کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
هیچ تجربه ای برای یک آفتابگردان، تلخ تر از هرزگی آفتاب نیست. خسته ام از روزهایی که بدنبال...

جزئیات بیشتر...




کاش می دانستی آنچه در جستجوی آنی همین جاست!
کوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد. رفت‌ که‌ دنبال‌ خدا بگردد؛ و...

جزئیات بیشتر...


‫ﻣﯿﻬﻤﺎن‬
(به دیدن من بیا مهتاب در اومد)
« 46940 بازدید »

خواننده: هایده
متن ترانه: به دیدن من بیا مهتاب در اومد
بیـا عـزیزم بیا صبرم سر اومد

می دونـی قـلـبـم آروم نـداره
تـو سـیـنـه مـن یـه بـی قراره

زنـجـیـرو وا کـن ز پا دیوونه من
چشم انتظارم بیا به خونه من

به دیدن من بیا مهتاب در اومد
بیـا عـزیزم بیا صبرم سر اومد

تـو امـیـد مـنـی بــذار مــردم بدونن
غم عشق تو رو تو چشم من بخونن

تـو خـورشـــیـد مــنی مـن ذره محتاج نورم
بیا گرمی بده بـه جـون مـن اگــر چــه دورم
فقط یه روز ز تو جدا می شم که توی گورم

می دونـی قـلـبـم آروم نـداره
تـو سـیـنـه مـن یـه بـی قراره

زنـجـیـرو وا کـن ز پا دیوونه من
چشم انتظارم بیا به خونه من

به دیدن من بیا مهتاب در اومد
بیـا عـزیزم بیا صبرم سر اومد

به دیدن من بیا مهتاب در اومد
بیـا عـزیزم بیا صبرم سر اومد

می دونـی قـلـبـم آروم نـداره
تـو سـیـنـه مـن یـه بـی قراره

زنـجـیـرو وا کـن ز پا دیوونه من
چشم انتظارم بیا به خونه من

به دیدن من بیا مهتاب در اومد
بیـا عـزیزم بیا صبرم سر اومد

تهیه کننده سند: علی

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو