کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
 


کیانا وحدتی
خدایا؛ اون عشق بزرگی که من دنبالش بودم اون اتفاق عظیمی که مطمئن بودم باید بیفته تا زندگیم زیر...

جزئیات بیشتر...




هنرنمایی روی میوه ها2
...

جزئیات بیشتر...


اشعار خاطره انگیز
« 40805 بازدید »

ahmadi جواد     سه شنبه, ‏1387/09/12 ‏17:07:03

در صورتی که شعر خاصی در ذهن دارید که تداعی کننده خاطره ای شیرین برای شماست در این قسمت وارد کنید. همه ما برخی مواقع اشعاری را می بینیم و به یاد می سپاریم که یادآور احساس و یا حال خاصی است. با ثبت این اشعار در این قسمت به دیگران نیز فرصت سهیم شدن در آن احساس زیبا را دهیم.
« نمایش همه نظرات »

fariba fariba     یکشنبه, ‏1387/10/29 ‏23:17:30

کوشای عزیزبه خاطر غزل زیبایی که گذاشتی ازت ممنونم
این غزل آخرین و از سوزناکترین غزلیات مولاناست که در بیان مرگ خود  سروده است
گویند: حضرت سلطان ولد ( پسر بزرگ وی ) از خدمت بی حد و رقت بسیار و بی خوابی به غایت ضعیف شده بود دائم نعره ها میزد و جامه ها پاره میکرد و نوحه ها می نمود و اصلاً نمی غنود .همان شب حضرت مولانا این غزل را فرمود و حسام الدین چلبی می نوشت و اشکهای خونین می ریخت.
fariba fariba     پنج شنبه, ‏1388/08/07 ‏11:16:56

اشکیار عزیز  واقعاً دستت درد نکنه ، عالی بود
fariba fariba     پنج شنبه, ‏1389/02/30 ‏11:51:19

هرگز دل من زعلم محروم نشد
           کم ماند ز اسرار که معلوم نشد
هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز
           معلوم شد که هیچ معلوم نشد
 
                                   " بزرگداشت حکیم عمر خیام گرامی باد "
fariba fariba     سه شنبه, ‏1389/08/04 ‏22:50:36

به به مریم عزیز خیلی کم پیدایی
راستی در مورد اون نوشتۀ کیانا « وقتی حادثه رنگ تقدیر به خود میگیرد » از دریای خرد که توضیح خواسته بودی من چیزایی نوشتم نمیدونم خوندی ؟ قانع کننده بود؟ نظری نداده بودی!
« نمایش همه نظرات »

املاک A4A: طراحی سئو