کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
دلم که به نگاه تو ماند ، حال و روز لحظه همین است ... مرا ببخش ... زمن مپرس چرا ، چگونه ...

جزئیات بیشتر...


قصیده
« 7843 بازدید »

شرح: قصیده در لغت به معنی قصد کرده شده و مقصود خاص است؛(البته در معنی لغوی قصیده بین علمای ابن علم اختلاف نظرهایی وجود دارد،به طور مثال بسیاری از ادبا «ه» آخر قصیده را علامت وحدت دانسته اند ،از جمله مرحوم استاد همائی به منبع شمس قیس رازی بر این اعتقاد است.اما برخی دیگر معتقدند که «ه» تخصیص اسم هایی است که به آخر اسم فاعل و مفعول یا اسم مکان (مدرسه،منظره) و نظایر آن در عربی ملحق می شود و معنی آن را به اسم،محدود می کند،قصید به معنای مقصود است اما قصیده آن مقصود خاص است که منظوم و مقفی باشد و بر مدح و ستایش دلالت کند .این قول اخیر از جمله اقوالی است که ادیبان و علمایی همچون دکتر شمیسا قبول دارند؛به هر حال قصیده نوعی از قالب های ادبی است که جمع آن قصاید نام دارد.در اصطلاح ادبی،منظومه ای است که مصرع های اول و دوم و همه ی مصرع های جفت آن به یک قافیه باشد.شماره ی ابیات قصیده را برخی از 13 و برخی از20 کمتر ندانسته اند و ممکن است تا 200 بیت هم برسد. مضمون قصیده غالباً بیان حکمت و عرفان یا مدیح و حجاب یا شکایت از روزگار است سرودن قصیده را ایرانیان از عربها آموخته اند و گاهی در قصاید فارسی به تقلید از عرب از شکار و بیابان و وقایع شگرف آن یاد کرده اند این قالب، قالب رایج شعر فارسی از آغاز آن تا پایان قرن ششم است که در این قصاید که قصاید قدیم نام نهاده شده اند ،وحدت موضوع دیده می شود؛معنی ابیات با هم ارتباط موضوعی دارد.
اولین بیت قصیده را در اصطلاح ،بیت المطلع و آخرین بیت آن را مقطع می نامند .شعرا سعی دارند که مطلعی نیکو و مقطعی زیبا را برای خود انتخاب کنند البته باید یادآوری کنیم در قصاید طولانی گاهی شاعر تجدید مطلع می کند؛یعنی بیتی را که مصرّع و از یک جنس قافیه است می آورد و در حقیقت راه گریزی برای فرار از تنگنا پیدا می کند و موضوع را ادامه می دهد.
معمولاً شاعران قصیده سرا در قصیده های خود چند بیت آخر را به دعای ممدوح اختصاص می داده اند که در اصطلاح آن را شریطه می خواندند:
تا عاشقان به شعر بتان را وصف کنند                     گه ماه سرو قامت وگه سرو مشک خال
جاوید باد ملک خداوند روزگار                            در نور باد همیشه دل خواجه چون نوال
شاعران ایران برای اینکه در نوع قصیده نوآوری نمایند موضوع قصیده را از وصف بیابان و جنگ و غیره که جزء خصوصیات عرب و ادب عربی در آن مقطع زمانی است رو به وصف طبیعت آوردند یا از عشق و شور حرف زدند که بعد ها مقدمه ای برای غزل شد (که در بخش غزل به آن خواهیم پرداخت) ویا خاطر را با یاد می و یاد ساقی و مطرب ،خوش داشته اند. آنگاه با بیتی لطیف که گریز یا تخلص نامیده می شود (البته این تخلص با تخلصی که در غزل به کار می بریم، تفاوت دارد،این تخلص در اصطلاح به معنی خلاصی از مقدمه و ورود به موضوع و مطلب اصلی قصیده است) به موضوع وارد می شود این مقدمه را در اصطلاح ادبی تشبیب یا نسیب گفته اند.
دکتر سیروس شمیسا می فرمایند،قصیده قالب مضامین حماسی است و در آن با قهرمانی مواجه ایم که به سفرهای مخاطره آمیز پا درمی نهد و یک تنه خیل عظیمی را تار ومار می کند.اما فرق حماسه ی راستین با قصیده ی حماسی در این است که در حماسه ،قهرمان یا واقعاً انسانی بزرگ است و یا قهرمانی اساطیری است که فقط از خلال خود ابیات حماسه ، یا متون حماسی و اساطیری دیگر درباره ی او اطلاعاتی داریم.اما قهرمان قصیده را از اسناد تاریخی کاملاً می شناسیم . می دانیم که نه تنها حائز هیچ کدام از اوصاف شاعر نبوده است بلکه به زبونی و جهل و خبث مشهور است؛بدین ترتیب اغلب قصیده های حماسی دروغین است.قهرمان آن مثلاً سلطان محمود غزنوی است که به هیچ وجه نمی توان برای او جنبه های ملی و مذهبی قائل شد.
بزرگان ادب فارسی و برخی از اساتید این رشته از جمله شمیسا زمینه های زوال قصیده را در قرن ششم جسته اند وبه نوعی پایان برای عصر قصیده قائل شده اند که البته به نظر این حقیر نمی تواند به تمامی درست باشد ؛به روشنی باید دانست که اگر معنی قصیده ،به موضوع قصیده برگردانیده شود که وصف ممدوحه است این می تواند در سیر تاریخی قصیده معنی پیدا کرده و در دوره ای از تاریخ به بعد موضوعیت آن از میان رفته و به زوال منجر شده باشد اما اگر قصیده را یک امکان برای سرودن شعر عروضی بدانیم این قالب و ابزار می تواند در همه ی عصرها حتی امروز که مردم به کوتاهی و ایجاز روی آورده اند قابل استفاده و کاربرد باشد و نباید برای این ابزار زوال در نظر گرفت و او را از میان رفته تصور کرد به طور مثال شاعر خوب امروز عزت الله فولادوند در دفتر رویای سبز قصیده ای به نام «برف» دارد که با توجه به مضامین،جدید اما در قالب قصیده با بیش از 30 بیت سروده است.
از شب دوش می بارد برف       دست سرماست که می کارد برف
باد می توفد و می آرد سوز       ابر می گرید و می بارد برف
جنگل ابر خزان کرد مگر        کز هوا باد فرو بارد برف
رودکی ،فرخی،عنصری،عسجدی،منوچهری دامغانی ،انوری،خاقانی ،قاآنی،سنایی و شیخ اجل سعدی از قصیده سرایان قدیم و حمید سبزه واری ،استاد اوستا(شاعر خوب بروجردی)، سهیل محمودی و. .. از شعرای امروز در این قالب به سرودن شعر و آفرینش خیال همت گماشته اند.

تهیه کننده سند: مریم

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو