کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
تو نیستی که ببینی چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری است چگونه عکس تو در برق شیشه ها...

جزئیات بیشتر...


انسان در جستجوی معنی
« 3248 بازدید »


تصویر
موضوع: معنا درمانی
نویسنده: ویکتور فرانکل
مترجم: نهضت صالحیان، مهین میلانی
ناشر: انتشارات درسا
سال انتشار: چاپ هفدهم 1385
سایر آثار نویسنده:
مبانی و کاربردهای معنا درمانی، دکتر فرانکل در این کتاب از معنا درمانی بعنوان فرآیندی التیام بخش در روانشناختی یاد می کند.

معرفی کتاب: ویکتور فرانکل بنیان گذار مکتب معنا درمانی(لوگو تراپی)، در بیست وششم  مارس سال 1905 در وین متولد و در دوم سپتامبر سال 1997 در سن 92 سالگی در همان شهر درگذشت.فرانکل را در سن 37 سالگی به اردوگاه آشوییتس نازی های آلمانی بردند.در اردوگاه که همه چیز را از او گرفته بودند؛این شیوه تفکر در فرانکل بوجود آمد که می گفت: "مهم آن نیست که من چه می خواهم باشم؛ مهم آن است که من چه کسی باید باشم. "در ارتباط با مفهوم بودن برای او سئوال انسان بودن مطرح شد.او معتقد بود که انسان بودن یعنی مسئول بودن،تصمیم گیرنده، موضع گیرنده و ارزشیابی کننده بودن!
از ابتدا مفاهیمی چون: زندگی، روح و معنا ذهن ویکتور فرانکل را به خود مشغول کرد.به عقیده او ما انسانها سئوال کننده نیستیم ،جواب دهنده هستیم. ما باید به سئوال هایی که زندگی از ما می کند با آزادی واحساس مسئولیت کامل جواب دهیم.در انتخاب جوابی که انسان به سرنوشت خود می دهد و انتخاب نگرشی که در مقابل سرنوشت خود بر می گزیند،آزاد است.نتیجتا مسئول جوابی است که به سرنوشت می دهد و مسئول شیوه تفکر ونگرشی است که انتخاب می کند.انسان باید پاسخی بدهد که در شأن انسان است.
ویکتور فرانکل روزی به شاگردان خود گفت: "من معنای زندگی خود را در این می بینم که به دیگران کمک کنم تا آنها در زندگی خویش یک معنا بیابند."او همیشه با انسانهایی روبرو می شد که پرسش هایی در باره معنای زندگی مطرح می کردند.ویکتور فرانکل معتقد بود : "مشکل انسان امروز بی معنا بودن زندگی،خلا وجودی و ناکامی وجودی است."انسان سالم از نظر فرانکل، انسانی از خود فرا رونده و معنا خواه است.معنا خواهی قوی ترین نیرو در انسان است.معنا چشمه ای است که هرگز خشک نمی شوداما طراوت انسان بودن بدون آن خشک می شود.
فرانکل برای معنا بخشیدن به زندگی سه را پیشنهاد می کند:
1- اگر انسان چیزی خلق کند،زندگی اش می تواند با معنا باشد، در اینجا انسان از خود سئوال می کند : من برای چه زنده هستم؟
2- انسان معنا را در شیوه تجربه کردن زندگی ، یا کسی را دوست داشتن،می بیند.در اینجا انسان از خود می پرسد:من برای چه کسی زنده هستم؟
3- انسان معنا را در هنگامه ی غوطه وری در مشکلات سنگین در می یابد.طرز برخوردی که ما نسبت به رنج برمی گزینیم.در جایی که ما با یک سرنوشت غیر قابل تغییر روبرومی شویم.(یک بیماری غیر قابل علاج،مرگ یک عزیز، یک موقعیت ناامید کننده،...)در این جاست که زندگی می تواند معنا شود.در اینجا انسان از خود می پرسد: چرا نگرش مثبت در برابرسرنوشت غیر قابل تغییر و اجتناب ناپذیر نداشته باشم؟
ویکتور فراننل معتقد است که درست در جایی که ما با یک موقعیت روبه رومی شویم که که به هیچ روی نمی توانیم آن را تغییر دهیم از ما انتظار می رود که خود را تغییر دهیم،رشد کنیم ،بالغ شویم واز خود فراتر رویم.فرانکل در آشویتس و در بند نازی ها با تمام وجود به این نتیجه رسیده بود که : رنج هر زمانی معنایی دارد،وقتی تو خودت آدم دیگری بشوی.زیر ضربه های چکش سرنوشت و آتش گداخته رنج، زندگی شکل می گیرد.در معنا درمانی صحبت از آزادی روح انسان می شود.انسان تحت نفوذ قوانین جبری قرار نگرفته است.انسان حق این انتخاب را دارد که در برابر موقعیتی که قرار می گیرد چه نگرشی برگزیند.تصمیم گیری به انسان واگذار شده است.هیچ عاملی این قدرت را ندارد که تعیین کند انسان در برابر سرنوشت غیر قابل تغییر،چگونه فکر کند و چگونه رفتار کند.انسان همیشه مسئول اعمال و گفتار خود خواهد بود.
مروری بر کتاب
نقش لوگوتراپیست وسعت بخشیدن به میدان دید بیمار است، تا آنجایی که معنی و ارزش‌‌ها در میدان دید و حیطه خودآگاه بیمار قرار گیرد. کسی که چرایی زندگی را یافته است، با هر چگونه‌ای خواهد ساخت. رنج وقتی معنا یافت، معنایی چون گذشت و فداکاری، دیگر آزاردهنده نیست. لوگوتراپی با در نظر گرفتن گذرایی هستی و وجود انسانی به جای بدبینی و انزوا، انسان را به تلاش و فعالیت فرا می‌خواند.اگر رنج را شجاعانه بپذیریم تا واپسین دم، زندگی معنی خواهد داشت. پس می‌توان گفت معنای زندگی امری مشروط نیست زیرا معنای زندگی می‌تواند حتی معنی بالقوه درد و رنج را نیز در بر گیرد.
در این کتاب ما با هسته مرکزی اگزیستانسیالیسم رویاروی می‌شویم که اگر زندگی کردن رنج بردن است برای زندگی باید ناگزیر معنایی در رنج بردن یافت. لوگوتراپی روشی است که کمتر به گذشته توجه دارد و به درون‌نگری هم ارج چندانی نمی‌نهد، درازاء توجه بیشتری به آینده، وظیفه، مسؤولیت، معنی و هدفی دارد که فرد باید زندگی آتی خود را صرف آن کند.

منبع: روزنامه همشهری 13 مهر 1376
در کتابخانه کیانا موجود است: بلی

تهیه کننده سند: فرحناز

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو