کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
 


کیانا وحدتی
ایمان بیاوریم به زندگی مرا به ترنم قطره های باران قسم داده اند که لحظه های عمرم را با خیال سرد...

جزئیات بیشتر...




خاطره شنیدنی اکبر عبدی از حسین پناهی ! ...
اکبر عبدی همبازی مرحوم حسین پناهی، خاطره‌ای از همکار سابقش می‌گوید که...

جزئیات بیشتر...


اشعار خاطره انگیز
« 36370 بازدید »

ahmadi جواد     سه شنبه, ‏1387/09/12 ‏17:07:03

در صورتی که شعر خاصی در ذهن دارید که تداعی کننده خاطره ای شیرین برای شماست در این قسمت وارد کنید. همه ما برخی مواقع اشعاری را می بینیم و به یاد می سپاریم که یادآور احساس و یا حال خاصی است. با ثبت این اشعار در این قسمت به دیگران نیز فرصت سهیم شدن در آن احساس زیبا را دهیم.
« نمایش همه نظرات »

alarmsina سینا     سه شنبه, ‏1387/11/15 ‏23:08:40

چه درد آلود و وحشتناک

نمیگردد زبانم تا بگویم ماجرا چون بود

دریغ و درد

هنوز از مرگ نیما من دلم خون بود...

نهادم دست های خویش چون زنهاریان برسر

که زنهار! ای خدا، ای داور، ای دادار

مبادا راست باشد این خبر، زنهار

خداوندا! خداوندا! پس از هرگز

پس از هرگز، همین یک آرزو، یک خواست

همین یک بار

خداوندا به حق هر چه مرداند

ببین یک مرد می گرید

چه بیرحمند صیادان مرگ ای داد

و فریادا، چه بیهوده ست این فریاد

نهان شد جاودان در ژرفنای خاک و خاموشی

پریشادخت شعر آدمیزادان

نهان شد رفت

ازاین نفرین شده مسکین خراب آباد

دریغا آن زن مردانه تر آز هر چه مردانند

تسلی می دهم خود را

که اکنون آسمانها را، ز چشم ِ اختران ِ دوردستِ شعر

بر او هر شب نثاری هست، روشن مثل شعرش، مثل نامش پاک

ولی دردا! دریغا، او چرا خاموش؟

چرا در خاک؟

                                                          اخوان

و مبهوتم از پیوند قشنگی که این شعر با روح کیانا داره...روحش شاد
alarmsina سینا     چهارشنبه, ‏1388/07/15 ‏01:01:55

رفتی و رفتن تو، آتش نهاد بر دل ... از کاروان چه ماند، جز آتشی به منزل
داریوش پیر نیاکان تو مراسم یادبود پرویز مشکاتیان صحبتاشو با این بیت شروع کرد که عجیب به دلم نشست...
« نمایش همه نظرات »

املاک A4A: طراحی سئو