کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
می رسد روزی که بی من روز ها را سر کنی می رسد روزی که مرگ عشق را باور...

جزئیات بیشتر...




زهیر
داستان برزیلی, پائولوکوئیلو, آرش حجازی, انتشارات کاروان, چاپ هفتم...

جزئیات بیشتر...


خاطره شنیدنی اکبر عبدی از حسین پناهی ! ...

« 3445 بازدید »


تصویر
شرح: اکبر عبدی همبازی مرحوم حسین پناهی، خاطره‌ای از همکار سابقش می‌گوید که خواندن آن خالی از لطف نیست.
اکبرعبدی می‌گوید:
«یک روز سر سریال بودیم.
هوا هم خیلی سرد بود.
از ماشین پیاده شد بدون کاپشن.
گفتم: حسین این جوری اومدی از خانه بیرون؟ نگفتی سرما می‌خوری؟!
گفت: کاپشن قشنگی بود نه؟
گفتم: آره.
گفت: من هم خیلی دوستش داشتم ولی سرراه یکی را دیدم که اون هم "دوستش" داشت و هم "احتیاجش" داشت.
من فقط "دوستش" داشتم!»





دسته: داستان عاطفی

تهیه کننده سند: ghader

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو