ، از افراد قدرتمند و با نفوذ یاری میطلبم :

الف) کاملاً موافقید – 3 امتیاز ب) موافقید – 4 امتیاز

ج) مخالفید – 1 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 2 امتیاز

14) اشتباهی اساسی و بنیادین در فرهنگی وجود دارد که در آن رشد کرده ام :

الف) کاملاً موافقید – 1 امتیاز ب) موافقید – 2 امتیاز

ج) مخالفید – 3 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 4 امتیاز

15) هر زمان که مجبورم از دیگران کمک بخواهم احساس خطر میکنم :
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1390/04/05 ‏15:47:40

16) احساس میکنم شکست خورده ام و نتوانسته ام از زندگی خود بهره ببرم :

الف) کاملاً موافقید – 1 امتیاز ب) موافقید – 2 امتیاز

ج) مخالفید – 3 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 4 امتیاز

17) به روشهای گوناگون قادرم ابراز احساسات کنم و خویشتن حقیقی ام را نشان دهم :

الف) کاملاً موافقید – 4 امتیاز ب) موافقید – 3 امتیاز

ج) مخالفید – 2 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 1 امتیاز

18) از وقتی خودم را شناختم ، با اعضای خانواده رابطه ای دوستانه داشته ام :

الف) کاملاً موافقید – 4 امتیاز ب) موافقید – 3 امتیاز

ج) مخالفید – 2 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 1 امتیاز

19) هنگامیکه می بینم دیگران چیزی دارند که من از آن محروم هستم حسودی ام میشود :

الف) کاملاً موافقید – 1 امتیاز ب) موافقید – 2 امتیاز

ج) مخالفید – 3 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 4 امتیاز

20) من از قدرت دستیابی به اهداف مورد نظرم در زندگی برخوردارم :

الف) کاملاً موافقید – 4 امتیاز ب) موافقید – 3 امتیاز

ج) مخالفید – 2 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 1 امتیاز

21) هر زمان که لازم باشد قادرم تغییر جهت داده و مسیر زندگی ام را عوض کنم :

الف) کاملاً موافقید – 4 امتیاز ب) موافقید – 3 امتیاز

ج) مخالفید – 2 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 1 امتیاز

22) به شدت به وجود روح و زندگی پس از مرگ اعتقاد دارم :

الف) کاملاً موافقید – 4 امتیاز ب) موافقید – 3 امتیاز

ج) مخالفید – 2 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 1 امتیاز

23) اعمال و رفتاری وجود دارند که هرگز قابل گذشت ، بخشایش و فراموش شدن نیستند :

الف) کاملاً موافقید – 4 امتیاز ب) موافقید – 3 امتیاز

ج) مخالفید – 2 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 1 امتیاز

24) از سخنانی که ممکن است گاهی به زبانم بیایند وحشت دارم :

الف) کاملاً موافقید – 1 امتیاز ب) موافقید – 2 امتیاز

ج) مخالفید – 3 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 4 امتیاز

25) با خود با ارزش و احترام رفتار میکنم :

الف) کاملاً موافقید – 4 امتیاز ب) موافقید – 3 امتیاز

ج) مخالفید – 2 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 1 امتیاز

26) فردی کینه توز و حسود در نظر گرفته میشوم :

الف) کاملاً موافقید – 1 امتیاز ب) موافقید – 2 امتیاز

ج) مخالفید – 3 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 4 امتیاز

27) وقتی اوضاع بر وفق مرادم پیش نمیرود ، از دست زمین و زمان عصبانی میشوم :

الف) کاملاً موافقید – 1 امتیاز ب) موافقید – 2 امتیاز

ج) مخالفید – 3 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 4 امتیاز

28) بیشتر اوقات دیگران از نقاط ضعف من سوء استفاده میکنند :

الف) کاملاً موافقید – 1 امتیاز ب) موافقید – 2 امتیاز

ج) مخالفید – 3 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 4 امتیاز

29) همیشه احساس میکنم باید حقیقت امور را به زبان آورم :

الف) کاملاً موافقید – 4 امتیاز ب) موافقید – 3 امتیاز

ج) مخالفید – 2 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 1 امتیاز

30) خیلی سریع از کوره در میروم و عصبانی میشوم :

الف) کاملاً موافقید – 1 امتیاز ب) موافقید – 2 امتیاز

ج) مخالفید – 3 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 4 امتیاز
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1390/04/05 ‏15:48:14

31) عده ای در زندگی ام وجود دارند که هرگز قادر به بخشیدن شان نیستم :

الف) کاملاً موافقید – 3 امتیاز ب) موافقید – 4 امتیاز

ج) مخالفید – 1 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 2 امتیاز

32) هرگز تصور نمیکردم از چنین زندگی برخوردار باشم ، ولی آن را به همین شکل هم دوست دارم :

الف) کاملاً موافقید – 3 امتیاز ب) موافقید – 4 امتیاز

ج) مخالفید – 1 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 2 امتیاز

33) همیشه از این وحشت دارم که روزی از نظر عاطفی ضربه بخورم :

الف) کاملاً موافقید – 1 امتیاز ب) موافقید – 2 امتیاز

ج) مخالفید – 3 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 4 امتیاز

34) فعالانه و با جدیت در تلاشم تا زخم ها و جراحات به جا مانده از گذشته را در زندگی ام ترمیم کنم :

الف) کاملاً موافقید – 4 امتیاز ب) موافقید – 3 امتیاز

ج) مخالفید – 2 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 1 امتیاز

35) امروزه و در این زمانه به هیچ چیز و هیچکس نمیتوان اعتماد کرد :

الف) کاملاً موافقید – 3 امتیاز ب) موافقید – 4 امتیاز

ج) مخالفید – 1 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 2 امتیاز

36) برقرای ارتباط کلامی با دیگران ، عملی آسان و امکان پذیر است :

الف) کاملاً موافقید – 4 امتیاز ب) موافقید – 3 امتیاز

ج) مخالفید – 2 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 1 امتیاز

37) حتی زمانی که از نظر احساسی و عاطفی تحت تنش شدید قرار دارم ، باز هم قادرم قدمی به عقب بردارم و به طور واقع بینانه اتفاقات را مرور کنم :

الف) کاملاً موافقید – 4 امتیاز ب) موافقید – 3 امتیاز

ج) مخالفید – 2 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 1 امتیاز

38) نیندیشیدن به ابعاد و جنبه های جسمانی انسان ها برایم دشوار است :

الف) کاملاً موافقید – 1 امتیاز ب) موافقید – 2 امتیاز

ج) مخالفید – 3 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 4 امتیاز

39) به خوبی قادرم از خود ، در برابر آسیب ها و صدمات احساسی و عاطفی محافظت و مراقبت به عمل آورم :

الف) کاملاً موافقید – 4 امتیاز ب) موافقید – 3 امتیاز

ج) مخالفید – 2 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 1 امتیاز

40) هر زمان که یکی از عقاید و باورهایم به چالش کشیده میشود و مجبور میشوم که طرز نگرشم را عوض کنم ، احساس خوشحالی به من دست میدهد :

الف) کاملاً موافقید – 3 امتیاز ب) موافقید – 4 امتیاز

ج) مخالفید – 1 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 2 امتیاز

41) همیشه قبل از آنکه طرف مقابلم حرفی بزند میتوانم سخنانش را حدس بزنم :

الف) کاملاً موافقید – 4 امتیاز ب) موافقید – 3 امتیاز

ج) مخالفید – 2 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 1 امتیاز

42) در زندگی ام همیشه با خویشتن برترم ارتباط خوبی داشته ام :

الف) کاملاً موافقید – 4 امتیاز ب) موافقید – 3 امتیاز

ج) مخالفید – 2 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 1 امتیاز

43) در بیشتر موقعیت ها قادرم به سهولت ، نتایج و عواقب نهائی را تصور کنم :

الف) کاملاً موافقید – 4 امتیاز ب) موافقید – 3 امتیاز

ج) مخالفید – 2 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 1 امتیاز

44) هر تجربه ای حتی تجربیات ناخوشایند و ناگوار ، امکان رشد و تعالی فردی را فراهم می آورد :

الف) کاملاً موافقید – 4 امتیاز ب) موافقید – 3 امتیاز

ج) مخالفید – 2 امتیاز د) کاملاً مخالفید – 1 امتیاز
ashkyar ashkyar     جمعه, ‏1390/04/10 ‏14:14:21

انشا درباره ازدواج.
یه‌ بچه‌:

هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم. تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.

حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.




در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.


از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود. در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !


اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.. از آن موقه خاله با من قهر است.

قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری می کند بعد خانومش می رود دادگاه شکایت می کند بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان!

البته زندان آدم را مرد می کند.عزدواج هم آدم را مرد می کند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است!این بود انشای من __________________
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1390/04/12 ‏15:15:01

شش دشمن تمرکز را بشناسید.

کارشناسان میگویند برای کمک به تمرکزتان، اول لازم است چیزهایی را که باعث حواس پرتیتان میشوند، پیدا کنید.

در اینجا شش عامل شایع برهم زننده تمرکز و نحوه مقابله با آنها را می آوریم:

1- چندکاری (multitasking):
افرادی که همزمان چند کار انجام می دهند شاید احساس کنند که زودتر کارهایشان را تمام می کنند، اما تقریبا همیشه انجام چند کار به طور همزمان از انجام هر کاری در یک زمان بیشتر طول می کشد.
در انجام چند کار با هم جابه جایی میان کارها باعث هدر رفتن وقت می شود.
در یک بررسی در سال 2001 که در ژورنال "روانشناسی تجربی" منتشر شد، پژوهشگران دانشگاه میشیگان و سازمان هوانوردی آمریکا آزمایش هایی را انجام دادند که در آن افراد باید مسائل ریاضی حل می کردند یا اجرام هندسی را طبقه بندی می کردند. این پژوهشگران دریافتند که افراد هنگامی بین وظایف متفاوت جا به جا می شوند زمان از دست می دهند و هنگامی که این کارها پیچیده تر یا نا آشناتر باشند، زمان حتی بیشتری در هنگام جابه جایی بین آنها هدر می رود.
کلید حل مشکل در موارد چندکاری این است که طور گزینشی عمل کنید، برای مثال صحبت کردن با تلفن، هنگامی که دارید لباس درون ماشین لباسشویی می ریزید، مشکلی ایجاد نمی کند، اما صحبت با تلفن در هنگام کاری مشکل یا نیازمند تمرکز بالا مثلا نمونه خوانی یک گزارش، حواس تان را پرت خواهد کرد.

2- ملال و کسالت
انجام کارهای ملال آور توانایی شما را برای تمرکز کاهش می دهد و شما را در معرض حواسپرتی قرار می دهد. هنگامی که کاری کسالت بار را انجام می دهید، تقریبا هر چیز دیگری برای تان را جذاب تر از انجام آن کار است.
برای حل این مشکل می توانید به خودتان پاداش های کوچکی بدهید، برای مثال برای ادامه دادن آن کار مدت معینی از زمان با خوردن قهوه یا غذای حاضری به خود جایزه بدهید.
همچنین می توانید زمان هایی برای استراحت در میان کار را برای خود برنامه ریزی کنید: برای مثال 10 دقیقه پیاده روی در بیرون- به این ترتیب شما چیزی دلخواهی دارید که در ضمن کار ملال آور انتظارش را بکشید و فرصتی برای تجدید قوا پیدا می کنید.
کسالت حین انجام کار یکی از مواردی است که در آن چندکاری می تواند به نفع شما تمام شود. چندکاری در مواردی که در حال انجام کاری هستید که آنقدر ملال آور است که انگیزه ای برای انجامش ندارید، اغلب به شما کمک می کند.
برای مثال اگر تمرکز بر شستن ظرف ها یا پرکردن فرم ها برای تان کسل کننده است، گوش دادن به رادیو یا فرستادن اس ام اس به یک دوست می تواند انگیزه شما برای ادامه کار حفظ کند.

3- عوامل ذهنی حواس پرتی
این عوامل ایجاد کننده حواسپرتی، افکاری هستند که در ذهن شما جریان دارند و می توانند تاثیری قوی برای شما داشته باشند. یک راه برای خلاص شدن از این افکار آزاردهنده، ثبت کردن سریع آنها به صورت یادداشت است. برای مثال مواردی که ذهن تان را مشغول کرده است، به فهرست کارهای ضروری تان اضافه کنید، یا ناکامی های تان را با نوشتن خاطرات روزانه تخلیه کنید.
اگر در مورد مسئله خاصی تحت استرس هستید، زمانی را برای صحبت کردن در مورد آن با فردی مورد اعتماد اختصاص دهید. اگر شنونده ای حمایت کننده و فعال داشته باشید، به تخلیه برخی از تنش هایی که ذهن تان را آزار می دهد، کمک خواهد شد.
مراقبه (meditation) هم نیز می تواند به شما کمک کند. هنگامی که مراقبه انجام می دهید، یاد می گیرید که افکار مزاحم را کنترل کنید، به این ترتیب آنها نمی تواند تاثیر زیادی روی تمرکز شما داتشه باشند. در تمرین های مراقبه می آموزید که توجه تان را دوباره متمرکز کنید و آن را معطوف چیزی کنید که می خواهید.
یک بررسی در سال 2007 نشان داد که افرادی که در یک دوره هشت هفته ای مراقبه شرکت کرده بودند، توانستند توانایی متمرکز کردن توجه شان را بهبود بخشید.
فنون پایه ای مراقبه - مانند تمرکز کردن روی حس تنفس و بعد انتقال کانون تمرکز به سایر حس ها در بدن را می توانید با گذراندن یک دوره هشت هفته ای کلاس مراقبه برای کاهش استرس به طور حضوری یا به صورت آنلاین بیاموزید.
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1390/04/12 ‏15:16:09

4- مزاحمت های الکترونیک:
اگر به طور مداوم به دنبال چک کردن ای میل باشید، بسادگی حواس تان پرت می شود. اگر در حال انجام کاری هستید که نیاز به تمرکز دارد، هر بار که پیام صوتی "ای میل دارید" را می شنوید، رشته افکارتان از هم گسیخته خواهد شد.
ما اغلب احساس می کنیم باید به محض دریافت یک ای میل، یا پیام متنی یا صوتی پاسخش را بدهیم. اما کارشناسان می گویند باید حدودی را تعیین کنید تا نگذارید تکنولوژی شما را کنترل کند.
زمان هایی را در روز اختصاص دهید تا در آن بتوانید بدون مزاحمت های الکترونیک بر کارتان متمرکز شوید. برای چک کردن روزانه ای میل تان زمان مشخصی را تعیین کنید، (نه اینکه به طور مداوم آن را تحت نظر داشته باشید) و در بقیه اوقات از ای میل تان خارج شوید.
تغییر دادن مکان هم ممکن است به شما کمک کند. برای مثال لپ تاپ تان را به نقطه ای منتقل کنید که برای چند ساعت در روز دسترسی به شبکه بی سیم نداشته باشید.

5- خستگی:
بسیاری از بررسی ها نشان می دهند که کم خوابی، تمرکز، حافظه کوتاه مدت و سایر کارکردهای ذهنی را مختل می کند. هنگامی که از خواب محروم می شوید، میزان تمرکز و توجه تان افت می کند. نیاز به خواب در میان افراد متفاوت است، اما اغلب افراد بزرگسال نیاز به 7 تا 9 ساعت خواب شبانه دارند. دست کم 7 ساعت خواب به شما کمک خواهد تا در طول روز متمرکز بمانید.
همچنین سعی کنید کارهایی که نیاز به تمرکز بیشتر دارند را در ساعاتی در روز انجام دهید، که احساس بیشترین هشیاری را دارید. به ریتم زیستی خود توجه کنید و زمان هایی از روز را که برای شما بهترین موقع برای کار است، پیدا کنید.

6- اثرات داروها و مسائل پزشکی
اگر مشکلات تمرکز توانایی شما در محل کار یا در خانه را مختل کرده است یا اگر متوجه علائمی جسمی مانند بیخوابی یا اضافه وزن شده اید، با دکترتان مشورت کنید.
اختلال تمرکز ممکن است ناشی از بیماری های مانند اختلال بیش فعالی و کم توجهی (ADHD)، قطع تنفس حین خواب، افسردگی، کم خونی یا بیماری تیروئید باشد.
برخی از داروها مانند داروهایی که برای درمان افسردگی، صرع یا عفونت های آنفلوآنزا به کار می روند، ممکن است به عنوان یک عارضه جانبی باعث اشکالات تمرکز شوند.
__________________
ashkyar ashkyar     سه شنبه, ‏1390/05/04 ‏00:35:17

فریاد عزیز بسیار جالب بود و مفید دستت درد نکنه
ashkyar ashkyar     سه شنبه, ‏1390/05/04 ‏00:37:40

7 نکته جالب و خواندنی درمورد خندیدن

۱. صدای خنده زنان، آهنگین‌تر از مردان است

۲. زنان ۱۲۶ درصد بیشتر از مردان می‌خندند

۳. اولین خنده انسان‌ها در رحم مادر اتفاق می‌افتد

۴. کودکان گاهی تا ۳۰۰ بار در روز و بزرگسالان به طور متوسط ۱۷ بار در روز می‌خندند

۵. با یک دقیقه خندیدن از ته دل می‌توانید به اندازه ۱۰ دقیقه پیاده‌روی، کالری بسوزانید


۶. اینکه «خنده، خنده می‌آورد» و «شادی مسری است» از یافته‌های جدید محققان است

۷. جری لوییس، کمدین سرشناس آمریکایی در روز جهانی خنده امسال به عنوان خوش‌خنده‌ترین چهره هالیوود برگزیده شد
ashkyar ashkyar     پنج شنبه, ‏1390/05/06 ‏00:37:26

شخصی در یک تست هوش دردانشگاه که جایزه یک میلیون دلاری براش تعیین شده شرکت کرده .

سوالات این مسابقه به شرح زیر میباشد :

1-جنگ 100 ساله چند سال طول کشید؟
الف-116 سال ب-99 سال ج-100 سال د- 150 سال
آن شخص از این سوال بدون دادن جواب عبور کرد .

2-کلاه پانامایی در کدام کشور ساخته میشود؟
الف-برزیل ب-شیلی ج-پاناما د-اکوادور
آن ازدانش اموزان دانشگاه برای جواب دادن کمک خواست .

3-مردم روسیه در کدام ماه انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟
الف-ژانویه ب-سپتامبر ج-اکتبر د-نوامبر
آن شخص از خدا کمک خواست .

4-کدام یک از این اسامی اسم کوچک شاه جورج پنجم بود؟
الف-ادر ب-البرت ج-جورج د-مانویل
آن شخص این سوال رو با پرتاب سکه جواب داد .

5-نام اصلی جزایر قناری واقع در اقیانوس ارام از چه منبعی گرفته شده است؟
الف-قناری ب-کانگرو ج-توله سگ د-موش صحرایی
آن شخص از خیر یک میلیون دلار گذشت .

اگر شما فکر میکنید که از آن شخص باهوش‌تر هستید و به هوش او می‌خندید، پس لطفا به جواب صحیح سوالات در زیر توجه کنید:

1- جنگ 100 ساله( 1453-1337 میلادی) به مدت 116 سال به درازا کشید.

2- کلاه پانامایی در کشور اکوادور ساخته می‌شود.

3- انقلاب اکتبر روسیه در ماه نوامبر جشن گرفته میشود.

4- نام کوچک شاه جورج البرت بود.(در 1936 او نام کوچک خود را تغییر داد.)

5- توله سگ. در زبان اسپانیایی insularia canaria که در فارسی به معنی جزایر توله سگها است .
ashkyar ashkyar     سه شنبه, ‏1390/05/11 ‏18:10:21

گاندی :
میزان مدنیت یک مردم را از شیوه برخورد آنها با حیونات باید سنجید.
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1390/05/15 ‏22:22:29

از سوسک می ترسیم...از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمی ترسیم.

از عنکبوت می ترسیم...از اینکه تمام زندگیمون تار عنکبوت ببندد نمی ترسیم.

از شکستن لیوان می ترسیم..........از شکستن دل آدمها نمی ترسیم.

از اینکه بهمون خیانت کنند می ترسیم............ . .از خیانت به دیگران نمی ترسی
ashkyar ashkyar     چهارشنبه, ‏1390/05/19 ‏16:05:35

یادمون باشه مهم نیست الان کجاییم، مهم اینه که کجا میخوایم بریم:
آدولف هیتلر دیکتاتور آلمان:
نقاش پوستر
آلبرت انیشتن ‚فیزیکدان:
منشی اداره ثبت
امیر کبیر صدراعظم ناصرالدین شاه:
آشپز و منشی
جرالد فورد‚رییس جمهور آمریکا:
مانکن لباس مردانه
جیمی کارتر‚رییس جمهور آمریکا:
بادام کار
رونالد ریگان‚ریسس جمهور آمریکا:
هنر پیشه سینما
کلارک گیبل‚هنرپیشه سینما:
چوب بر
شون کانری‚هنرپیشه سینما:
بنا و راننده کامیون
گاندی‚رهبر فقید هند:
وکیل دادگستری
جرج واشنگتن‚رییس جمهور آمریکا:
کشاورز
نادرشاه افشار:
پوستین دوز
یعقوب لیث‚سر سلسله صفاریان:
رویگر
آلپتکین سر سلسله غزنویان:
غلام زر خرید
فرخی سیستانی ‚شاعر:
کارگر کشاورز
پاندیت نهرو‚نخست وزیر هند:
وکیل دادگستری
موسولینی ‚دیکتاتور ایتالیا:
روزنامه نویس
ساموئل مورس‚مخترع آمریکایی:
نقاش
جک لندن ‚نویسنده آمریکایی:
کارگر کشتی
آبرهام لینکن ‚رییس جمهور آمریکا:
هیزم شکن
چارلز دیکنز‚نویسنده انگلیسی: منشی
آناتول فرانس‚نویسنده فرانسوی:
کتابفروش
مولیر‚نویسنده بزرگ فرانسوی:
هنر پیشه
هربرت جرج ولز‚نویسنده انگلیسی:
شاگرد بزاز
ویلیام شکسپیر‚نویسنده انگلیسی:
هنر پیشه سیار
فیدل کاسترو‚رییس جمهور کوبا:
دانشجوی حقوق
ناپلئون بناپارت‚امپراطور فرانسه:
افسر توپخانه
کریم خان زند:
تیر انداز سپاه نادرشاه
هانری فورد کارخانه دار آمریکایی: ساعت ساز
توماس ادیسون‚مخترع آمریکایی:
تلگرافچی
آلفرد نوبل ‚بنیانگذار جایزه نوبل:
کارگر کارخانه
والت دیزنی‚مخترع سینمای انیمیشن:
پادوی مغازه
میکل آنژ ‚ نقاش و مجسمه ساز ایتالیایی:
سنگ تراش
ashkyar ashkyar     چهارشنبه, ‏1390/05/19 ‏16:10:28

این تیترِ نوشته ی فوق هستش :

(آیا می دانید مردان سرشناس در ابتدا چه کاره بودند)
ashkyar ashkyar     چهارشنبه, ‏1390/05/19 ‏16:22:14

نابغه هایی که در دوران خود کودن شمرده می شدند! .

1-آلبرت اینشتین (AlbertEinstein) در کودکی دچار بیماری دیسلسیک بود. یعنی معنی و مفهوم کلمات و عبارات را درست تشخیص نمی داد. معلم آلبرت اینشتین او را عقب مانده ذهنی، غیر اجتماعی و همیشه غرق در رویاهای احمقانه توصیف می کرد، ضمنا وی دوبار در امتحانات کنکور دانشگاه پلی تکنیک زوریخ مردود شد!

2.توماس ادیسون (Thomas AlvaEdison) که معلمانش از آموزش او در مدرسه عاجز مانده بودند در تمام طول تحصیل کم ترین نمره ها را از درس فیزیک می گرفت ولی همین شخص بعدها موفق شد بیش از هزار وصد وپنجاه اختراع به جامعه بشریت عرضه کند که بیشتر آنها در زمینه علم فیزیک بوده است!
3.بتهون (Ludwig van Beethoven) معلم او می گفت در طول زندگیش "اوچیزی یاد نخواهد گرفت"
4.پیکاسو (Pablo Picasso) یکی از معروفترین نقاشان جهان بدون کمک و حضور پدرش که در زمان امتحانات کنارش می نشست نمی توانست در درس هایش نمره قبولی کسب کند!
5.هیلتون (Conrad NicholsonHilton) که مالک بیش از 300هتل در سرتاسر دنیاست در دوران کودکی برای گذران زندگی مجبور بود کف سالن‌ها و هتل ها را طی بکشد!
6.جیمز وات (James Watt) که مخترع ماشین بخار بود فردی کودن توصیفش می کردند!
7.امیل زولا (Émile François Zola) نویسنده بزرگ فرانسوی دانش آموزی تنبل بود که در مدرسه از درس ادبیات معمولا نمره صفر می گرفت!
8.ناپلئون بناپارت (Napoleon Bonaparte) مدرسه خود را با رتبه 42 به عنوان یک دانش آموز غیر ممتاز ترک کرد!
9.لویی پاستور (Louis Pasteur) در مدرسه یک محصل متوسط بود و در دوره لیسانس در درس شیمی بین 22 نفر رتبه 22 را کسب کرد!
ashkyar ashkyar     چهارشنبه, ‏1390/05/19 ‏16:26:41

یادمون باشه مهم نیست الان کجاییم، مهم اینه که کجا میخوایم بریم
*باعرض معذرت از دوستان این جمله به اشتباه در ابتدای نوشته های بالا اوورده شده که بی ربط بودش.
ashkyar ashkyar     چهارشنبه, ‏1390/06/16 ‏15:20:06

من اگر پیامبر می‌شدم ، معجزه‌ام خنداندن کودکان ِ خیابانی بود..

                                                                                                                        دکتر محمد مصدق رهبر ملی ایرانیان
ashkyar ashkyar     جمعه, ‏1390/06/25 ‏16:28:06

درسهای بزرگی که میتوان از مورچه ها آموخت.

همه ما سعی می‌کنیم که از افراد بزرگ درس زندگی بگیریم و دوست داریم رمز و راز موفقیت آنها را بدانیم. اما فراموش می‌کنیم که گاهی بزرگترین درس‌های زندگی از کوچکترین موجودات کنار ما گرفته می‌شوند.
مثلاً مورچه‌ها را در نظر بگیرید. آیا باور می‌کنید که این موجودات کوچک می‌توانند به ما یاد بدهند که چطور باید زندگی بهتری داشته باشیم؟
از رفتار مورچه‌ها می‌توانیم چهار درس مهم بگیریم که به ما برای داشتن زندگی بهتر کمک می‌کنند.


1. مورچه‌ها هیچوقت تسلیم نمی شوند. آیا متوجه شده‌اید که چطور مورچه‌ها همیشه به دنبال راهی برای رد شدن از موانع هستند؟ انگشتتان را در راه یک مورچه قرار دهید و آن را دنبال او بکشانید، یا حتی روی او. مدام به دنبال راهی برای عبور از انگشت شما خواهد بود. هیچوقت یکجا نمی‌ایستد و گیج نمی‌ماند. هیچوقت دست از تلاش بر نمی‌دارد و عقب نمی‌کشد.
همه ما باید یاد بگیریم که اینچنین باشیم. همیشه موانعی در زندگی ما وجود دارد. چالش این است که دست از تلاش برنداریم و به دنبال راه‌های جایگزین برای رسیدن به اهدافمان باشیم.
2. مورچه‌ها همه تابستان به فکر زمستان هستند. داستان قدیمی گنجشک و مورچه را یادتان هست؟ در اواسط تابستان، مورچه‌ها به شدت مشغول جمع کردن آذوقه برای زمستان خود هستند—درحالیکه گنجشک برای خود خوش می‌گذراند. مورچه‌ها می‌دانند که تابستان—اوقات خوش—برای همیشه نمی‌ماند. بالاخره زمستان می‌آید. این درس خیلی خوبی است. وقتی زندگی خوب می‌شود، نباید مغرور شوید و تصور کنید که هیچوقت زندگیتان با شکست روبه‌رو نخواهد شد. با دیگران با ملاطفت و مهربانی رفتار کنید. برای روزهای سخت پس‌انداز کنید و به فکر آینده باشید. و یادتان باشد که اوقات خوب همیشه نیستند اما انسان های خوب همیشه هستند.
3. مورچه‌ها همه زمستان به فکر تابستان هستند. وقتی با سرمای طاقت‌فرسای زمستان مواجه می‌شوند، همیشه به خودشان یادآور می‌شوند که این همیشگی نخواهد بود و بالاخره تابستان فرا می‌رسد. و با اولین اشعه های خورشید تابستان، مورچه‌ها بیرون می‌آیند و آماده کار و تلاش و تفریح هستند. وقتی ناراحت و افسرده هستید و وقتی تصور می‌کنید مشکلات تمامی ندارند، خوب است که به خودتان یادآور شوید که این نیز می‌گذرد. اوقات خوش فرا می‌رسد و خیلی مهم است که همیشه رویکری مثبت به زندگی داشته باشید.
4. مورچه‌ها هرچه از توانشان برمی‌آید را انجام می‌دهند. مورچه‌ها چه مقدار غذا در تابستان جمع می‌کنند؟ هرچقدر که بتوانند! این الگوی خیلی خوبی برای کار است. هرچه که از دستتان برمی‌آید را انجام دهید. یک مورچه نگران این نیست که مورچه دیگر چقدر غذا جمع کرده است. عقب نمی‌کشد و به این فکر نمی‌کند که چرا باید اینقدر سخت تلاش کند. از حقوق کم خود هم شکایت نمی‌کند. آنها فقط سهمشان را از کار انجام می‌دهند. موقیت و خوشبختی معمولاً درنتیجه 100% به دست می‌آید—یعنی همه آنچه که در توان دارید را به کار گیرید. اگر به اطرافتان نگاه کنید، افراد موفقی را می‌بینید که با هرچه در توانشان هست زحمت می‌کشند.
پس:
1) عقب نکشید.
2) به فکر آینده باشید.
3) مثبت‌اندیش باشید.
4) تا منتهای توان خود تلاش کنید.


و یک درس دیگر هم هست که می‌توانید از مورچه‌ها یاد بگیرید. آیا می‌دانستید که مورچه‌ها می‌توانند شیئی با 20 برابر وزن خود حمل کنند؟ شاید ما هم همینطور باشیم. ما می‌توانیم سختی‌ها را به دوش بکشیم و حجم کارهای سخت و زیاد را مدیریت کنیم. دفعه بعد که چیزی موجب ناراحتیتان شد و تصور کردید که قادر به تحمل آن نیستید، دلسرد نشوید. به آن مورچه کوچک فکر کنید و یادتان باشد که شما هم می‌توانید وزن بیشتری را به دوش بکشید!
ashkyar ashkyar     جمعه, ‏1390/06/25 ‏16:28:55

درسهای بزرگی که میتوان از مورچه ها آموخت.

همه ما سعی می‌کنیم که از افراد بزرگ درس زندگی بگیریم و دوست داریم رمز و راز موفقیت آنها را بدانیم. اما فراموش می‌کنیم که گاهی بزرگترین درس‌های زندگی از کوچکترین موجودات کنار ما گرفته می‌شوند.
مثلاً مورچه‌ها را در نظر بگیرید. آیا باور می‌کنید که این موجودات کوچک می‌توانند به ما یاد بدهند که چطور باید زندگی بهتری داشته باشیم؟
از رفتار مورچه‌ها می‌توانیم چهار درس مهم بگیریم که به ما برای داشتن زندگی بهتر کمک می‌کنند.


1. مورچه‌ها هیچوقت تسلیم نمی شوند. آیا متوجه شده‌اید که چطور مورچه‌ها همیشه به دنبال راهی برای رد شدن از موانع هستند؟ انگشتتان را در راه یک مورچه قرار دهید و آن را دنبال او بکشانید، یا حتی روی او. مدام به دنبال راهی برای عبور از انگشت شما خواهد بود. هیچوقت یکجا نمی‌ایستد و گیج نمی‌ماند. هیچوقت دست از تلاش بر نمی‌دارد و عقب نمی‌کشد.
همه ما باید یاد بگیریم که اینچنین باشیم. همیشه موانعی در زندگی ما وجود دارد. چالش این است که دست از تلاش برنداریم و به دنبال راه‌های جایگزین برای رسیدن به اهدافمان باشیم.

2. مورچه‌ها همه تابستان به فکر زمستان هستند. داستان قدیمی گنجشک و مورچه را یادتان هست؟ در اواسط تابستان، مورچه‌ها به شدت مشغول جمع کردن آذوقه برای زمستان خود هستند—درحالیکه گنجشک برای خود خوش می‌گذراند. مورچه‌ها می‌دانند که تابستان—اوقات خوش—برای همیشه نمی‌ماند. بالاخره زمستان می‌آید. این درس خیلی خوبی است. وقتی زندگی خوب می‌شود، نباید مغرور شوید و تصور کنید که هیچوقت زندگیتان با شکست روبه‌رو نخواهد شد. با دیگران با ملاطفت و مهربانی رفتار کنید. برای روزهای سخت پس‌انداز کنید و به فکر آینده باشید. و یادتان باشد که اوقات خوب همیشه نیستند اما انسان های خوب همیشه هستند.
3. مورچه‌ها همه زمستان به فکر تابستان هستند. وقتی با سرمای طاقت‌فرسای زمستان مواجه می‌شوند، همیشه به خودشان یادآور می‌شوند که این همیشگی نخواهد بود و بالاخره تابستان فرا می‌رسد. و با اولین اشعه های خورشید تابستان، مورچه‌ها بیرون می‌آیند و آماده کار و تلاش و تفریح هستند. وقتی ناراحت و افسرده هستید و وقتی تصور می‌کنید مشکلات تمامی ندارند، خوب است که به خودتان یادآور شوید که این نیز می‌گذرد. اوقات خوش فرا می‌رسد و خیلی مهم است که همیشه رویکری مثبت به زندگی داشته باشید.

4. مورچه‌ها هرچه از توانشان برمی‌آید را انجام می‌دهند. مورچه‌ها چه مقدار غذا در تابستان جمع می‌کنند؟ هرچقدر که بتوانند! این الگوی خیلی خوبی برای کار است. هرچه که از دستتان برمی‌آید را انجام دهید. یک مورچه نگران این نیست که مورچه دیگر چقدر غذا جمع کرده است. عقب نمی‌کشد و به این فکر نمی‌کند که چرا باید اینقدر سخت تلاش کند. از حقوق کم خود هم شکایت نمی‌کند. آنها فقط سهمشان را از کار انجام می‌دهند. موقیت و خوشبختی معمولاً درنتیجه 100% به دست می‌آید—یعنی همه آنچه که در توان دارید را به کار گیرید. اگر به اطرافتان نگاه کنید، افراد موفقی را می‌بینید که با هرچه در توانشان هست زحمت می‌کشند.
پس:
1) عقب نکشید.
2) به فکر آینده باشید.
3) مثبت‌اندیش باشید.
4) تا منتهای توان خود تلاش کنید.


و یک درس دیگر هم هست که می‌توانید از مورچه‌ها یاد بگیرید. آیا می‌دانستید که مورچه‌ها می‌توانند شیئی با 20 برابر وزن خود حمل کنند؟ شاید ما هم همینطور باشیم. ما می‌توانیم سختی‌ها را به دوش بکشیم و حجم کارهای سخت و زیاد را مدیریت کنیم. دفعه بعد که چیزی موجب ناراحتیتان شد و تصور کردید که قادر به تحمل آن نیستید، دلسرد نشوید. به آن مورچه کوچک فکر کنید و یادتان باشد که شما هم می‌توانید وزن بیشتری را به دوش بکشید!
ashkyar ashkyar     جمعه, ‏1390/06/25 ‏16:39:37

از معجزات اینترنت ما هستش دیگه
که باعث شد این مطلب دوبار سند بشه
D:
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1390/06/27 ‏12:58:39

در روزگارهای قدیم جزیره ای دور افتاده بود که همه احساسات در آن زندگی می کردند: شادی، غم، دانش عشق و باقی

احساسات . روزی به همه آنها اعلام شد که جزیره در حال غرق شدن است. بنابراین هر یک شروع به تعمیر قایقهایشان

کردند.

اما عشق تصمیم گرفت که تا لحظه آخر در جزیره بماند. زمانیکه دیگر چیزس از جزیره روی آب نمانده بود عشق تصمیم گرفت

تا برای نجات خود از دیگران کمک بخواهد. در همین زمان او از ثروت با کشتی یا شکوهش در حال گذشتن از آنجا بود کمک

خواست.

“ثروت، مرا هم با خود می بری؟”

ثروت جواب داد:

“نه نمی توانم. مفدار زیادی طلا و نقره در این قایق هست. من هیچ جایی برای تو ندارم.”

عشق تصمیم گرفت که از غرور که با قایقی زیبا در حال رد شدن از جزیره بود کمک بخواهد.

“غرور لطفاً به من کمک کن.”

“نمی توانم عشق. تو خیس شده ای و ممکن است قایقم را خراب کنی.”

پس عشق از غم که در همان نزدیکی بود درخواست کمک کرد.

“غم لطفاً مرا با خود ببر.”

“آه عشق. آنقدر ناراحتم که دلم می خواهد تنها باشم.”

شادی هم از کنار عشق گذشت اما آنچنان غدق در خوشحالی بود که اصلاً متوجه عشق نشد.

ناگهان صدایی شنید:

” بیا اینجا عشق. من تو را با خود می برم.”

صدای یک بزرگتر بود. عشق آنقدر خوشحال شد که حتی فراموش کرد اسم ناجی خود را بپرسد. هنگامیکه به خشکی رسیدند

ناجی به راه خود رفت.

عشق که تازه متوجه شده بود که چقدر به ناجی خود مدیون است از دانش که او هم از عشق بزرگتر بود پرسید:

” چه کسی به من کمک کرد؟”

دانش جواب داد: “او زمان بود.”

“زمان؟ اما چرا به من کمک کرد؟”

دانش لبخندی زد و با دانایی جواب داد که:

“چون تنها زمان بزرگی عشق را درک می کند.”
ashkyar ashkyar     پنج شنبه, ‏1390/08/26 ‏22:27:02

سوسکها را دیگر نکُشید!! سوسک جانتان را نجات می دهد.

نتایج تحقیقات دانشمندان انگلیسی نشان می‌دهد که از سوسک حمام می‌توان برای تولید آنتی بیوتیکهای فوق قوی با مقاومت بالا استفاده کرد.
دفعه بعد که با دیدن یک سوسک بزرگ در حمام یا آشپزخانه جیغ کشیدید و خواستید که آن را با دمپایی بکشید یادتان باشد که همین سوسک روزی می‌تواند جان شما را نجات دهد.
در حقیقت نتایج تحقیقات اخیر تیم “سایمون لی” از دانشگاه ناتینگهام که در کنگره انجمن میکروبیولوژی عمومی‌انگلیس ارائه شده است نشان می‌دهد که دستگاه عصبی مرکزی سوسک آمریکایی آنتی بیوتیکهای طبیعی تولید می‌کند که قادرند 90 درصد از باکتریهایی که به طور بالقوه برای انسان مرگبارند را نابود کنند.
از جمله این باکتریهای مهلک می‌توان به باکتری استافیلوکوکوس MRSA و برخی از نمونه های سمی‌”اشریشیا کولی” اشاره کرد. همچنین این بررسیها نشان می‌دهد که علاوه بر سوسک حمام، سه گونه ملخ نیز می‌توانند آنتی بیوتیکهای بسیار قوی تولید کنند.

به گفته سایمون لی، این آنتی بیوتیکها می‌توانند در تمام گروههای حشرات وجود داشته باشند و حشرات به تنهایی 80 درصد از حیوانات موجود در دنیا را تشکیل می‌دهند.
از سالها قبل دانشمندان بر روی داروهایی در مقابل میکروارگانیسمهایی تحقیق می‌کنند که نسبت به آنتی بیوتیکهای سنتی مقاوم شده اند.
لی در این خصوص توضیح داد: “این یک آغاز امیدوارکننده است. ما در مکانهایی به دنبال این آنتی بیوتیکهای قوی می‌گردیم که تاکنون کسی در آنجا جستجو نکرده بود. درحقیقت استفاده از منابعی از قبیل میکروارگانیسمهای خاک، قارچها و مولکولهای سنتزی برای تولید آنتی بیوتیکها از رده خارج شده‌اند.”

براساس گزارش National Geographic، این دانشمندان در لابراتوار بافتهای مغز سوسک و ملخ را گرفتند و با ردیابی و آزمایش 9 نوع جدید مولکول آنتی باکتریایی دریافتند که هر یک از این حشرات در کشتن کدامیک از میکروارگانیسمها مهارت دارند.
سایمون لی در این خصوص افزود: “این مکانیزم دفاعی به این حشرات اجازه می‌دهد که در کثیف ترین و آلوده ترین مکانها به حیات خود ادامه دهند. این آنتی بیوتیکها تنها در بافتهای مغز سوسک و ملخها جمع شده اند. مغز مهمترین اندام برای این حشرات است به طوری که سوسکها می‌توانند با یک پای بیمار به مدت طولانی زنده بمانند اما تقریبا بلافاصله پس از یک عفونت مغزی می‌میرند”.
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1390/08/28 ‏23:57:04

خواهش میکنم مهدی جان...

هشدار: چیپس ماده مخدر دارد!
برنا:مزه کردن غذاهای چرب، سبب تولید یک نوع ماده اعتیادآور مانند ماری جوآنا در بدن می‌شود که اشتیاق را برای خوردن این‌گونه غذاها بالا می‌برد.

آیا متوجه شده‌اید که چرا شما نمی‌توانید از خوردن چبپس خودداری کنید. با مزه کردن چیپس در دهان، یک نوع ماده شیمیایی در بدن تولید می‌شود که اثری مانند ماری جوآنا که ماده‌ای مخدر است تولید می‎کند، به همین دلیل مقاومت در مقابل خوردن چنین غذاهایی سخت می‌شود.

محققان کالیفرنیایی بر این باورند که چربی موجود در این نوع غذاها، یک مکانیسم بیولوژیکی به نام «اندوکانابینویید» تولید می‌کند که شبیه به ماری جوآنای طبیعی سبب اشتیاق برای غذاهای پرچرب می‌شود.

تحقیقات بر روی موش‌ها نشان داده است، زمانی که این حیوانات غذایی چرب مزه می‌کنند، سلول‌های چربی در روده کوچک آن‌ها شروع به تولید «اندوکانابینویید» می‌کند.

این فرایند با مزه کردن از زبان شروع شده و سپس روغن غذا سیگنالی تولید می‌کند که ابتدا به مغز می‌رود و در آن‌جا از طریق یک مجموعه عصب به سمت روده‌ها سفر می‌کند.

در روده این سیگنال سبب تحریک برای تولید «اِندوکانابینویید» و بالارفتن جذب غذاهای چربی دار و اشتیاق برای خوردن بیشتر این خوراکی‌ها می‌شود، این در حالی است که مزه کردن مواد شیرین و پروتئین‌ها فاقد این خاصیت هستند.

بر اساس این گزارش، محققان قصد دارند با استفاده از داروهایی که مانع فعالیت «اندوکانابینویید» می شوند این اشتیاق را کم کنند. در واقع با تولید چنین داروهایی سیگنال‌های «اندوکانابینویید» به مغز نمی‌رسند و بدین صورت نمی‌تواند به مغز فرمان خوردن صادر کند.
ashkyar ashkyar     دوشنبه, ‏1390/08/30 ‏16:49:59

مریم عزیز درود به شما...

دیوار

مادر خسته از خرید برگشت و به زحمت زنبیل سنگین را داخل خانه آورد.پسر بزرگش که منتظر بود،جلو دوید و گفت مامان،مامان!

وقتی من در حیاط بازی می‏کردم و بابا داشت با تلفن صحبت می‏کرد،تامی با ماژیک روی دیوار اتاقی که شما تازه رنگش کرده

اید،نقاشی کرد! مادر عصبانی به اتاق تامی کوچولو رفت. تامی از ترس زیر تخت قایم شده بود، مادر فریاد زد: تو پسر خیلی بدی

هستی و تمام ماژیک‏هایش را در سطل آشغال ریخت.تامی از غصه گریه کرد. ده دقیقه بعد وقتی مادر وارد اتاق پذیرائی

شد،قلبش گرفت.تامی روی دیوار با ماژیک قرمز یک قلب بزرگ کشیده بود و داخلش نوشته بود: مادر دوست دارم! مادر در حالیکه

اشک می‏ریخت به آشپزخانه برگشت و یک قاب خالی آورد و آن را دور قلب آویزان کرد. تابلوی قرمز هنوز هم در اتاق پذیرائی به 

دیوار است
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1390/09/12 ‏23:47:12

درود به شما فریاد عزیز نوشته ها عالی بودند

خیلی جالبه فریاد اون مطلبی رو که راجع به ترانه مرغ سحر اووردید رو چند شب پیش داشتم میخوندم که گذاشتمش توی آرشیو که  سر فرصت اینجا یا همون تالار موسیقی بزارمش که حالا زحمتش رو شما کشیدید؛ ممنونم  جوون :))
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1390/09/27 ‏15:44:41

درود به باران عزیز
سپاس باران با این انتخابهای خوبت ...
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1390/10/25 ‏16:09:30

عسل و معجزات عسل و معجزات

محققان به تازگی دریافته‌اند مالیدن عسل روی زخم افراد دیابتی می‌تواند از قطع شدن عضو عفونی شده جلوگیری کند. این تنها یکی از خواص این ماده طبیعی شفابخش است.


عسل ترکیبی از قندها (فروکتوز و گلوکوز و...)،ویتامینهای ب6، ث، تیامین، نیاسین، ریبوفلاوین، اسید پانتوتنیک، کلسیم، مس، آهن،منیزیم، منگنز، فسفر، پتاسیم، سدیم و روی است.

این معجون تندرستی دارای آنتی اکسیدانهای زیادی است و در قرآن کریم هم از آن به عنوان ماده‌ای شفابخش برای درمانبیماری‌ها یاد شده است.

نمی‌توان فهمید انسان اولین بار در چه زمانی عسل راکشف کرد. اما می‌توان گفت انسان از سالها سال قبل از این ماده به عنوان یک غذای انرژی بخش و شیرین کننده طبیعی و حتی برای درمان بیماری استفاده می‌کرده.

محققان به تازگی دریافته‌اند مالیدن عسل روی زخم افراد دیابتی می‌تواند ازقطع شدن پای عفونی شده جلوگیری کند.

یکی از پزشکان دانشگاه ویسکانسین که چند نفر از بیماران دیابتی خود را به همین روش از قطع عضو نجات داده بود، آزمایش جدیدی برای توسعه همه جانبه درمان با عسل را آغاز کرده است. او 6 سال پیش، پس ازاینکه به روشهای معمول نتوانست زخم پای یک بیمار 79 ساله را درمان کند تصمیم گرفت درمان با عسل را امتحان کند.

جالب است بدانید زخم آن مرد بدون اینکه آنتیبیوتیک دیگری مصرف کند خیلی زود بهبود یافت و همین باعث شد که او تصمیم به بررسی اثر عسل در درمان زخم دیابتی‌ها بگیرد.
........
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1390/10/25 ‏16:10:56

عسل برضد میکربهاعسل، بهعلت کم بودن رطوبت و فعالیت آب آن(همان چیزی که به اثر اسمزی معروف است)، مانع رشدقارچ و به خصوص باکتریها می‌شود. بعضی از دانشمندان معتقدند خاصیت اسیدی عسل (2/3تا 5/4 =ph) باعث خاصیت ضد میکروبی آن است و عده دیگر این اثر را به پراکسیدهیدروژن نسبت می‌دهند. تشکیل این ماده به دلیل وجود «اسید گلوکورونیک» است که خاصیت ضدباکتریایی به آن داده. جالب این جاست که حتی در صورت رقیق شدن عسل با آب، به دلیلوجود آنزیم گلوکوز اکسیداز؛ پراکسید هیدروژن آزاد شده و اثر ضدمیکروبی عسل از بین نمی‌رود.

حتی در مطالعه‌ای عسل جهت درمان عفونت پوستی بعد از سزارین یاهیسترکتومی هم به کار رفته و باعث بهبود سریعتر و عوارض کمتری شده. در حالی که دانشمندان هنوز در مورد خواص درمانی عسل در حال بررسی و تحقیق هستند، برخی ازشرکتها، در حال ساختن تیوپ‌هایی محتوی عسل استریل شده و باندهای آغشته به عسل استریل شده برای کاربرد عسل در مداوای زخم‌ها هستند.

لازم است بدانیدمحققان هشدار می‌دهند، مردم برای مداوای زخم خود از مغازه‌ها عسل نخرند چون قرارگرفتن در دمای گرم و نامناسب، خواص ضد باکتری آن را احتمالاً از بین برده و اینافراد باید تحت مداوای پزشک متخصص قرار گیرند.

عسل و درمان آسیب‌های چشم با توجه به خواص ضد میکروبی ثابت شده در عسل و اثرات مفید آن در سوختگی و عفونت پوست؛ در مؤسسه رازی بررسی جدیدی روی ترمیم آسیب‌های چشم مانند نقص اپیتلیوم قرنیه در خراش قرنیه و سوختگی شیمیایی چشم صورت گرفت و مشخص شد که عسل درترمیم این آسیب هم به طور محسوسی مؤثر است.

عسل، درمان گرفتگی رگ‌های خونی مصرف روزانه 4 قاشق عسل از گرفتگی رگ‌های خونی جلوگیری می‌کند. به گفته محققان در نشست سالانه انجمن شیمی‌دانان آمریکا، کسی که روزانه 4 قاشق عسل مصرف کند، از خواص آنتی اکسیدانی عسل بیشتر بهره خواهد برد. آنتی اکسیدان ماده‌ای است که از بافت‌های بدن در مقابل رادیکالهای آزاد محافظت کرده و از گرفتگی رگ‌های خونی جلوگیری می‌کند.
.........
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1390/10/25 ‏16:11:20

براساس این گزارش، محققان به مردانی که بین 18 تا 68 سال سن داشتند به مدت 5 هفته، هر روز یک لیوان آب با 4 قاشق عسل دادند و مشاهده کردندآنتی اکسیدان آنها بیشتر از دیگران است.

عسل، داروی زخم‌معده عسل به دلیل غلظت بالایش می‌تواند در معده با اسید مخلوط شده و غلظت آن را کم کند. در ضمن گروهی از محققان متوجه شدند که عسل خاصیت ضد باکتریایی دارد.
همان طور که می‌دانید نوعی باکتری به نام هلیکو باکترپیلوری عامل اصلی زخم‌های گوارشی است.

یک قاشق چای خوری عسل طبیعی در معده خالی می‌تواند مانع رشد این باکتری خطرناک شود. در ضمن چون قند عسل توسط زنبور قبلاً هضم شده نسبت به سایر قندها،ساده‌تر در معده انسان هضم می‌شود.

عسل، درمان آلرژی تحقیقات نشان داده استفاده از عسلی که از گلهای یک منطقه تهیه شده می‌تواند آلرژی فصلی (که دراثر گرده گیاهان ایجاد می‌شود) را در ساکنین آن منطقه درمان کند. محققان علت را به وجود گرده‌های گل در عسل نسبت می‌دهند. در ضمن به تجربه مشخص شده که خوردن مخلوط لیموترش و عسل در آب ولرم می‌تواند به تسکین گلودرد و کاهش التهاب آن کمک کند.

عسل علیه سرطان با توجه به نتایج به دست آمده از تحقیقات عسل دارایماده آنتی اکسیدان به نام پلی فنول است که می‌تواند به پیشگیری از تخریب بافت کولون (کولیت)کمک کند.

در ضمن این ماده جمعیت باکتریهای مفید روده را هم زیادکرده و بدین وسیله موجب تقویت سیستم ایمنی بدن، کمک به هضم، کاهش کلسترول و پیشگیریاز سرطان روده بزرگ می‌شود.
ashkyar ashkyar     پنج شنبه, ‏1390/11/13 ‏00:39:58

داستان کوتاه “کلاس درس دکتر حسابی”

یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم . می خواهم در روستایمان معلم شوم .

دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند
ashkyar ashkyar     پنج شنبه, ‏1390/11/13 ‏00:53:14

داستان کوتاه “پول دود”

فقیری از کنار دکان کباب فروشی میگذشت. مرد کباب فروش گوشت ها را در سیخها کرده و به روی آتش نهاده باد میزند و بوی خوش گوشت سرخ شده در فضا پراکنده شده بود. بیچاره مرد فقیر چون گرسنه بود و پولی هم نداشت تا از کباب بخورد تکه نان خشکی را که در توبره داشت خارج کرده و بر روی دود کباب گرفته به دهان گذاشت. او به همین ترتیب چند تکه نان خشک خورد و سپس براه افتاد تا از آنجا برود ولی مرد کباب فروش به سرعت از دکان خارج شده دست وی را گرفت و گفت:
کجا میروی پول دود کباب را که خورده ای بده. از قضا ملا از آنجا میگذشت جریان را دید و متوجه شد که مرد فقیر التماس و زاری میکند و تقاضا مینماید او را رها کنند. ولی مرد کباب فروش میخواست پول دودی را که وی خورده است بگیرد. ملا دلش برای مرد فقیر سوخت و جلو رفته به کباب فروش گفت: این مرد را آزاد کن تا برود من پول دود کبابی را که او خورده است میدهم. کباب فروش قبول کرد و مرد فقیر را رها کرد. ملا پس از رقتن فقیر چند سکه از جیبش خارج کرده و در حال که آنها را یکی پس از دیگری به روی زمین میانداخت به مرد کباب فروش گفت: بیا این هم صدای پول دودی که آن مرد خورده، بشمار و تحویل بگیر. مرد کباب فروش با حیرت به ملا نگریست و گفت: این چه طرز پول دادن است مرد خدا؟ ملا همان طور که پول ها را بر زمین میانداخت تا صدایی از آنها بلند شود گفت: خوب جان من کسی که دود کباب و بوی آنرا بفروشد و بخواهد برای آن پول بگیرد باید به جای پول صدای آنرا تحویل بگیرد.
ashkyar ashkyar     دوشنبه, ‏1390/11/17 ‏16:15:11

هر وقت در فریب دادن کسی موفق شدی
به این فکر نباش که اون چقدر احمق بوده
به این فکر کن که اون چقدر به تواعتماد داشته . . .
.
.
.
گر به دولت برسی مست نگردی مردی
گر به ذلت برسی پست نگردی مردی
اهل عالم همه بازیچه دست هوسند
گر تو بازیچه این دست نگردی مردی . . .
.
.
.
عشق برای زن سرمایه ای است که تا صد در صد منفعت ندهد
آن را به کسی نمی سپارد . . .
(شکسپیر)
.
.
.

در زندگی منتظر معجزه نباش ، خودت معجزه ی زندگیت باش . . .
.
.

شریک زندگی ات را با دقت انتخاب کن
نود و پنج درصد خوشبختیها و بدبختی های زندگی ات
ناشی از همین یک تصمیم خواهد بود . . .
.
.
.
هرگز داشته هایت را به نداشته هایت نفروش
شاید وقتی به نداشته هایت رسیدی
حسرت داشته هایی را بکشی که ارزان فروختی . . .
.
.
.
شهرت بیشتر برازنده ی مردگان است
و لباس عاریه ای است که به تن زندگان مضحک مینماید . . .


همیشه سکوت ، یک جنایت جنگی ست
وقتی ظلمِ ظالم بر مظلوم را می بینی و ساکت می نشینی . . .
.
.
.
دوستت دارم ها رو بگین
قبل از اینکه
به دوستت داشتم تبدیل بشن . . .
.
.
.
امن‌ترین جای استخر ، قسمت کم عمق آن است
اما نه برای کسی که شیرجه می‌زند . . .
.
.
.
بودن با کسی که دوستش نداری
ونبودن با کسی که دوستش داری هر دو رنج است
پس اگر همچون خود نیافتی
همچون خدا تنها باش . . .
.
.
.
ما از عروسک کمتریم
آنها مرده بودند و زندگی می کردند
ما زندگی می کنیم و مرده ایم . . .
.
.
.
تنهایی خود را مقدس بدار
تا زمانی که چیزی مقدس تر از آن نیافته ای
در تنهایی خود بمان . . .
.
.
.
وقتی در حال تلاش برای تغییر دادن یک احمق هستی
همزمان در حال اثبات حماقت خودتی . . .
.
.
برای کسی که با میل خودش رفته
یک ثانیه دلتنگی هم حماقت محض است . . .
.
.
حقیقت همون چیزی هست که همگی به دنبالشیم
ولی واقعیت همون چیزی هست که همه بهش میرسند . . .
.
.
.
"کاش می شد که شعار
جای خود را به شعوری می داد "
تا چراغی گردد دست اندیشه مان . . "
ashkyar ashkyar     سه شنبه, ‏1390/12/16 ‏14:15:58

زمانی که «خیام» تنظیم تقویم خورشیدی را تکمیل کرد

تقویم هجری خورشیدی که مورد استفاده ما ایرانیان است، ششم مارس 1079 میلادی (برابر با پانزدهم اسفندماه در آن سال) توسط حکیم عمر خیام نیشابوری تکمیل شد که به تقویم جلالی معروف گردیده است، زیرا که در زمان حکومت جلال الدین ملکشاه سلجوقی تنظیم شده بود.

عمر خیام که در سال 1044 میلادی به دنیا آمد و در سال 1124 درگذشت نه تنها ریاضی دان و آگاه از علم هیات (فضا - ستارگان) بود بلکه در فلسفه، پزشکی و شعر نیز شهرت جهانی دارد و رباعیات او که در سال 1839 به انگلیسی ترجمه شده هنوز هر سال تجدید چاپ می شود. آثار دیگر او از جمله «نوروز نامه» و «رساله در وجود» معروفند. عمر خیام با همه علاقه ای که به زادگاهش نیشابور داشت؛ در طول حیات خود چند سفر تحقیقاتی به اصفهان، سمرقند، بخارا و ری کرده بود. وی با این که به کار دولتی علاقه نداشت، دعوت شاه وقت را برای ساختن رصدخانه ری پذیرفت.
ashkyar ashkyar     چهارشنبه, ‏1390/12/17 ‏00:06:34

شاگردی از استاد پرسید: منطق چیست؟

استاد کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید ، مثالی می زنم ، دو مرد – پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد
می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟
هردو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه !
استاد گفت : نه ، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر
آن را نمی داند.پس چه کسی حمام می کند ؟
حالا پسرها می گویند : تمیزه !
استاد جواب داد : نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد.وباز پرسید :
خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟
یک بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه !

استاد گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد و
کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟
بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو !
استاد این بار توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام
عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!
شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می توانیم
تشخیص دهیم ؟هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است
استاد در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق !
خاصیت منطق بسته به این است که چه چیزی رابخواهی ثابت کنی
ashkyar ashkyar     دوشنبه, ‏1390/12/22 ‏14:21:11

چهارشنبه‌سوری یکی از جشن‌های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبهٔ سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود.

در شاهنامهٔ فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان‌دهندهٔ کهن بودن این جشن است. مراسم سنّتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌است.

واژهٔ «چهارشنبه‌سوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که به معنی سرخ است ساخته

شده‌است. آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شود که این آتش معمولا در بعد از ظهر زمانی که

مردم آتش روشن می‌کنند و از آن می‌پرند آغاز می‌شود و در زمان پریدن می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاک‌سازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد.

به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را بگیرد و بجای آن سرخی و

گرمی و نیرو به شما بدهد. چهارشنبه‌سوری جشنی نیست که وابسته به دین یا قومیت افراد باشد و در میان بیشتر ایرانیان رواج دارد.
ashkyar ashkyar     دوشنبه, ‏1390/12/22 ‏23:55:45

(((:
ashkyar ashkyar     جمعه, ‏1390/12/26 ‏12:04:28

درود بر تو فریاد عزیز
این شاعر عزیز رو تا حالا اسمشو نشنیده بودم
دستت درد نکنه ...
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1391/02/16 ‏15:06:24

رودها آواز خود را از دست خواهند داد اگر سنگ ها را از مسیرشان برداریم..
ashkyar ashkyar     جمعه, ‏1391/02/22 ‏23:56:48

فوق العاده ترین نمونه ای از عشق در زندگی من“ وقتی بود که ۴ سیب داشتیم و ما ۵ نفر بودیم

مادرم گفت :
“من سیب دوست ندارم ”

( بوعلی سینا )
ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1391/03/06 ‏16:16:38

آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای،
از این آشفته ام که دیگر نمی توانم تو را باور کنم!
                                                                                                        فریدریش نیچه
ashkyar ashkyar     دوشنبه, ‏1391/03/15 ‏14:39:47

وصیت نامه دکتر مصدق

متن کامل وصیت‌نامه دکتر محمد مصدق بدین شرح است:

وصیت می‌کنم که فقط فرزندان و خویشان نزدیکم از جنازهٔ من تشییع کنند و مرا در محلی که شهدای ۳۰ تیر مدفونند، دفن نمایند.
بدون سند رسمی یا نوشته به خط و امضای خود به کسی مدیون نیستم.
نظر به اینکه طبق اسناد رسمی ثبت شده در دفتر اسناد رسمی شماره ۳۹ تهران منافع دو سال از خانه‌ها و مستغلاتی که به فرزندان خود بخشیده‌ام پس از مرگ تعلق به اینجانب دارد به شرح ذیل:
الف- منافع خانه واقع در کوچه ازهری ملک خانم ضیاء اشرف بیات مصدق سند شماره ۴۲۱۵۶ (۲۹ اسفند ۱۳۲۹)
ب- منافع چهاردانگ از خانه‌هایی که در آن سکونت داشتم، ملک آقای مهندس احمد مصدق، سند شماره ۴۲۱۵۷ (۲۹ اسفند ۱۳۲۹)
ج- منافع خانه مسکونی همسر عزیزم، ملک آقای دکتر غلامحسین مصدق سند شماره ۴۲۱۵۸ (۲۹ اسفند ۱۳۲۹) حق‌الارض عمارت دو اشکوبه و دو گاراژ، ملک دکتر غلامحسین مصدق، سند شماره ۴۲۱۵۹ (۲۹ اسفند ۱۳۲۹) که در سال به یکصد و بیست هزار ریال (دوازده هزار و تومان قطع شده)

د- مستغلات واقع در خیابان ناصرخسرو، ملک‌بانو منصوره متین‌دفتری، سند شماره ۴۲۱۶۰ (۲۹ اسفند ۱۳۲۹) از بابت منافع سال اول مبلغی که در صورت جداگانه به خط اینجانب تنظیم شده به اشخاص مفصله در آن صورت بپردازند و هرچه باقی ماند، برای نماز و روزه و حج اینجانب به کار برند و از عواید سال دوم قطعه زمینی که برای باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران مناسب باشد، با نظر نمایندهٔ آقایان مزبور خریداری شود و چنانچه آقایان دانشجویان قطعه زمینی در اختیار داشته باشند، مبلغ مزبور را به نماینده یا نمایندگان قانونی آقایان دانشجویان تحویل دهند که آن‌ها خود مبلغ مزبور را صرف تعمیر ساختمان جدید آن بنمایند. چنانچه وصیت‌نامه دیگری از نوشتجات غارت شده یا در خانه نزد دیگران است از درجه اعتبار ساقط است.
احمدآباد، ۲۰ آذر ماه هزار و سیصد و چهل و چهار هجری شمسی

                                                                                                                                                                                                     دکتر محمد مصدق
ashkyar ashkyar     پنج شنبه, ‏1391/04/08 ‏00:23:22

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت .
ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان ، یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد . پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد .
مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است . به طرف پسرک رفت تا او را به سختی تنبیه کند ….

پسرک گریان ، با تلاش فراوان بالاخره توانس...ت توجه مرد را به سمت پیاده رو ، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند .
پسرک گفت :
” اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند . هر چه منتظر ایستادم و از رانندگان کمک خواستم ، کسی توجه نکرد . برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم . ”
” برای اینکه شما را متوقف کتم ، ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم ”

مرد متاثر شد و به فکر فرو رفت … برادر پسرک را روی صندلی اش نشاند ، سوار ماشینش شد و به راه افتاد ….
در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما ، پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند !
خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند ….
اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور می شود پاره آجری به سمت ما پرتاب کند...

                                                                                              برگرفته از راز موفقیت
ashkyar ashkyar     سه شنبه, ‏1391/05/17 ‏20:56:32

دکتر مصدق روزی در زندان از شهامت و بزرگواری مرحوم مادرش تعریف می کرد ؛ او گفت : برای اولین بار مرا از اصفهان به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب کرده بودند و من بسیار جوان بودم . پس از آن یکی از روزنامه های وابسته عبارات زننده و ناروایی نسبت به من بکار برد و من از شدت ناراحتی و حرکت ناجوانمردانه این روزنامه وابسته به شدت تب کرده و بستری شدم .
در همین حین مادرم سر رسید و گفت : چرا این موقع روز خوابیده ای ؟
روزنامه را به دستش دادم و گفتم ببین چه نسبتهایی به من داده که مادرم پس از نگاه مختصری به روزنامه آن را به کناری پرت نمود و با نوک پا چند مرتبه به من زد و گفت بلند شو بلند شو . اگر طاقت این حرفها رو نداشتی چرا حقوق خواندی و چرا نماینده شدی ؟
بعد اضافه کرد : قدر و قیمت هر کس به اندازه زحمت و مشقتی است که در راه مردم و اجتماع متحمل می شود .
دکتر مصدق با نقل این خاطره گفت :
من با شنیدن این سخنان از بستر بلند شده و از آن به بعد هیچگاه ناسزاها و بدگوییها و نسبت های دروغ در من اثری نکرد ...

{کتاب : هزارو یک حکایت تاریخی}
ashkyar ashkyar     پنج شنبه, ‏1391/06/30 ‏14:07:27

بسیار عالییییییییییی
ashkyar ashkyar     چهارشنبه, ‏1391/08/03 ‏22:25:38

گاه گریه ها عظیم تر
و با شکوه تر
و عمیق تر از لبخند هایی هستند که در زندگی
تکرار می شوند از سر عادت
و نه هیچ چیز دیگر.

زندگی اگر زیبا بود پیمان ها رنگ قلب هامان را می گرفت و نه رنگ روزمره گی ها...

این است تکرار آفتاب این است تکرار من این است تکرار تو ...
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1394/02/20 ‏14:44:08

"انکار همیشه موجب تنش است . بپذیر . اگر آسودگی می خواهی ، پذیرش همیشه راه حل است . هر چه در پیرامون تو رخ می دهد ؛ بپذیر "
Mehdi Mehdi     شنبه, ‏1389/02/04 ‏10:58:15

"تمام گذشته های تو را دیگران بر تو تحمیل کرده اند ، پس خوب و بد آن مهم نیست . نکته مهم آن است که به یاد داشته باشی که این کشف تو نبوده ، تمام آن عاریه ای بوده است ؛ دست دوم و سوم است ... باید از شر آن تمام و کمال خلاص شوی "
Mehdi Mehdi     شنبه, ‏1389/02/04 ‏10:58:41

"شادی امری روحی است ؛ سرچشمه آن جسم تو نیست . فرد می تواند حتی در بیماری شاد باشد ، او می تواند حتی بهنگام مرگ شاد باشد . شادی درونی است . درد و لذت هر دو ریشه در جسم دارند ولی شادی وابسته به وجود است"
Mehdi Mehdi     شنبه, ‏1389/02/04 ‏10:59:59

"اگر نتوانی تنها باشی پیوند تو دروغین است . این تنها نیرنگی است تا ازتنهایی فرار کنی ، همین و بس .... در جامعه ای غیر آزاد می توانی آزاد باشی . در جهانی سیاه بخت ، سعادتمند باشی ، مانعی از سوی دیگران نمی تواند وجود داشته باشد ، می توانی دگرگون شوی"
Mehdi Mehdi     شنبه, ‏1389/02/04 ‏11:00:40

"خداوند یک شخص نیست ، بلکه تنها تجربه ای است که تمام هستی را به پدیده ای زنده مبدل می سازد : تنهایی او مطرح نیست . او با زندگی می تپد ....؛ با زندگی که دارای ضربان است . لحظه ای که دریابی دل هستی می تپد ، خداوند را کشف کرده ای ."
Mehdi Mehdi     شنبه, ‏1389/02/04 ‏11:01:35

"بخاطر داشته باش ، وقتی به تخریب دست می زنی ، خود را نیز تخریب کرده ای . و آنگاه که می آفرینی ، خود را نیز می آفرینی و ابعاد نویی از وجود خود را کشف می کنی ."
Mehdi Mehdi     سه شنبه, ‏1389/02/21 ‏08:19:20

"انسان پدیده ای غریب است ؛ به فتح هیمالیا می رود ، به کشف اقیانوس آرام دست می یازد ، به ماه و مریخ سفر می کند ، تنهایک سرزمین است که هرگز تلاش نمی کند آنرا کشف کند و آن دنیای درونی وجود خود اوست"
Mehdi Mehdi     سه شنبه, ‏1389/02/21 ‏08:19:45

"ذهن تنها زمانی در لحظه می ماند که به تمامی در چیزی نباشی . در هر کار و در هر چیز تام و تمام باش،تا ذهن نتواند حتی برای لحظه ای تو را آزار دهد ."
Mehdi Mehdi     سه شنبه, ‏1389/02/21 ‏08:20:24

"کسی که دارای روحی شورشی است باید از هر ایده آلی ، هر قدر کهن ، آگاه باشد . او برمبنای آگاهی و درک خود و نه برمبنای شرایط جامعه پاسخ می گوید . رستگاری حقیقی همین است"
Mehdi Mehdi     سه شنبه, ‏1389/02/21 ‏08:20:48

"نخست راه برو ، چم و خم آن را بیاموز و ببین که مقصد آن کجاست  پس از این شناخت است که می توانی دست دیگران بگیری و راهنمای راه شوی "
Mehdi Mehdi     سه شنبه, ‏1389/02/21 ‏08:21:09

"چرا این همه احساس نارضایتی می کنی ؟ چرا همیشه به هر دلیلی یا بی هیچ دلیلی ناراضی هستی ؟ حتی اگر همه چیز بروفق مراد باشد ، باز احساس کمبود می کنی ؛ می دانی گمشده تو چیست ؟ هرگز به وجودت ، گوش فرا نداده ای ."
فریاد فریاد     پنج شنبه, ‏1389/05/21 ‏16:53:53
ashkyar ashkyar     یکشنبه, ‏1394/02/20 ‏14:45:09

منتخب جملات و درسهایی گرانبها از "اوشو"

توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگ‌ترین هنر جهان است
هر موجودی؛ یک سرود الهی است بی همتا؛ منحصر به فرد؛ تکرار نشدنی و غیر قابل مقایسه....



زمانی که تسلیم باشی؛ تمام هستی از تو حمایت می‌کند هیچ چیز با تو مخالف نخواهد بود، زیرا تو با هیچ چیز مخالف نیستی.

خودت را بپذیر؛ هر چه که هستی حتی اگر نقصی هم داری آن را بپذیر؛ تنها آن هنگام قادری دست از جنگ با خودت برداری و آسوده باشی.

زندگی یعنی آموختن صلح. صلح با دیگران نه، با خودت.

عشق یک تجربه هست، ولی زبان بسیار مکار است. پس مراقب زبانت باش.

سکوت را بر خودت تحمیل نکن. هیچ چیز را بر خودت تحمیل نکن. شادی کن؛ آواز بخوان، بگذار ذهنت خسته شود. آنگاه رفته رفته لحظات کوچکی از سکوت و آرامش واردت می‌شود.

توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگ‌ترین هنر جهان است.

اگر بتوانی دیگری را همانطور که هست؛ بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو واقعی است.

وقتی با عشق به دیگری بنگری؛ او والا می‌گردد و منحصر به فرد.

هرگاه عاشق باشی، احساس عجز کامل می‌کنی. درد عشق هم همین است. زیرا تو می‌خواهی هر کاری را برای معشوقت انجام دهی، اما می‌فهمی که کاری از دستت بر نمی‌آید. اما عشق یعنی همین که تمام فکرت؛ خدمت به دیگری باشد حتی اگر از عهده‌ات بر نیاید.

تو نمی‌توانی انسانی را تصاحب کنی، زیرا او یک شخص است. تصاحب فقط با اشیاء ممکن است. اگر هنوز به دنبال تصاحبی؛ عشق تو شهوت است.

اگر نتوانی با معشوقت ساکت بمانی؛ بدان که هنوز عاشق نشده‌ای.

تنها راه کسب عشق؛ از طریق همین عشق میسر می‌شود. هر چه بیشتر ایثار کنی؛ بیشتر می‌گیری.

والاترین انسان کسی هست که با عزمی شکست ناپذیر؛ انتخاب کند.

هر موجودی؛ یک سرود الهی است بی همتا؛ منحصر به فرد؛ تکرار نشدنی و غیر قابل مقایسه.

اگر بتوانی تماماً و یک دل عشق بورزی؛ از عمق دلت؛ زندگی تو سرشار از شادی و احساس می‌شود نه تنها برای خودت بلکه برای دیگران هم اصلاً تو برای دنیا برکت و نشاط خواهی شد.

اگر عشقی احساس نمی‌کنی؛ تظاهر نکن، سعی نکن نمایش بدهی که عاشقی حتی اگر خشمگینی بگو که خشمگین هستی و باش ولی حقیقی باش.

زندگی یک مسابقه و رقابت نیست پس دلیلی هم برای مقایسه خودت با دیگران وجود ندارد.

هیچکس نمی‌تواند تو را تغییر دهد. تنها خودت قادر به تغییر خودت هستی.

اصیل بودن و واقعی بودن نهایت زیبایی است.

اصیل بودن یعنی واقعی بودن خنده‌هایت، گریه‌هایت، نفرتت و عشقت و همه زندگیت باید واقعی باشد تا اصیل باشی.

آنان که طمع کارند؛ برای پر کردن احساس تهی بودنشان بارها و وزنه‌ها را با خود حمل می‌کنند.
ghader ghader
ashkyar ashkyar     جمعه, ‏1394/07/03 ‏20:39:19

درود بر تو چنگیز عزیز

یکی از اون شعرارو به سلیقه ی خودم انتخاب کردم


شعر همیشه با باران م یآید
و همیشه صورت زیبای تو با باران م یآید
و عشق هرگز آغاز نم یشود
مگر زمانی که
موسیقی باران آغاز شود
عزیز من، مهرماه که م یرسد
از هر ابری سراغ چشمانت را م یگیرم
گویی عشق من به تو
به باران بستگی دارد

نزار قبانی
ashkyar ashkyar     دوشنبه, ‏1394/08/04 ‏01:28:44

«سگ ها»

نانشان بدهی،
یا نوازششان بکنی
هرگز از یادت نمی برند.
برخلاف انسان ها.

یغما گلرویی
ashkyar ashkyar     چهارشنبه, ‏1394/08/27 ‏01:32:02

اولین بار که کلمه ی فرض را یاد گرفتم اول ابتدایی بود ،خانم معلم مان می گفت فرض کنید دو تا سیب دارید ، یکی اش را میخورید ، حالا چندتا سیب باقی مانده ؟آنقدر این کلمه برایم نامانوس و عجیب بود که نمیدانی ،فرض ؟ فرض بگیرم که دو تا سیب دارم ؟چطور فرض بگیرم ؟ فرض را از کجا باید بگیرم ؟

یکبار از خانوم معلم مان پرسیدم ، خانوم ما نم یدانیم چطور و از کجا فرض بگیریم.خانوم معلم مان خیلی خوشگل بود ، چهره ای دقیق از او در ذهن ندارم اما یادم می آید چشمانی روشن داشت ، سفید و بور بود و مهربان ، جوری مقنعه میگذاشت که همیشه چند تار مویش بیرون میریخت ،انگار که میدانست آن چند تار مو چقدر به چهره اش مزه میدهد.خندید و گفت: پسرم فرض را از جایی نمیگیرند ، فرض گرفتن یعنی خیال کردن ،یعنی فکر کنی که چیزی را داری در حالی که واقعن نداری اش ، مثل همین سیب،فرض یعنی این ، یعنی خیال کنی که سیب داری ، هرچند که سیبی اینجا نیست.
حالا بیست سال گذشته است و من این روزها تنها کاری که بلدم به خوبی انجامش دهم فرض کردن است.وقتی میخواهم بروم خرید فرض میکنم تو کنار من نشسته ای و با کنترل ضبط طبق معمول درگیری برای پیدا کردن آهنگ مورد علاقه ات.
وقتی دارم فیلم میبینم فرض میکنم تو همینجایی و مثل همیشه با همان عجول بودن شیرینت ، دلت میخواهد زودتر بدانی که بالاخره ته فیلم چه میشود.
فرض میکنم وقتی که بنزین زدم طبق معمول تو پول را از کیف پول به من بدهی و مثل همیشه عشق حساب و کتاب داشته باشی.
فرض میکنم که قبل اینکه بخواهم از ماشین پیاده شوم برگردم سمت تو و دستی به عادت لای موهایم بکشی و یقه ام را صاف و شق و رق کنی و بعد اجازه ی رفتن صادر کنی.
فرض میکنم هستی و موقعی که پشت ترافیک اعصابم بهم میریزد مثل همان موقع ها برایم شعر میخوانی و کم کم مجاب میشوم که باباجان ترافیک آنقدر ها هم بد نیست.
خانم معلم نمیدانم کجایی ، اما این روزها که میگذرد آنچنان فرض گرفتن را یاد گرفته ام که شما هم باورتان نمیشود.اما میدانی.فرض گرفتن دو عدد سیب کجا و فرض گرفتن تو را داشتن کجا؟
ashkyar ashkyar     چهارشنبه, ‏1394/08/27 ‏01:32:29

فرض گرفتن یعنی که تو را داشته باشم ، در حالی که به شدت هر چه تمام تر ندارم ات .
ashkyar ashkyar     سه شنبه, ‏1394/09/17 ‏01:47:40

اصالت !
اصالت یعنی ، نتونی به کسی خیانت کنی، نتونی دل بشکنی، نتونی دورو باشی، نتونی آدما رو بازی بدی و ...

یعنی برای خودت یک چهار چوب محکم اخلاقی داشته باشی !

چهارچوبی که خودت ، با جهان بینی خودت ، برای خودت تعریف می کنی . بنابر این ، کسی که چهارچوب اخلاقی داره ، اصالت داره.

اصالت رو نه می شه به ارث برد ، نه می شه خرید ، نه می شه اداشو درآورد ، و نه می شه با بزک و دوزک ظاهری ، بهش رسید .

اصالت واقعی ، به محیط زندگی ما ، تربیت ، و تلاش فردی ما برای دونستن ، و تغییر در جهت انسان بهتر شدن ، بستگی داره .

این که تن به هر کاری ندیم ، بى عرضگى نیست ، اصالته عزیز ، اصالت !
حتی اگه عده ای ما رو رو متهم به بی عرضگی کنند و خودشونو زرنگ بدونن !
ashkyar ashkyar     جمعه, ‏1395/03/21 ‏22:03:36

درود فرحناز عزیز
عالی بود مرسی
« نمایش همه نظرات »

املاک A4A: طراحی سئو