کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
 


کیانا وحدتی
اکنون که رفته ای من مانده ام و فریادهایی چند ... از حرف هایی که باید بودن تو بود حکم...

جزئیات بیشتر...




تله موش 2
موشی در خانه صاحب مزرعه تله موشی دید! و به مرغ و گوسفند و گاو خبر...

جزئیات بیشتر...


اشعار خاطره انگیز
« 36370 بازدید »

ahmadi جواد     سه شنبه, ‏1387/09/12 ‏17:07:03

در صورتی که شعر خاصی در ذهن دارید که تداعی کننده خاطره ای شیرین برای شماست در این قسمت وارد کنید. همه ما برخی مواقع اشعاری را می بینیم و به یاد می سپاریم که یادآور احساس و یا حال خاصی است. با ثبت این اشعار در این قسمت به دیگران نیز فرصت سهیم شدن در آن احساس زیبا را دهیم.
« نمایش همه نظرات »
« نمایش 10 نظر قبلی »


mahdi mehdi     چهارشنبه, ‏1390/04/22 ‏09:03:48

سلام
فریاد عزیز

چقدر من دنبال این شعر بودم

خیلی کارت درسته

مررررررررررسی
mahdi mehdi     شنبه, ‏1390/04/25 ‏08:27:18

چرا راز دل دیوانه اش را

به گوش عاشقی بیگانه خو گفت .....

دست همه درد نکنه

کار همتون درسته
mahdi mehdi     شنبه, ‏1390/04/25 ‏12:38:36

خدایا …. یا فریاد در گلو یم را بگیر، یا بغض گلوگیرم را …

هرکدام راه دیگری را بسته . . .
mahdi mehdi     شنبه, ‏1390/04/25 ‏12:40:20

من تو را بیشتر از غرورم دوست داشتم و تو… غرورت را بیشتر از من

حالا اما…

بگذریم نه چیزی از غرور تو مانده نه از دوست داشتن من . . .
mahdi mehdi     شنبه, ‏1390/04/25 ‏12:42:06

کمی با من مدارا کن

کمی با من مدارا کن

که خود را با تو بشناسم

من گم را تو پیدا کن

من گم را تو پیدا کن

عاشق شاعر و خواننده این شعرم
mahdi mehdi     شنبه, ‏1390/05/01 ‏08:31:07

سلام مریم جان خوش آمدی

اشعار زیبایی بود
mahdi mehdi     دوشنبه, ‏1390/05/17 ‏13:57:56

مریم  عزیز
اشکیار گرامی
باران با طراوت و مهر

دستتون درد نکنه

فریاد جان حرف نداری
mahdi mehdi     شنبه, ‏1390/05/29 ‏10:32:19

فریاد عزیز
یاد کتاب          (    رویای راه راستین         )         افتادم
mahdi mehdi     شنبه, ‏1390/06/05 ‏16:02:30

گلا میگن که با داشتن یه دنیا خاطره

چرا دیوونگی کردی و گذاشتی که بره .....
mahdi mehdi     شنبه, ‏1390/06/05 ‏16:03:09

شبای رفتن تو شبای بی ستارست

ببین که خاطراتم بی تو چه پاره پارست

با هر نفس تو سینه بغض تو تو گلومه

با هر کی هر جا باشم عکس تو روبرومه

آخ که چقدر تنگ دلم برای اون شبامون

کاشکی اون عشق بشینه دوباره تو دلامون

چی میشه برگردی بازم به روزای گذشته



هوای پائیزی چرا ...............................................
mahdi mehdi     یکشنبه, ‏1390/06/06 ‏10:00:50

سلام فریاد عزیز
قابل نداشت

این شعر واسه خودم هم خاطرات زیادی به همراه داره
mahdi mehdi     یکشنبه, ‏1390/06/13 ‏08:22:01

مبادا که ترک بردارد

چینی نازک تنهایی من .....

من هم خاطرات زیادی دارم .
mahdi mehdi     شنبه, ‏1390/06/19 ‏10:48:12

چه زیبا ....
mahdi mehdi     یکشنبه, ‏1390/06/20 ‏11:09:40

کمی با من مدارا کن
کمی با من مدارا کن

که خود را با تو بشناسم

من گم را تو پیدا کن
من گم را تو پیدا کن
mahdi mehdi     یکشنبه, ‏1390/06/20 ‏11:17:03

به مژگان سیه کردی

هزاران رخنه در دینم

بیا کز چشم بیمارت هزاران درد ورچینم
mahdi mehdi     یکشنبه, ‏1390/06/20 ‏11:17:17

کنار چشمه ای بودیم در خواب

تو با جامی ربودی ماه از آب

چو نوشیدیم از آن جام گوارا

تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب
mahdi mehdi     یکشنبه, ‏1390/06/20 ‏11:17:50

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست

همه دریا از آن ما کن ای دوست

دلم دریا شد و دادم به دستت

مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

تن بیشه پراز مهتابه امشب

پلنگ کوهها در خواب امشب

به هر شاخی دلی سامان گرفته

دل من در تنم بی تابه امشب

پرستوی فراری از بهارم

یک امشب میهمان این دیارم

چو ماه از پشت خرمن ها بر آید

به دیدارم بیا چشم انتظارم
mahdi mehdi     دوشنبه, ‏1390/06/28 ‏12:54:53

تو چرا شمع شدی سوختی ای هستس من
آن زمانی که تو را سایه ی پروانه نبود....
mahdi mehdi     چهارشنبه, ‏1390/06/30 ‏07:43:49

موی سپید و توی آینه دیدم

آهی بلند از ته دل کشیدم

تا زیر لب شکوه رو کردم آغاز

عقل هیم زد که خودت رو نباز

عشق باید پا در میونی کنه

تا آدم احساس جوونی کنه

تا آدم احساس جوونی کنه


رفته بودم تا مثل کبوتر

باز کنم به آسمون بال و پر

دیدم که شوقی ندارم به پرواز

عقل هیم زد که خودت رو نباز

گلپا
mahdi mehdi     چهارشنبه, ‏1390/06/30 ‏07:44:04


mahdi mehdi     یکشنبه, ‏1390/07/03 ‏14:48:41

مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازه تر کن ....


ظلم ظالم جور صیاد

آشیانم داده بر باد
mahdi mehdi     چهارشنبه, ‏1390/07/20 ‏10:11:02

عاشق این شعر حضرت حافظ هستم


دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
                     واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند
                            باده از جام تجلی صفاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
                      آن شب قدر که این تازه براتم دادند
بعد از این روی من و آینه وصف جمال
                     که در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
                 مستحق بودم و این‌ها به زکاتم دادند
هاتف آن روز به من مژده این دولت داد
                  که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد
                 اجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادند
همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود
                           که ز بند غم ایام نجاتم دادند
mahdi mehdi     یکشنبه, ‏1390/08/08 ‏12:36:58

ما به هم نمیرسیم مثل خورشید و ماه  

تن تو خاک بهشت  تن من پر از گناه  .....
mahdi mehdi     سه شنبه, ‏1390/08/10 ‏08:31:35

سلام   فریاد جان
خوبی ؟
همین دورو برا
شما  کجای ؟
« نمایش همه نظرات »

املاک A4A: طراحی سئو